[Archive]


Tuesday, June 08, 2004




    I AM A NATURAL BORN POSER!
    I AM IN LOVE WITH A RAVEN!
    I AM A VERY DUMB GIRL!
    I AM AS FAT AS A COW!
    I AM A BUTTERFLIES LOVER!
    I AM SELF CRITIC, SO, PLEASE, DO NOT JUDGE ME, SPEACILLY IF YOU HAD NO GUTS TO SAY WHO YOU ARE, OK?

    AND I WANT TO GO TO NORWAY!


    || 0 Comments



Monday, June 07, 2004






    I'm going through changes
    I'm going through changes

    said ozz


    || 0 Comments



Sunday, June 06, 2004



    ببین
    تا یه جایی میشه با تلاش رفت
    از یه جایی به بعد باید یه چیزایی قاطی خونت داشته باشی
    باید خون ات رنگی تر باشه
    از اونجا به بعد رو یا بی خیال شو
    یا رام باش، بذار رام شی
    کسی دست خر جفتک انداز رو نمیگیره و ببره اون ور خط
    از اونجا به بعد باید آدم باشی تا اونایی که خونشون رنگی تره ببرنت


    || 0 Comments




    کالچر ایز نات د وی
    بات نات ساموات سیریس
    سو لت می سی یور فاکین روت


    || 0 Comments




    اعتیاد جدید من صفحه ی 104
    این یکی پابلیکه
    شبی نیم ساعت انگلیش پیشنت، فریم به فریم
    عکس به عکس
    نقاشی به نقاشی
    سکسکه به سکسکه
    سسسسسسسسسسسسس


    || 0 Comments



Saturday, June 05, 2004



    به کسی که تو خشت خام لنگه جورابت رو میبینه نگو قضیه رو این ور و اون ور کن
    باشه؟


    || 0 Comments




    امروز بیست و هفتم ماه نهم از سال آخر قرن است
    و من دلم میخواهد راجع به آنال سکس با کسی صحبت کنم
    برنامه ی ماهیگیری فردا را کنسل کردم
    سر کار هم نرفتم
    بطری خالی خالی است
    گمونم زیادی سر پا نشسته ام
    باید کمی مراقب باشم


    || 0 Comments




    راست میگی راست میگی
    اینکه آدم نخواد جلوی غصه هاشو بگیره هم یه جور آزادگیه


    || 0 Comments





    I was made for loving you baby
    You were made for loving me
    And I can't get enough of you baby
    Can you get enough of me?


    بعد فکر کن درست از اون شباییه که یه تلنگر بهم بزنن پا میشم چار تا تصمیم بنیادی میگیرم و بلند بگو...


    || 0 Comments



Friday, June 04, 2004



    میدانی و نمیکنی
    میتوانی و نمیکنی
    میخواهی و نمیکنی
    آخر ربط دانایی و توانایی و خواهایی را با کردن نفهمیدیم


    || 0 Comments




    یادم می آید جایی خوانده بودم صبح های ناشتا از مزه ی انگشت میشود چیز هایی فهمید
    یادم نمی آید چه چیزهایی
    با این حال هر روز میمکم و جایی مینویسم
    برای روز مبادا شاید


    || 0 Comments




    در سالن دستها نیمی بر شانه و نیمی بر قوس درونی تنه
    لباس ها برق میزنند و سازها وق
    نشسته ام این طرف تر و بلیط ترن را با انگشت روی میز سر میدهم
    گیلاس های قد و نیم قد دور سرم میچرخند
    باید نصف چیزی باشند که من میتوانم تشخیص دهم یا چیزی در این اندازه
    انگشت شست و اشاره را باز میکنم، تا سالن میبرم و بر میگردانم
    یک بار دو بار سه بار چند بار
    کمی پیشانی ام را نگه میدارم، نفسم سسسسس ی خفیف و ممتدی میکند
    همه شان را خوب میشناسم، لااقل بیشترشان را
    آدم های مهربان و متقارنی هستند، به من که نامهربانی نکردند
    اندازه ی خودشان دارند، اندازه ی خودشان هم ندار
    آدم در اینجا راحت تر از جاهای دیگر است، میتوانستم بچه ی یکی از آنها باشم، ها!
    پوست لیمو را گاز میگیرم و بلیط را دوباره سر میدهم
    باید خوشحال باشم، شغل جدید شانس بزرگی است
    همه با چشم های گشاد و لب های باز استقبال کردند
    این را خودم هم میدانم
    چند سالی است که شانس های بزرگ ولم نمیکنند
    هاها، برای من که عاشق شانس های کوچکم مثل داستان های داستایوفسکی میماند
    اگر هنوز زنده بودی
    شاید امشب یک سخنرانی مفصل در مورد خوابیدن و پنکیک و مربا برایت میکردم
    و تو مثل همیشه میگفتی حرصت را در می آورم
    و میخواستی کمی هم در باره ی شغل جدید توضیح بدم
    و من دعوتت میکردم به سالن برویم و
    شانه و قوس تنه را از عزای سال های گذشته در آوریم
    و تو اخم میکردی،
    و قندی که در دلت آب میشد تنهای تنها میمکیدی




    [Download]


    || 0 Comments



Thursday, June 03, 2004



    یه سوال فلسفی:
    چرا انقد من بی مبالات شدم؟
    قسمت بعدی سوال:
    حالا چرا انقد خوشم میاد؟
    قسمت پایانی سوال:
    حالا تو چرا انقد خوشت میاد؟

    انگشت شد به ساعت غریب در شب هفتم ربیع الاول ثنه ی ثمان و ثلاثین و اربعه مئا


    || 0 Comments




    یه چیزی بگم بخندی
    یکی داشت واسم طالع بینی مرد متولد دی رو میخوند
    توش نوشته بود که:
    اگه میخوای زن همچی آدمی بشی، مواظب باش با پیش غذا خودت رو سیر نکنی، آخه خیلی بدش میاد موقع غذا حالت آدمای سیر رو داشته باشی.


    || 0 Comments




    من یک الکلی مهربان ام
    من یک چیزم


    || 0 Comments




    چقد شیرینه وقتی فکر میکنی واسه یه نفر تا آخر دنیا وقت داری
    وقتی فکر میکنی هر چی طولش بدی و نشخوار کنی چیزی اکسپایر نمیشه
    دستتو بده به من، بریم تو حلبی زندگی کنیم، روش مینویسیم در جای خشک و خنک نگهداری شود
    آدمای خیر زیادن


    || 0 Comments




    خیلی بده که آدم یه نفر رو به یاد یه نفر دیگه بکنه؟
    حتی اگه اون یه نفر دیگه در زمان خودش به یاد یه نفر دیگه کرده میشده؟
    این تاخیر ماخیرا نزنه زندگی رو ناپایدار کنه یهویی، تو که میدونی من به هیچی به اندازه ی پایداری اهتمام نمیورزم.


    || 0 Comments




    به من بگو
    کدوم مردونگی میشناسی
    که وقتی همه میرن، چراغارو خاموش میکنی، با دو تا لیوان میشینی تنگش و انگشتاتو میشکنی
    سیبیلاش نریزه؟


    || 0 Comments




    تو که میدونی نوک انگشتام به گرد سفید حساسیت دارن،
    تو که میدونی خورشید که صد تا برنج تو آب میکنه، من حال ندارم پاشم با یه دسمال عطری دنبال جای انگشتم رو در و دیوار و کس و کون ملت بگردم
    باز ورداشتی یه گونی کوفتی آوردی؟


    || 0 Comments




    این هاویشام از صب کله سحر تا الان که شرش رو کند داره عرق میریزه و میگه

    California Callin 20 miles to go
    And I don't, I don't know

    تازه من خواب بودم، مهمون هم واسش اومده و دو تایی رو من رقصیدن و خبر نداره که خبر دارم


    || 0 Comments




    کی گفته ادعا کردن بده؟
    کی گفته "من، من" کردن کار آدمای بد بخت عقده ایه؟
    کی گفته آدما در حدی نیستن که بگن "من مو لای درزم نمیره" ؟
    کی گفته آدم باید همیشه یه قسمتی از شادیشو با رعایت احتمالات و برای رفع بلا بندازه تو صندوق صدقات ؟

    اتفاقا من برعکس تو واسه عقده ای و بدبخت یه تعریف دیگه دارم
    عقده ای بد بخت کسیه که نمیتونه این ویز ویز ها رو تو گوشش تحمل کنه
    بد بخت عقده ای کسی نیست که دلش میخواد خودشو فریاد بزنه، اونم تو لحظه ای که از شدت خوشبختی چشاش هشت تا شدن
    بد بخت عقده ای کسیه که وقتی این فریاد رو میشنوه، پوزخند میزنه و میگه "بعدا که با کون خوردی زمین میفهمی"، تازه اگه بلد باشه پوزخند بزنه!
    خیالت راحت باشه
    اتفاقا همیشه این آدمای دست به دیوار دو-دو تا چار تا کن هستن که مث "یه توپ دارم قلقلیه" هی با کون میخورن زمین و هوا میرن، نمیدونی تا کجا میرن.
    آخه با کون زمین خوردن بیشتر یه پارانویا است، تا یه بیماری جسمی با حدود علمی معلوم و قابل استناد که ممکنه واسه هر کسی در مسیر اصطحلاک زندگی اتفاق بیفته.


    || 0 Comments



Wednesday, June 02, 2004



    موهاتو بریز رو صورتت
    الان موقع وضوح نیست
    اینجا مکانی است که مغز در دمای اتاق بخار میشود
    نترس
    سوراخی نیست واسه فرار گازهایی که از کلت متصاعد میشه
    یه کبریت بکش
    اونوقت میفهمی، یه ساعته داری CO2 خالص نفس میکشی


    || 0 Comments





    من عاشق آدمای کم شکایتم
    هر وقت منتظری دیگه این دفعه رو یه غری چیزی بزنه میبینی هنوز!
    فقط همین آدمان که میتونن تو رابطشون با من حداکثر چیزی رو که من میتونم به یه آدم بدم بگیرن
    همه ی استعداد های اینتر اکشنی من در محیط کم شکایت منفجر میشن.


    || 0 Comments




Sunday, May 30, 2004



    من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم
    من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم
    من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم

    انگار این تیره ی یک دست هم لبای توه که چسبیده به شیشه
    خوبه هزار بار بهت گفتم اینجوری نشین و چشاتو چپ کن
    خوبه هزار بار بهت گفتم
    دی رام رام دی رام رام
    دی راممممممممممممممممممم


    || 1 Comments




    میخواستم بگم در مواجهه با دنیا های جدید و جذاب انتلکچوآلی که افتادی وسطش و کم کم داری زیر زبونت مزه مزش میکنی
    دو تا راه بیشتر نداری
    یکی اینکه بفهمی سویچ کردن درد داره، دردشو بکش و صدات درد نیاد، تا جا بیفتی
    یکی اینکه فکر کنی انقد واست ارزش نداره که درد مرز و کلید زنی رو تحمل کنی، پس دست از ادا اطوار ور دار و بگو "نع، نمیخوام، نمیکنم، نمیام"

    باز دوباره که شروع کردی به همذات پنداری!

    اینا مال آدماییه که به قول تو در جا نزدن و تو گوششون شمع نریختن
    یکی مث من که تو گوشش شمع ریخته و به قول تو خودشیفتگی مضمن داره، اصن به مرحله ی مواجهه نمیرسه
    مواجهه یعنی "چیزی غیر از اینی که توی من هست هم وجود داره"
    مواجهه یعنی "من دارم یه چیزی رو میبینم که بلد نیستم مفهمومش رو با چار عمل اصلی درونم بسازم، در نتیجه باید یه تجدید نظر تو آب و باد و خاک و آتش بکنم"
    خیلی وقته، من از این چیزا پیدا نکردم
    آدما با هم فرق دارن گلم
    اینم گریه نداره
    از این کول تر و چسبونک تر نمیشه


    || 0 Comments



Saturday, May 29, 2004




    think of me
    very scientifically
    share your thoughts with me
    send them over land and sea

    they seep through walls
    echo down abandoned halls

    let me see your joy and fear

    how can it be, we never see
    what we have until it's gone
    why is it so, we never know
    what we have until it's gone

    the more i try
    all the faster you'll slip by
    so vaporize
    slide to me like liquid ice

    i can see into your eyes

    why is it so, we never know
    what we have until it's gone

    until we burn, we never learn
    what we have until it's gone

    ssssscientificl-cl-cl-cl-cl

    ssssscientificl-cl-cl-cl-cl

    i can see into your eyes
    deepest blue of winter skies!

    why is it so, we never know
    what we have until it's gone

    until we burn, we never learn
    what we have until it's gone


    || 0 Comments





    Said woman take it slow
    It'll work itself out fine
    All we need is just a little patience
    Said sugar make it slow
    Said woman take it slow
    Said sugar make it slow :-)


    || 0 Comments




    ساعت ها است که من و Emiliana Torrini نشسته ایم به انتظارت
    حوصله مان سر رفت سیگار کشیدیم
    حوصله مان سر رفت مشروب خوردیم
    حوصله مان سر رفت لباس های پلو خوریمان را در آوردیم
    حوصله مان سر رفت دراز کشیدیم و صحبت کردیم
    حوصله مان سر رفت به هم دست زدیم
    حوصله مان سر رفت عاشق هم شدیم
    حوصله مان سر رفت چشم هایمان را بستیم و تله پاتی کردیم
    حوصله مان سر رفت بچه ی چارشنبه را رقصاندیم
    حوصله مان سر رفت فراموش کردیم
    حالا که دیگر حوصله مان سر نمیرود تو زنگ در را میزنی
    حالا که دیگر همه ی انرژیمان را خورده ایم و پوستش را قایق کرده ایم
    تو زنگ در را میزنی
    تو زنگ در را میزنی


    || 0 Comments




    بدبختا زیر پتو
    سریعتر
    از این ور حرکت کنید
    بجنبین تا هوا صاف نشده
    ماشالله برادرا
    بدوین

    روزی دسته های آسمان را خواهیم گرفت
    و جای بهتری برای شاشیدن خواهیم داشت
    جای بهتری برای آنکه در آن ایستاده لبخند بزنیم و آسان شویم


    || 0 Comments




    یه سری از آدما هستن که من خیلی دلم میخواد یه اتاق مونیتورینگ وجود داشت که من مینشستم اون تو
    و یه هفته زندگیشون رو تماشا میکردم
    خیلی وقته یه دل سیر به کسی نخندیدم


    || 0 Comments




    به خاطر می آوری چقدر سوت زدیم و آواز خواندیم، تا فراموش کنیم از دودکش هر خانه چه همه فحش و فضیحت نثارمان میشود؟

    تا به حال شده
    برای هیزم شکن ناز نازی که هر شب دست های پینه بسته اش را به خانه می آورد و با افتخار میگذارد مقابلت
    لخت شوی
    تا بداند با شکم راه رفتن چه قیافه ای دارد؟
    تا به حال به تکه ای از لباست که هیچ وقت نتوانسته پشتش را ببیند شک نکرده؟


    || 0 Comments




    کسانی که
    خودشان و تو را برای واژه ی پاک صداقت جر نمیدهند، اگر لازم شود، یک کلمه ی راست هم از دهانشان در نمی آید


    || 0 Comments




    خدا شعورش بالا تر از این حرفاس
    آمفتامین رو از ماده ی مخدر تشخیص میده


    || 0 Comments





    Please be philosophical
    please be tapped into your femininity
    please be able to take the wheel from me
    please be crazy and curious
    please be a sexaholic
    please be unpredictably miserable
    please be self absorbed much (not the good kind)
    please be addicted to some substance
    please be the jerk of my knee i've fit you always
    please be strangely enigmatic
    please be just like my
    La La LaLa La Laaaaaaaaaaaaaaaaaa


    || 0 Comments




Thursday, May 27, 2004





    Everybody's looking at me,
    feeling paranoid inside
    When I step outside I feel free,
    think I'll find a place to hide
    Tell me people, am I going insane?
    Tell me people, am I going insane?

    Every day I sit and wonder
    how my life it used to be
    Now I feel like going under,
    now my life is hard to see
    So tell me people, am I going insane?
    Tell me people, am I going insane?

    So I'm telling all you people,
    listen while I sing again
    If I don't sound very cheerful,
    I think that I'm a schizo brain
    So tell me people, am I going insane?
    Tell me people, am I going insane?





    پ.ن:
    ایستاده: ایـن
    خوابیده: ایـن
    مکان: گاراژ قدیر ژانگولر


    || 0 Comments





    Stationary traveler fucked me free my luv
    can ya help me to know your face again?


    || 0 Comments





    یه زبون جدید یاد گرفتم، فقط تو محیط خنک و مرطوب کامپایل میشه
    برو یه لیوان آب بخور بیا تا بگم


    || 0 Comments




    ملا خپیت جان
    بیا بریم پارک
    بین چمن های آب چاه خور
    روی تاب ها بایستیم و هر چی آدم به ذهنمون میرسه به گند بکشیم و بخندیم
    بعد بریم با دست رنگی و زنگی آب بخوریم، تا فرداش اسهال بگیریم و بخندیم
    با هر کلاک که میاد یه دور گول بخوری و تا کلاک بعدی بگی گول نمیخورم و بخندیم
    باهوش های رهبر رو سوار الاکلنگ کنیم و با کون بکوبیم به زمین گرم و بخندیم
    قانون سن میگوید کشاله ی رون ما پیر تر از اونه که انقد بهش خوش بگذره
    دست لای پا، شل بزنیم و بخندیم


    || 0 Comments







    Move over, move over
    There's a climax coming in my way
    Move over, move over
    There's a climax coming in my way

    I don't like you, don't compromise
    Shattered by your weakness
    Shattered by your smile
    And I'm not very fond of you, and your lies
    Shattered by your weaknesses
    Shattered by your smile


    || 0 Comments




    راههای ترک سیگار (رسیدن به خدا) پارت وان:
    فندک و کبریت تو خونه نگهداری نکن
    هر وقت خواستی سیگار روشن کنی برو تا آشپزخونه و با اجاق گاز روشن کن
    ببینم کونت قوی تره یا شهوت دود طلبت


    || 0 Comments



Tuesday, May 25, 2004



    بله؟
    میشه قبل از اینکه بخوابم یه بار دیگه بگی؟
    بگو
    بگو
    بگو


    || 0 Comments




    و چقدر خوشبختم
    که وقتی سرم را بر بالش میگذارم
    هیچ کس نیست که بیشتر از بالشم دوستش بدارم
    هیچ کس نیست
    که باعث شود فراموش کنم
    تاریکی پاک ترین معشوقی است که هرگز در آغوش کشیده ام
    بدرود آگاهی
    که من از تو برترم

    امضا: کولی خوابالو


    || 0 Comments



Monday, May 24, 2004



    یک شب مستی و chris rea از هزار کیر خر برتر است

    پ.ن: کیر خر کنایه از همه ی شما که اینجا را میخوانید و رفیقاتون و رفیقای رفیقاتون میباشد


    || 0 Comments





    نشسته ام روي نفس هاي ماسيده بر مبل چرمي خانه ام
    حرکاتم منقطع شده اند
    نان کره اي ميخورم
    خيره، بالا و پايين شدن شکمم را تماشا ميکنم
    چقدر زندگي آرام است
    چقدر زندگي آرام است


    || 0 Comments




    دونت پوينت يور دريم آن ماي هورايزون


    || 0 Comments




    ديگر صبح ها زانوهايت برق نميزند
    شوهر کردي؟


    || 0 Comments




    خوبه باز
    اگه به هيچ جا نرسيديم لا اقل خوب ياد گرفتيم اداي رسيده ها رو در بياريم
    آدم بعضي وقتا به صداي خودش هم شک ميکنه
    شايد سر فرصت اسممو رو همه ي شرتام نوشتم


    || 0 Comments



Sunday, May 23, 2004



    میدانی سهمیه ی گرگ بودنم را هر شب از خنده ی بره ای که میدرم میگیرم؟
    میدانی؟


    || 0 Comments




    دیگر دست به پرده ها نخواهم زد
    بخوابید و همیشه.
    دیگر اشغال نخواهم زد
    آسوده بگیرید و قطع کنید
    دیگر کسی را "تو" صدا نخواهم زد
    بی ترس از دست دادن به این و آن سلام کنید
    دیگر لباسم را بالا نخواهم زد
    به خیابان بدوید و همدیگر را با لذت تماشا کنید
    دیگر انگشتتان نخواهم کرد
    شخصیتتان را برای آینده ی پرشکوه حفظ کنید
    دیگر یک وری نمیخندم
    مانیفست ها را در هوا پخش کنید
    دیگر نیستم
    خودتان باشید و کنار آب های دلتان آتش روشن کنید
    دیگر volume سلیقه هایم را نمیچرخانم
    نگران به روز شدن نباشید

    پ.ن: چک تضمینی و سفته در کار نیست
    بیخود دلتان را خوش نکنید D:


    || 0 Comments




    مصائب مسیح خوب بود؟
    :-))



    Get this party started on a Saturday night
    Everybody's waitin for me to arrive
    Sendin' out the message to all of my friends
    We'll be lookin flashy in my Mercedes Benz
    I got lotsa style, check my gold diamond rings
    I can go for miles if you know what I mean
    I'm comin' up so you better get this party started
    I'm comin' up so you better get this party started

    Pumpin up the volume, breakin down to the beat
    Cruisin' through the west side
    We'll be checkin' the scene
    Boulevard is freakin' as I'm comin' up fast
    I'll be burnin' rubber, you'll be kissin' my ass
    Pull up to the bumper, get out of the car
    License plate says Stunner #1 Superstar




    [Download]


    || 0 Comments



Saturday, May 22, 2004



    lil میگه من از این عکس یاد آقا اشرفی می افتم تو چی؟
    میگم یاد بچه ای می افتم که باباش به یه ماموریت طولانی رفته بود
    مدرسه اش عوض شده بود
    و طعم آزادی جدید را شب ها تا دیر وقت نشخوار میکرد
    فحش های جدید می آموخت
    با پول هنگفتی که دزدیده بود یک جفت دستکش دروازه بانی خریده بود
    و کارهایش باعث افتخار رفقا بود


    || 0 Comments




Friday, May 21, 2004



    از اونجایی که خیلی آدم یه پارچه ای هستم
    گوجه سبز میخورم، دندونام و ذهنم با هم کند میشن
    خـوبه
    ذهن یعنی از پیشونی تا نوک دماغ، به استثناء پارکینگ و حیاط خلوت


    || 0 Comments




    یه جایی بگو
    قد یه هفته بشه زنده موند
    سرد و صاف و دور از آدم
    با چند تا جعبه و چند تا لاشه برم
    چوب بسوزونم و از بوته ها بترسم
    یه بار بترسم
    دو بار بترسم
    سه بار بترسم
    کم کم خوابم بگیره
    نترسم
    نترسم
    بخوابم
    بخوابم

    صدای سوختن واسه گوشم
    اونی که پشت بوته هاس واسه...


    || 0 Comments




    24- آدمی که در بچگی دیده یه حروم زاده رو وسط اسکله ول میکنن، بعد میرن تو جنگل دعوا میکنن، بعد میفتن رو هم و عرق میکنن
    50 درصد بیشتر از آدمای عادی استعداد الکلی شدن داره.


    || 0 Comments




    یه سری آدما که نمیشه اینجا زیاد بازشون کرد
    کمی که بعد از ظهر دیرتر میشه عصبی میشن
    البته دلیل نمیشه که فکر کنین چیز شدن
    نه نه
    خیلی راحت میتونن هر وقت دلشون خواست چیز کنن
    گیرمم نتونن
    آخرش که چی؟


    || 0 Comments





    میدونی عزیزم
    من فکر میکنم دیگه وقتشه به هم نشون بدیم چقد هاریم
    آب دهنتو ول کن که دندونام قرچ کرد


    || 0 Comments




    دیشب تو خواب میخواستم به یه چیزی دست درازی کنم
    چند بار سعی کردم دیدم نمیشه،
    یه کم کلمو خاروندم
    بعد به ذهنم رسید: گاییدی با این واقع بینی


    || 0 Comments




    این آینه ی توالت ما از یه ساعتی به بعد مث photoshop عمل میکنه
    آدم احساس میکنه ... چیز


    || 0 Comments




    یه امشبو خواستم استراحت بدم
    مگه میذاره
    هی میاد قدم میزنه و میگه چرا دیگه عاشقم نیستی؟


    || 0 Comments



Thursday, May 20, 2004



    من احساس میکنم شهرداری تهران امتیاز مجله ی playboy رو خریده


    || 0 Comments




    اگه دختر بودم
    در مقابل اون موهای چرب صاف که رو گوشش آویزون بود
    و اون بازوی سفید رنگ پریده که یه زخم کشیده داشت و عضله ی سه سرش رو میشد سرشماری کرد
    و اون ساک جین کرم
    و اون نگاه که همه چی رو میدید جز کسی که نشسته رو به روش
    حتما لخت میشدم
    95 درصد رو شاخش بود


    || 0 Comments




    به مناسبت نقل مکان به سهروردی:

    یه خانوم از رو به رو
    دراز و دسش به کون
    پوزخند مست خسته
    انگار میخ توش شیکسه
    هر انگشتش یه ویروس
    من این وسط بی ناموس
    عین دیروس و هر روس

    توام که هی پشت هم

    مواظب دولت باش
    کاندوم بکش ساکت باش


    || 0 Comments





    Talking to you from the other side of wall
    sickshitsickshitsickshitsickshitsickshitsick shit....


    || 0 Comments





    شادی هایمان را چی کار کنیم نصف شبی؟


    || 0 Comments




    آدم در یه حالتایی عاشق سوسک های ریزی میشه که روی مونیتور راه میرن
    چه حالتایی، چه حالتایی
    جــــــــــــــــــــون
    فین


    || 0 Comments



Wednesday, May 19, 2004



    من به تو اعتماد به نفس جیش کردن میدهم
    تو ماست هایم را میبلعی
    من خودم را نگه میدارم
    تو حرف های تشویق آمیز میزنی
    من با چراغ قوه می آیم و زیر لب
    تو پاهایت را میبندی
    من ساعتم را جا میگذارم
    تو تکرار میکنی کرگدن، کرگدن، کرگدن

    دیگر شب شده و نفس هایم بوی خون میدهد
    برویم پی بوی خون، بلکه امشب معلوم شد اشکال از کجاست

    امضا: ملافه کثیف کن


    || 0 Comments




    خانوم پری مث بید
    یواش یواش میلرزید
    فکر شب و سیاهی
    مونده سر دو راهی
    نشسته بود ناامید
    که خش پایی شنید
    یه دستی خورد به شونه اش
    تلنگری به گونش
    دید یه پسر راس راسی
    با تنبون کرباسی
    جفت پاهاش تو گیوه
    دستش یه بقچه میوه
    با چشم هاج و واجش
    خیره شده به تاجش
    تو آدمی یا ماهی؟
    نجیب و سر به راهی؟
    مال زمین یا آبی؟
    حقیقتی یا خوابی؟
    یه حرف بزن چه تنبلی
    شاید که جادو جنبلی
    اسمت چیه سلیطه؟
    بی چادر و شلیته؟

    خانوم پری با عشوه
    با صد هزار کرشمه
    خجالتی سرش خم
    لباشو مالید به هم
    خوابید یه ور روی اب
    دمبشو داد پیچ و تاب
    گفت سلام
    در دو کلام
    به فارسی خوب دری
    به من میگن خانوم پری
    بعدش با ناز و ادا
    پرسید که اســــــــــم شما؟

    گفت پسرک با خنده
    اسم شریف بنده
    زلفعلی خان ذلفقار
    مال دهات شهسوار
    فرزند مرحوم قلی
    معروف به سوت بلبلی
    اسم ننم زیور گدا
    صیغه شده به کدخدا

    خانوم پری دلش آب
    تنش همه پیچ و تاب
    گفت آقای ذلفقار
    محترم و با وقار
    چه نکته دان و فاضلین
    چه با شعور و عاقلین
    تو حرف زدن چه ماهرین
    خواننده این یا شاعرین؟
    چه بوی خوب پشگلی
    الاغ لنگ خوشگلی
    چه گیوه های پاره ای
    شلوار خوش قواره ای
    چه بقچه ای
    دهان مثل غنچه ای
    چه گونه ای، چه چالکی
    زگیل و خال و سالکی
    عجب سری
    نگاه گرم محشری

    انقده گفت از این وری
    از اون وری
    کاکل زری، یار پری
    که زلفعلی سرش منگ
    خیس عرق نفس تنگ
    گفت ای پری
    کاکل زری، خاک تو سری
    هلاکته
    عاشق سینه چاکته
    بپر بالا رو دوشم
    رو قاطر چموشم
    با هم میریم به بندر
    به کافه ی غضنفر
    با هاجر و مرضیه
    شبش میریم تعزیه
    تو کوه و دشت و دره
    انقده خوش میگذره

    پ.ن: اگه میخواین بدونین بالاخره پری قصه ی ما، مادام میشه یا نه، تا جلسه ی آینده صبر کنین


    || 0 Comments




    تو جذب شهوت های دست نخوردت میشی
    من جذب لکه های انگشتی که روی شهوت های مبتذلم ماسیده
    شاید واسه همینه هیچ وقت رغبت نمیکنم چیزی رو بهت بفهمونم
    شاید واسه همینه خیال میکنی جلوی یه چیزیت رو گرفتم.


    || 0 Comments




    ایده آلیست یعنی چی؟
    یعنی کسی که زندگیش رو نمیتونی ببینی؟
    خوب تو کوری
    تو کوری
    تو و همه ی کسایی که همه ی مهارتشون رو جمع میکنن تا چیزایی رو که ندارن دسته بندی کنن.


    || 0 Comments




    صحنه ای که از غار میاد بیرون و
    اون روی دستاش خوابیده
    نه بیداریش در دنبال
    انتظار داری دلم هرز نگرده؟
    انتظار داری چیزی رو که میفهمم تف کنم جایی که جای کفش آشغالایی مث تو روشه؟
    چیزی که من و این سگدونی رو به هم چسبونده و واسمون لالایی میگه


    || 0 Comments





    darlin leave a light on for me
    coz when the world takes me away
    u're still the air that i breathe


    || 0 Comments




    اینم از این
    کار نشد نداره
    چقد خوشم میاد که کار نشد نداره
    یه لحظه نگا
    کار نشد نداره
    هاهاهاهاااااا
    یه بار نشد یه کاری پوزمو بزنه، بلکه به خودم بیام و دنیا دیده شم
    :-))


    || 0 Comments




    بعضی حرفا رو بعضی ها نباید بزنن
    اگه دیگه خیلی بهشون فشار میاد باید برن پیش کسی که این حرفو میزنه، بلکه یه کم ارضا شن
    آخه آدم به این بد ترکیبی وقتی میگه "قیافه مهم نیست، شعور مهمه"
    چی حالا یعنی هان؟


    || 0 Comments




    عصری با Neil Young نشسته بودیم و Dead man واسه در و دیوار پخش میشد
    از یوژوال، فیلم دیدن من و تو فقط یه مجوزه واسه تکون نخوردن
    چشامو بسته بودم و یواش یواش زندگی به جلدم بر میگشت
    جلد چهارم هم خونگی بود فکر کنم
    من بودم و دو تا آپارتمان چسبیده به هم
    و یه آدم جدید
    مث همیشه بلند
    مث بقیه ی جلدا همه چیزو گذاشته بودم و غیبم زده بود
    شهوت غیب شدن
    غیب شدن
    خدا رو چه دیدی
    شایدم با موهای جو گندمی و یه پرده گوشت اضافه برگشتم

    غیب شدن، چه چیزا :-)


    || 0 Comments



Monday, May 17, 2004



    یکی بود یکی نبود
    توی دریا بر آبادی نور
    پشت کوهای بلند یه جای دور
    یه پری آتیش پاره قد نخود
    دست به کمر سرتق و قد
    یه خوشگلک گوله نمک
    همش پی دوز و کلک
    تپل مپل نون بربری
    دستاش کثیف و جوهری
    دمش هوا سرش فکل
    یه دختر حسابی خل
    ته تقاری بچه ننه
    انگار طلب کار از همه
    قهر و حسود
    کنج خونش نشسته بود

    صبح که میشد به فکر جنگ
    با تیر کمون و قلوه سنگ
    دنبال ماهیا میکرد
    چشاشونو سیا میکرد
    پر میکشید مثل خروس
    میزد تو فرق اختاپوس
    میگف که دریا تاریکه
    یه جوب خشک باریکه
    حوصله ام سر اومده
    کفرم دیگه درومده
    نه کافه ای مغازه ای
    نه اتفاق تازه ای
    همه کچل همه خواب
    گندیده توی مرداب
    یه مشت نهنگ و ماهی
    پوسیده تو سیاهی
    تو این دیار مرده
    دنیای آب برده
    شدم یه ماهی دودی
    نفله میشم به زودی


    || 0 Comments




    میدانی چرا حرف هایی را که به دیگران میزنم بیشتر از حرف هایی که در گوشت میگویم دوست داری؟


    || 0 Comments




    چشم هایم را میبندم
    ته مانده ی رطوبت دهان خشکت را با خود میبرم و میبرم
    تا آنجا که هر سه از هم جدا میشویم
    آنجا که هیچ کدام هجایی برای ابدی کردن نداریم تا ببخشیم


    || 0 Comments




    وقتی به اونجا میرسم که انگشتام نرم میشن
    اونجا که آروم آروم همه ی شخصیت های جالب تاریخم رو کنارم میبینم
    میفهمم باید یه قلپ بیشتر تو لیوان پر از لاله نمونده باشه


    || 0 Comments




    ژولیت بینوشه خیلی از شبا واسم تئاتر بازی میکنه
    اون پیشونی عرق کرده و لبایی که هر لحظه منتظری بترکن


    || 0 Comments



Sunday, May 16, 2004




    یه روز اینو تا ته آتیش میکنم، هر چی الکل دارم میریزم تو باک و میام در خونتون
    با یه شات گان میزنم قفل درو بومب میکنم و میام تو
    میزنمت زیر بغلم و شوتت میکنم تو ماشین
    بعد انگشت شستتو میذارم لای دندونام و د برو
    انقد میکوبم به در و دیوار که کامل کامل game over شیم
    بعد میخوابونمت روی روغن سوخته ها و هر چی تو زندگی یاد گرفتم روت پیاده میکنم
    بعد کولت میکنم و انقدر میدوم تا فنرای کمرم بزنه بیرون
    بعد تو هر کاری خواستی با تن لشم بکن


    I laugh myself to sleep
    I laugh myself to sleep
    I laugh myself to sleep
    It's my lullaby

    Is it enough to love?
    Is it enough to breath?
    Somebody rip my heart out
    And leave me here to bleed
    Is it enough to die?
    Somebody save my life
    I'd rather be anything but ordinary please
    I'd rather be anything but ordinary please
    I'd rather be anything but ordinary please
    I'd rather be anything but ordinary please


    || 0 Comments




    travis عزیز لطیفم
    من اگه تو رو نداشتم میخواستم با چی انقد عرق بریزم
    میخواستم با چی تمدد اعصاب کنم؟
    میخواستم با چی پول بریزم تو جیب این دواچی ها
    میدونی چیه؟
    زندگی من و تو
    چیزی نیست جز پر و خالی شدن از یه انرژی نا مربوط
    مث یه جاده زیرش میخوابیم و اون هر طوری دلش میخواد رد میشه
    جاده توضیحی نداره راجع به رد لاستیکا بده
    داره؟
    پس اونوری شو عزیزم.


    Well, I believe there's someone watching over you.
    They're watching every single thing you say.
    And when you die, they'll set you down and take you through.
    You'll realise one day...

    ... That the grass is always greener on the other side,
    the neighbour's got a new car that you wanna drive
    and when time is running out you wanna stay alive
    We all live under the same sky,
    we all will live,
    we all will die.
    There is nor wrong,
    there is no right,
    the circle only has one side.

    We all try hard to live our lives in harmony
    For fear of falling swiftly overboard
    But life is both, a major and a minor key
    Just open up the chord

    But the grass is always greener on the other side,
    the neighbour's got a new car that you wanna drive
    and when time is running out you wanna stay alive
    We all live under the same sky,
    we all will live,
    we all will die.
    There is nor wrong,
    there is no right,
    the circle only has one side.


    || 0 Comments




    به عبارت دیگه میشه i like my woman on the trashy side


    || 0 Comments





    Lady Nipple had a strange hobby
    and it takes two to know, two to know
    don try to translate

    question:
    what's the first rule of ... club?


    || 0 Comments




Friday, May 14, 2004




    کی با تو بود خوشگل من؟
    یه نکته ای هم حالا که اینا رو گفتی بگم
    من هیچ ارزش افزوده ای واسه آدمایی که زندگی بهشون رفته (چقد از این کلمه بدم میاد) قایل نیستم
    عقده ای بودن که نشد در و پیکر واسه زندگی
    اون چیزایی هم که میخوای واسم تعریف کنی بذار تو کلکسیون حالشو ببر
    یا حداقل صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود، نه من که ممکنه برخوردم از حرف زدن پشیمونت کنه
    به هر حال اون پایینی رو با تو نبودم
    ولی بهونه ی خوبی شد واسه اینکه چیزایی که پشت سرم میگی، جلو روم بگی که تعداد بیشتری حالشو ببرن.
    البته من اگه جای تو بودم پشت سر آدمی مث خودم حرف نمیزدم،
    چون انقدر جذابیت دارم که کسی که واسه confirm کردن حرفهای تو بیاد سراغم بفهمه یه چیزیم از تو بهتره :))
    بزرگ ترین تفریح اینترنتی من دیدن گالری erotic و fine art سایت های به درد بخوره
    طبیعیه که هر از گاهی چند تاشو اینجا هم بذارم
    هرمونوتیک میدونی چیه؟
    هنر میدونی چیه؟ آبستره میدونی چیه؟
    اصن میتونی درک کنی لازم نیست چیزی target داشته باشه تا آدم جذبش بشه؟
    اگه فکر کردی منم مث تو، توی هنر دنبال رد پای کیرهای رفته به هنرمند میگردم سخت در اشتباهی
    خیلی از هنرمند های محبوب من تا امروز سوسول ترین و مرفه ترین آدمای دنیا بودن
    هیچ دردی ( عقده ای ) هم تو کاراشون موج نمیزده که خودمو توش خالی کنم
    فقط چشمشون به زیبایی حساس بوده. همین.
    دلیل وبلاگ عوض کردن منم اینه که دلم میخواد
    نه انقدی برام مهمه کسی بدونه که به همه بگم
    نه انقدی اصرار دارم کسی ندونه که یه username و password اضافی بکنم تو کله ی عزیزم.

    یه چیزی هم بفهم گلم
    آدم یه روز سکس زده میشه
    یه روز تا دسته حشری میشه
    قرار نیست جفت این روزا یه چیز تو ولاگش بنویسه
    اصن تو چی کار داری میری آرشیو آدمو میخونی و به هم ربط میدی
    مگه من به تو گفتم آدم با ربطی هستم؟
    اون بالا رو نگا
    اسم وبلاگ هست واریانس
    پایینو نگا
    نوشته variation
    ok؟ بوس.


    || 0 Comments




    24 تا شیشه الکل نذر کردم واسه مرگ دست جمعی و همراه با نکبت امت اسلام
    فقط خدای یکتا میدونه چقدر از این قوم نجس میکروبی حالم به هم میخوره


    || 0 Comments




    من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم
    من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم
    من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم
    من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم

    انگار همه چی داره میره و فقط میمونه یه خوشحالی بی حد و حصر
    don care تو همه ی سولاخای جدولم


    || 0 Comments




    ابنه ای جان لااقل ادای یه چیزی رو در بیار که تاریخ مصرفش نگذشته و قوطیش اندازه باسن والده ی گرامت ورم نکرده.
    فکر کردی با این کارات مردم یاد تیراندازی های رابینهود می افتن و غش و ضعف میکنن؟
    نه عزیزم شخصیتی که واسه معروف شدن انتخاب کردی بیشتر شبیه این آخوند لات و پوتس که هر سال شب قدر با صدای سکسیش روضه میخونه.


    || 0 Comments




    Gigi D'Agostino اعصاب نرم کن اول صبحه
    همین طور که به قافیه هاش reaction های ناخودآگاه نشون میدم
    به این فکر میکنم که شاش امون میده این سیگارو بکشم و این چایی رو بخورم و این ایمیل رو بخونم؟

    پ.ن: اکثر زیر سیگاری های من در توالت شکسته اند.


    || 0 Comments




    من پیشبینی میکنم
    تو کف میزنی
    او حرص میخورد

    من گرد میدوم و همه چیز را با خود میبرم
    تو میمانی و انگشت میمکی
    او گمان میکند خبر تازه ای شده

    من در گوشه ی دنجم لمیده ام
    تو دیگر آلوده شده ای
    او هر روز با دست های قلمبه تری به خانه می آید

    من مدام بی حواس تر میشوم
    تو در آینه ی حمام دسیپلین تازه ات را میشویی
    او به خانه می آید و مچ جارختی را میگیرد

    من ناپدید میشوم
    تو پیشبینی میکنی
    او کف میزند


    || 0 Comments



Thursday, May 13, 2004




    از هیچ کس به اندازه ی آدمی که از کلمات و اصطلاحاتش بهره ی کامل رو برای رسیدن به هدفش میبره خوشم نمیاد
    حتی اینکه همه ی حرفاتو حفظ بودم چیزی از ارزش زبونت کم نمیکنه


    || 0 Comments




    هر کی واسه من آفلاین محبت آمیز میذاره شب خواب میبینم دارم ترتیب مامانشو میدم
    انقدر هم close و داغ این کار انجام میشه که انگار نیمه ی گم شده ی من بوده
    چه پیچیدگی هایی داره روح آدم


    || 0 Comments




    یه بازی یه نفره هست به اسم make a move بذار دود سیگارتو ریتمیک بده بیرون
    این بازی رو معمولا بعد از نیمه شب انجام میدن، در حالی که از خستگی دارن به شهود و مکاشفه میرسن


    || 0 Comments




    هنرمند کسی است که آدمها رو طوری خر میکنه که علاوه بر بار بردن احساس بزرگواری هم بکنن.


    || 0 Comments



Wednesday, May 12, 2004



    برای کسانی که:
    سال ها است با حرکت مایع توی چشمشون سرگرم اند
    به نامبولوژی علاقه دارن
    صبح ها لخت مینشینند و با برجستگی هایشان صحبت میکنند
    به انقلاب فرهنگی، کمد دیواری و ماسک خیار یک حس مشترک دارند
    به زمان random access دارند
    هر موقع اسمشان را به یاد می آورند بیهوش میشوند
    قصد خاصی ندارند
    به ری اکشن های غریزی عادت کرده اند
    عشق بازی در اسطبل را خیلی دوست دارند


    Drunk-Dorothea-------->[Download]
    Drunk-Soreness-------->[Download]


    || 0 Comments



Tuesday, May 11, 2004



    ای که نه جیش میکنی تو دهنم
    نه میفهمی موهای پاتو نزنی هیچ عیبی نداره
    چه جور عاشقی هستی؟
    باز قدیما یه تفی میکردی تو دهنم
    حالا چی؟


    || 0 Comments




    نقشه های کهنه و تکراری من
    شب شده


    || 0 Comments




    یکی تو وبلاگش نوشته بود چمیدونم غذای زیر شیکمتو بده تا بفهمی چند درصد چیزایی که فکر میکردی عشقه، عشق بوده
    میدونی این حرف مث چی میمونه؟
    مث اینکه به یه سرطانی بگی شیمی درمانی نکن تا معلوم شه چند درصد موهات به خاطر شرایط جوی و ژنتیکی میریزه
    :-))


    || 0 Comments




    تو از کتابات چیز یاد میگیری
    من از اون چراغ نارنجیه که 10 ساله هر شب فکر میکنم هواپیماس بعد تو میگی خونس، بعد میفهمیم چراغ برقه.
    اون از حرفای بی ربطی که منو تو راجع به دونسته های هم میزنیم
    اون یکی از یه چاقال اضطرابی که هنوز وقتی آبش میاد افسرده میشه و دنبال یه راه بهتر میگرده.

    پ.ن: فوتم کن


    || 0 Comments




    عزیزم، مامانم، نانازم، تمبون قرمزی
    بیا اینجا
    نگاه کن
    دیدی؟
    اصلا درد نداشت
    تموم شد
    یه نفس عمیق
    یکی دیگه
    حالا دستمو بذار اونجا که مور مور شده
    خوبه... خوبه... خوبه


    || 0 Comments




    گوگوری از این به بعد اگه خواستی نصیحتم کنی یه کم حشیش بکش و چار تا جمله ی تلقینی مثبت تو آینه به خودت بگو تا اینجوری به تته پته نیفتی.


    || 0 Comments




    مهمترین مشکلی که آدمای خنگ دارن اینه که استفاده از white space ها رو بلد نیستن.
    وگرنه در بقیه ی موارد خیلی هم بهتر از باهوش ها جواب میدن، درد سر های تخمی تخیلی اونها رو هم ندارن.

    پ.ن: منظور از white space مجموعه ی مکث ها و گپ های یک challenge روانی است.


    || 0 Comments



Monday, May 10, 2004



    برای بدن چسبناک و پشه خورده ای که دیشب بیهوش شد


    On the day the wall came down
    They threw the locks onto the ground
    And with glasses high we raised a cry for freedom had arrived

    On the day the wall came down
    The ship of fools had finally run aground
    Promises lit up the night like paper doves in flight

    I dreamed you had left my side
    No warmth, not even pride remained
    And even though you needed me
    It was clear that I could not do a thing for you

    New life devolves day by day
    As friends and neighbours turn away
    And there's a change that, even with regret, cannot be undone

    Now frontiers shift like desert sands
    While nations wash their bloodied hands
    Of loyalty, of history, in shades of grey

    I woke to the sound of drums
    The music played, the morning sun streamed in
    I turned and I looked at you
    And all but the bitter residue slipped away...slipped away


    || 3 Comments




    پدر سگ وقتی میگه So long, it was so long ago آدم شک میکنه هنوز چیزی اون پایین براش مونده یا نه


    || 0 Comments




    پولامو جمع کنم یه بالن بخرم
    برم بالا
    برم بالا
    برم بالا
    آخخخخخخخ تف
    هاهاههاا
    شب بخورم
    بخورم
    بخورم
    صب از سوز بیدار شم ببینم اینجا هیچ جا نیست
    اینجا هیچ جا نیست
    دیگه راحت راحت شدم
    بعد دوباره بخوابم


    || 0 Comments




    چند تاچیز هستن که تاثیر voice رو چند برابر میکنن
    1- سرعت
    2- مستی
    3- تغییر عناصر پشتیبان voice مثل اشباع و فرکانس طبیعی (تا وقتی بهش عادت نکردی)


    || 0 Comments





    functionalism


    این آهنگ منو یاد نقاشی هایی میندازه که تو مهدکودک میکشیدم
    همیشه یه عالم چیز میکشیدم
    بعد نوبت رنگین کمان میشد
    این قسمت نقاشی انگار که قرار بود نقاشی رو تبدیل به اون چیزی کنه که من میخوام
    در نتیجه رنگ همه ی صفحه رو میگرفت و چیزایی که قبلا کشیده بودم ناپدید میشدن
    هه هه
    یه خانوم مربی گنده بک هم داشتیم که هر موقع زنگ نقاشی میشد میگفت زنگ رنگین کمون که واریانس دوست داره


    maybe you'll
    be president
    but know right from wrong
    or in the flood
    you'll build an Ark

    and sail us to the moon
    sail us to the moon
    sail us to the moon
    sail us to the moon


    || 0 Comments




    ثبت وقایع:
    امروز منیژه سیا معروف به تفاله چایی رو شوهر دادن


    || 0 Comments




Sunday, May 09, 2004




    لذت همان است که کولی ها در سطل آشغال پیدا میکنند
    و خوشبختی همان که تکه تکه به هم میچسبانند و روی آن میخوابند
    و آگاهی آن که دست به دست میکنند و هیچ وقت نگاهش نمیدارند


    || 0 Comments




    از صبح نشسته ام زیر پنجره و نگاه میکنم
    کتاب هایم را
    قوطی های سیگار تلنبار شده روی تختم را
    هسته های تف کرده در گوشه گوشه ی اتاق را
    رخت خوابم را
    تلفنم را
    شیشه های رنگ وا رنگ اودکلون ها یم را
    ابروهایم را
    دوستانم را
    دانسته هایم را
    رد پایم را
    رانه هایم را
    شهوتم را
    جای دندانت بر تنم را
    لوح های تقدیر مدرسه ام را
    شگرد هایم را
    غصه هایم را
    لرزش هایم را
    پوتین های کثیفم را
    دستمال سفید و گل های زرد تولد کیهانی ام را
    دیوارهای خانه ام را
    نشانه های حیاتم را

    که سوار باد میشوند و به نوبت
    از پنجره
    پر


    || 0 Comments





    سرنوشت یک انسان رو خوندی؟
    اون حس شاهکار سیگارای خیس توی جیبش می ارزه به همه هیکل این کتابان قلمبه ی تخمی بی سر وته سایک


    || 0 Comments