|
Tuesday, June 08, 2004
I AM A NATURAL BORN POSER! I AM IN LOVE WITH A RAVEN! I AM A VERY DUMB GIRL! I AM AS FAT AS A COW! I AM A BUTTERFLIES LOVER! I AM SELF CRITIC, SO, PLEASE, DO NOT JUDGE ME, SPEACILLY IF YOU HAD NO GUTS TO SAY WHO YOU ARE, OK? AND I WANT TO GO TO NORWAY! Link || 0 Comments Monday, June 07, 2004
I'm going through changes I'm going through changes said ozz Link || 0 Comments Sunday, June 06, 2004 ببین تا یه جایی میشه با تلاش رفت از یه جایی به بعد باید یه چیزایی قاطی خونت داشته باشی باید خون ات رنگی تر باشه از اونجا به بعد رو یا بی خیال شو یا رام باش، بذار رام شی کسی دست خر جفتک انداز رو نمیگیره و ببره اون ور خط از اونجا به بعد باید آدم باشی تا اونایی که خونشون رنگی تره ببرنت Link || 0 Comments کالچر ایز نات د وی بات نات ساموات سیریس سو لت می سی یور فاکین روت Link || 0 Comments اعتیاد جدید من صفحه ی 104 این یکی پابلیکه شبی نیم ساعت انگلیش پیشنت، فریم به فریم عکس به عکس نقاشی به نقاشی سکسکه به سکسکه سسسسسسسسسسسسس Link || 0 Comments Saturday, June 05, 2004 به کسی که تو خشت خام لنگه جورابت رو میبینه نگو قضیه رو این ور و اون ور کن باشه؟ Link || 0 Comments امروز بیست و هفتم ماه نهم از سال آخر قرن است و من دلم میخواهد راجع به آنال سکس با کسی صحبت کنم برنامه ی ماهیگیری فردا را کنسل کردم سر کار هم نرفتم بطری خالی خالی است گمونم زیادی سر پا نشسته ام باید کمی مراقب باشم Link || 0 Comments راست میگی راست میگی اینکه آدم نخواد جلوی غصه هاشو بگیره هم یه جور آزادگیه Link || 0 Comments I was made for loving you baby You were made for loving me And I can't get enough of you baby Can you get enough of me? بعد فکر کن درست از اون شباییه که یه تلنگر بهم بزنن پا میشم چار تا تصمیم بنیادی میگیرم و بلند بگو... Link || 0 Comments Friday, June 04, 2004 میدانی و نمیکنی میتوانی و نمیکنی میخواهی و نمیکنی آخر ربط دانایی و توانایی و خواهایی را با کردن نفهمیدیم Link || 0 Comments یادم می آید جایی خوانده بودم صبح های ناشتا از مزه ی انگشت میشود چیز هایی فهمید یادم نمی آید چه چیزهایی با این حال هر روز میمکم و جایی مینویسم برای روز مبادا شاید Link || 0 Comments در سالن دستها نیمی بر شانه و نیمی بر قوس درونی تنه لباس ها برق میزنند و سازها وق نشسته ام این طرف تر و بلیط ترن را با انگشت روی میز سر میدهم گیلاس های قد و نیم قد دور سرم میچرخند باید نصف چیزی باشند که من میتوانم تشخیص دهم یا چیزی در این اندازه انگشت شست و اشاره را باز میکنم، تا سالن میبرم و بر میگردانم یک بار دو بار سه بار چند بار کمی پیشانی ام را نگه میدارم، نفسم سسسسس ی خفیف و ممتدی میکند همه شان را خوب میشناسم، لااقل بیشترشان را آدم های مهربان و متقارنی هستند، به من که نامهربانی نکردند اندازه ی خودشان دارند، اندازه ی خودشان هم ندار آدم در اینجا راحت تر از جاهای دیگر است، میتوانستم بچه ی یکی از آنها باشم، ها! پوست لیمو را گاز میگیرم و بلیط را دوباره سر میدهم باید خوشحال باشم، شغل جدید شانس بزرگی است همه با چشم های گشاد و لب های باز استقبال کردند این را خودم هم میدانم چند سالی است که شانس های بزرگ ولم نمیکنند هاها، برای من که عاشق شانس های کوچکم مثل داستان های داستایوفسکی میماند اگر هنوز زنده بودی شاید امشب یک سخنرانی مفصل در مورد خوابیدن و پنکیک و مربا برایت میکردم و تو مثل همیشه میگفتی حرصت را در می آورم و میخواستی کمی هم در باره ی شغل جدید توضیح بدم و من دعوتت میکردم به سالن برویم و شانه و قوس تنه را از عزای سال های گذشته در آوریم و تو اخم میکردی، و قندی که در دلت آب میشد تنهای تنها میمکیدی [Download] Link || 0 Comments Thursday, June 03, 2004 یه سوال فلسفی: چرا انقد من بی مبالات شدم؟ قسمت بعدی سوال: حالا چرا انقد خوشم میاد؟ قسمت پایانی سوال: حالا تو چرا انقد خوشت میاد؟ انگشت شد به ساعت غریب در شب هفتم ربیع الاول ثنه ی ثمان و ثلاثین و اربعه مئا Link || 0 Comments یه چیزی بگم بخندی یکی داشت واسم طالع بینی مرد متولد دی رو میخوند توش نوشته بود که: اگه میخوای زن همچی آدمی بشی، مواظب باش با پیش غذا خودت رو سیر نکنی، آخه خیلی بدش میاد موقع غذا حالت آدمای سیر رو داشته باشی. Link || 0 Comments من یک الکلی مهربان ام من یک چیزم Link || 0 Comments چقد شیرینه وقتی فکر میکنی واسه یه نفر تا آخر دنیا وقت داری وقتی فکر میکنی هر چی طولش بدی و نشخوار کنی چیزی اکسپایر نمیشه دستتو بده به من، بریم تو حلبی زندگی کنیم، روش مینویسیم در جای خشک و خنک نگهداری شود آدمای خیر زیادن Link || 0 Comments خیلی بده که آدم یه نفر رو به یاد یه نفر دیگه بکنه؟ حتی اگه اون یه نفر دیگه در زمان خودش به یاد یه نفر دیگه کرده میشده؟ این تاخیر ماخیرا نزنه زندگی رو ناپایدار کنه یهویی، تو که میدونی من به هیچی به اندازه ی پایداری اهتمام نمیورزم. Link || 0 Comments به من بگو کدوم مردونگی میشناسی که وقتی همه میرن، چراغارو خاموش میکنی، با دو تا لیوان میشینی تنگش و انگشتاتو میشکنی سیبیلاش نریزه؟ Link || 0 Comments تو که میدونی نوک انگشتام به گرد سفید حساسیت دارن، تو که میدونی خورشید که صد تا برنج تو آب میکنه، من حال ندارم پاشم با یه دسمال عطری دنبال جای انگشتم رو در و دیوار و کس و کون ملت بگردم باز ورداشتی یه گونی کوفتی آوردی؟ Link || 0 Comments این هاویشام از صب کله سحر تا الان که شرش رو کند داره عرق میریزه و میگه And I don't, I don't know تازه من خواب بودم، مهمون هم واسش اومده و دو تایی رو من رقصیدن و خبر نداره که خبر دارم Link || 0 Comments کی گفته ادعا کردن بده؟ کی گفته "من، من" کردن کار آدمای بد بخت عقده ایه؟ کی گفته آدما در حدی نیستن که بگن "من مو لای درزم نمیره" ؟ کی گفته آدم باید همیشه یه قسمتی از شادیشو با رعایت احتمالات و برای رفع بلا بندازه تو صندوق صدقات ؟ اتفاقا من برعکس تو واسه عقده ای و بدبخت یه تعریف دیگه دارم عقده ای بد بخت کسیه که نمیتونه این ویز ویز ها رو تو گوشش تحمل کنه بد بخت عقده ای کسی نیست که دلش میخواد خودشو فریاد بزنه، اونم تو لحظه ای که از شدت خوشبختی چشاش هشت تا شدن بد بخت عقده ای کسیه که وقتی این فریاد رو میشنوه، پوزخند میزنه و میگه "بعدا که با کون خوردی زمین میفهمی"، تازه اگه بلد باشه پوزخند بزنه! خیالت راحت باشه اتفاقا همیشه این آدمای دست به دیوار دو-دو تا چار تا کن هستن که مث "یه توپ دارم قلقلیه" هی با کون میخورن زمین و هوا میرن، نمیدونی تا کجا میرن. آخه با کون زمین خوردن بیشتر یه پارانویا است، تا یه بیماری جسمی با حدود علمی معلوم و قابل استناد که ممکنه واسه هر کسی در مسیر اصطحلاک زندگی اتفاق بیفته. Link || 0 Comments Wednesday, June 02, 2004 موهاتو بریز رو صورتت الان موقع وضوح نیست اینجا مکانی است که مغز در دمای اتاق بخار میشود نترس سوراخی نیست واسه فرار گازهایی که از کلت متصاعد میشه یه کبریت بکش اونوقت میفهمی، یه ساعته داری CO2 خالص نفس میکشی Link || 0 Comments what's the second rule of ... club? Link || 0 Comments من عاشق آدمای کم شکایتم هر وقت منتظری دیگه این دفعه رو یه غری چیزی بزنه میبینی هنوز! فقط همین آدمان که میتونن تو رابطشون با من حداکثر چیزی رو که من میتونم به یه آدم بدم بگیرن همه ی استعداد های اینتر اکشنی من در محیط کم شکایت منفجر میشن. Link || 0 Comments Sunday, May 30, 2004 من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم من و ریتم های سرخپوستی محاط شدیم تو یه شیشه ی خالی مربا و معلق میزنیم انگار این تیره ی یک دست هم لبای توه که چسبیده به شیشه خوبه هزار بار بهت گفتم اینجوری نشین و چشاتو چپ کن خوبه هزار بار بهت گفتم دی رام رام دی رام رام دی راممممممممممممممممممم Link || 1 Comments میخواستم بگم در مواجهه با دنیا های جدید و جذاب انتلکچوآلی که افتادی وسطش و کم کم داری زیر زبونت مزه مزش میکنی دو تا راه بیشتر نداری یکی اینکه بفهمی سویچ کردن درد داره، دردشو بکش و صدات درد نیاد، تا جا بیفتی یکی اینکه فکر کنی انقد واست ارزش نداره که درد مرز و کلید زنی رو تحمل کنی، پس دست از ادا اطوار ور دار و بگو "نع، نمیخوام، نمیکنم، نمیام" باز دوباره که شروع کردی به همذات پنداری! اینا مال آدماییه که به قول تو در جا نزدن و تو گوششون شمع نریختن یکی مث من که تو گوشش شمع ریخته و به قول تو خودشیفتگی مضمن داره، اصن به مرحله ی مواجهه نمیرسه مواجهه یعنی "چیزی غیر از اینی که توی من هست هم وجود داره" مواجهه یعنی "من دارم یه چیزی رو میبینم که بلد نیستم مفهمومش رو با چار عمل اصلی درونم بسازم، در نتیجه باید یه تجدید نظر تو آب و باد و خاک و آتش بکنم" خیلی وقته، من از این چیزا پیدا نکردم آدما با هم فرق دارن گلم اینم گریه نداره از این کول تر و چسبونک تر نمیشه Link || 0 Comments Saturday, May 29, 2004 think of me very scientifically share your thoughts with me send them over land and sea they seep through walls echo down abandoned halls let me see your joy and fear how can it be, we never see what we have until it's gone why is it so, we never know what we have until it's gone the more i try all the faster you'll slip by so vaporize slide to me like liquid ice i can see into your eyes why is it so, we never know what we have until it's gone until we burn, we never learn what we have until it's gone ssssscientificl-cl-cl-cl-cl ssssscientificl-cl-cl-cl-cl i can see into your eyes deepest blue of winter skies! why is it so, we never know what we have until it's gone until we burn, we never learn what we have until it's gone Link || 0 Comments Said woman take it slow It'll work itself out fine All we need is just a little patience Said sugar make it slow Said woman take it slow Said sugar make it slow :-) Link || 0 Comments ساعت ها است که من و Emiliana Torrini نشسته ایم به انتظارت حوصله مان سر رفت سیگار کشیدیم حوصله مان سر رفت مشروب خوردیم حوصله مان سر رفت لباس های پلو خوریمان را در آوردیم حوصله مان سر رفت دراز کشیدیم و صحبت کردیم حوصله مان سر رفت به هم دست زدیم حوصله مان سر رفت عاشق هم شدیم حوصله مان سر رفت چشم هایمان را بستیم و تله پاتی کردیم حوصله مان سر رفت بچه ی چارشنبه را رقصاندیم حوصله مان سر رفت فراموش کردیم حالا که دیگر حوصله مان سر نمیرود تو زنگ در را میزنی حالا که دیگر همه ی انرژیمان را خورده ایم و پوستش را قایق کرده ایم تو زنگ در را میزنی تو زنگ در را میزنی Link || 0 Comments بدبختا زیر پتو سریعتر از این ور حرکت کنید بجنبین تا هوا صاف نشده ماشالله برادرا بدوین روزی دسته های آسمان را خواهیم گرفت و جای بهتری برای شاشیدن خواهیم داشت جای بهتری برای آنکه در آن ایستاده لبخند بزنیم و آسان شویم Link || 0 Comments یه سری از آدما هستن که من خیلی دلم میخواد یه اتاق مونیتورینگ وجود داشت که من مینشستم اون تو و یه هفته زندگیشون رو تماشا میکردم خیلی وقته یه دل سیر به کسی نخندیدم Link || 0 Comments به خاطر می آوری چقدر سوت زدیم و آواز خواندیم، تا فراموش کنیم از دودکش هر خانه چه همه فحش و فضیحت نثارمان میشود؟ تا به حال شده برای هیزم شکن ناز نازی که هر شب دست های پینه بسته اش را به خانه می آورد و با افتخار میگذارد مقابلت لخت شوی تا بداند با شکم راه رفتن چه قیافه ای دارد؟ تا به حال به تکه ای از لباست که هیچ وقت نتوانسته پشتش را ببیند شک نکرده؟ Link || 0 Comments کسانی که خودشان و تو را برای واژه ی پاک صداقت جر نمیدهند، اگر لازم شود، یک کلمه ی راست هم از دهانشان در نمی آید Link || 0 Comments خدا شعورش بالا تر از این حرفاس آمفتامین رو از ماده ی مخدر تشخیص میده Link || 0 Comments Please be philosophical please be tapped into your femininity please be able to take the wheel from me please be crazy and curious please be a sexaholic please be unpredictably miserable please be self absorbed much (not the good kind) please be addicted to some substance please be the jerk of my knee i've fit you always please be strangely enigmatic please be just like my La La LaLa La Laaaaaaaaaaaaaaaaaa Link || 0 Comments
Link || 0 Comments Thursday, May 27, 2004
Everybody's looking at me, feeling paranoid inside When I step outside I feel free, think I'll find a place to hide Tell me people, am I going insane? Tell me people, am I going insane? Every day I sit and wonder how my life it used to be Now I feel like going under, now my life is hard to see So tell me people, am I going insane? Tell me people, am I going insane? So I'm telling all you people, listen while I sing again If I don't sound very cheerful, I think that I'm a schizo brain So tell me people, am I going insane? Tell me people, am I going insane? پ.ن: ایستاده: ایـن خوابیده: ایـن مکان: گاراژ قدیر ژانگولر Link || 0 Comments Stationary traveler fucked me free my luv can ya help me to know your face again? Link || 0 Comments اعتیاد جدید من ص 103 Link || 0 Comments یه زبون جدید یاد گرفتم، فقط تو محیط خنک و مرطوب کامپایل میشه برو یه لیوان آب بخور بیا تا بگم Link || 0 Comments ملا خپیت جان بیا بریم پارک بین چمن های آب چاه خور روی تاب ها بایستیم و هر چی آدم به ذهنمون میرسه به گند بکشیم و بخندیم بعد بریم با دست رنگی و زنگی آب بخوریم، تا فرداش اسهال بگیریم و بخندیم با هر کلاک که میاد یه دور گول بخوری و تا کلاک بعدی بگی گول نمیخورم و بخندیم باهوش های رهبر رو سوار الاکلنگ کنیم و با کون بکوبیم به زمین گرم و بخندیم قانون سن میگوید کشاله ی رون ما پیر تر از اونه که انقد بهش خوش بگذره دست لای پا، شل بزنیم و بخندیم Link || 0 Comments
Move over, move over There's a climax coming in my way Move over, move over There's a climax coming in my way I don't like you, don't compromise Shattered by your weakness Shattered by your smile And I'm not very fond of you, and your lies Shattered by your weaknesses Shattered by your smile Link || 0 Comments راههای ترک سیگار (رسیدن به خدا) پارت وان: فندک و کبریت تو خونه نگهداری نکن هر وقت خواستی سیگار روشن کنی برو تا آشپزخونه و با اجاق گاز روشن کن ببینم کونت قوی تره یا شهوت دود طلبت Link || 0 Comments Tuesday, May 25, 2004 بله؟ میشه قبل از اینکه بخوابم یه بار دیگه بگی؟ بگو بگو بگو Link || 0 Comments و چقدر خوشبختم که وقتی سرم را بر بالش میگذارم هیچ کس نیست که بیشتر از بالشم دوستش بدارم هیچ کس نیست که باعث شود فراموش کنم تاریکی پاک ترین معشوقی است که هرگز در آغوش کشیده ام بدرود آگاهی که من از تو برترم امضا: کولی خوابالو Link || 0 Comments Monday, May 24, 2004 یک شب مستی و chris rea از هزار کیر خر برتر است پ.ن: کیر خر کنایه از همه ی شما که اینجا را میخوانید و رفیقاتون و رفیقای رفیقاتون میباشد Link || 0 Comments عشق يک پانتوميم طولاني است Link || 0 Comments نشسته ام روي نفس هاي ماسيده بر مبل چرمي خانه ام حرکاتم منقطع شده اند نان کره اي ميخورم خيره، بالا و پايين شدن شکمم را تماشا ميکنم چقدر زندگي آرام است چقدر زندگي آرام است Link || 0 Comments دونت پوينت يور دريم آن ماي هورايزون Link || 0 Comments ديگر صبح ها زانوهايت برق نميزند شوهر کردي؟ Link || 0 Comments خوبه باز اگه به هيچ جا نرسيديم لا اقل خوب ياد گرفتيم اداي رسيده ها رو در بياريم آدم بعضي وقتا به صداي خودش هم شک ميکنه شايد سر فرصت اسممو رو همه ي شرتام نوشتم Link || 0 Comments Sunday, May 23, 2004 میدانی سهمیه ی گرگ بودنم را هر شب از خنده ی بره ای که میدرم میگیرم؟ میدانی؟ Link || 0 Comments دیگر دست به پرده ها نخواهم زد بخوابید و همیشه. دیگر اشغال نخواهم زد آسوده بگیرید و قطع کنید دیگر کسی را "تو" صدا نخواهم زد بی ترس از دست دادن به این و آن سلام کنید دیگر لباسم را بالا نخواهم زد به خیابان بدوید و همدیگر را با لذت تماشا کنید دیگر انگشتتان نخواهم کرد شخصیتتان را برای آینده ی پرشکوه حفظ کنید دیگر یک وری نمیخندم مانیفست ها را در هوا پخش کنید دیگر نیستم خودتان باشید و کنار آب های دلتان آتش روشن کنید دیگر volume سلیقه هایم را نمیچرخانم نگران به روز شدن نباشید پ.ن: چک تضمینی و سفته در کار نیست بیخود دلتان را خوش نکنید D: Link || 0 Comments مصائب مسیح خوب بود؟ :-))
Get this party started on a Saturday night Everybody's waitin for me to arrive Sendin' out the message to all of my friends We'll be lookin flashy in my Mercedes Benz I got lotsa style, check my gold diamond rings I can go for miles if you know what I mean I'm comin' up so you better get this party started I'm comin' up so you better get this party started Pumpin up the volume, breakin down to the beat Cruisin' through the west side We'll be checkin' the scene Boulevard is freakin' as I'm comin' up fast I'll be burnin' rubber, you'll be kissin' my ass Pull up to the bumper, get out of the car License plate says Stunner #1 Superstar [Download] Link || 0 Comments Saturday, May 22, 2004 lil میگه من از این عکس یاد آقا اشرفی می افتم تو چی؟ میگم یاد بچه ای می افتم که باباش به یه ماموریت طولانی رفته بود مدرسه اش عوض شده بود و طعم آزادی جدید را شب ها تا دیر وقت نشخوار میکرد فحش های جدید می آموخت با پول هنگفتی که دزدیده بود یک جفت دستکش دروازه بانی خریده بود و کارهایش باعث افتخار رفقا بود Link || 0 Comments Friday, May 21, 2004 از اونجایی که خیلی آدم یه پارچه ای هستم گوجه سبز میخورم، دندونام و ذهنم با هم کند میشن خـوبه ذهن یعنی از پیشونی تا نوک دماغ، به استثناء پارکینگ و حیاط خلوت Link || 0 Comments یه جایی بگو قد یه هفته بشه زنده موند سرد و صاف و دور از آدم با چند تا جعبه و چند تا لاشه برم چوب بسوزونم و از بوته ها بترسم یه بار بترسم دو بار بترسم سه بار بترسم کم کم خوابم بگیره نترسم نترسم بخوابم بخوابم صدای سوختن واسه گوشم اونی که پشت بوته هاس واسه... Link || 0 Comments 24- آدمی که در بچگی دیده یه حروم زاده رو وسط اسکله ول میکنن، بعد میرن تو جنگل دعوا میکنن، بعد میفتن رو هم و عرق میکنن 50 درصد بیشتر از آدمای عادی استعداد الکلی شدن داره. Link || 0 Comments یه سری آدما که نمیشه اینجا زیاد بازشون کرد کمی که بعد از ظهر دیرتر میشه عصبی میشن البته دلیل نمیشه که فکر کنین چیز شدن نه نه خیلی راحت میتونن هر وقت دلشون خواست چیز کنن گیرمم نتونن آخرش که چی؟ Link || 0 Comments میدونی عزیزم من فکر میکنم دیگه وقتشه به هم نشون بدیم چقد هاریم آب دهنتو ول کن که دندونام قرچ کرد Link || 0 Comments دیشب تو خواب میخواستم به یه چیزی دست درازی کنم چند بار سعی کردم دیدم نمیشه، یه کم کلمو خاروندم بعد به ذهنم رسید: گاییدی با این واقع بینی Link || 0 Comments این آینه ی توالت ما از یه ساعتی به بعد مث photoshop عمل میکنه آدم احساس میکنه ... چیز Link || 0 Comments یه امشبو خواستم استراحت بدم مگه میذاره هی میاد قدم میزنه و میگه چرا دیگه عاشقم نیستی؟ Link || 0 Comments Thursday, May 20, 2004 من احساس میکنم شهرداری تهران امتیاز مجله ی playboy رو خریده Link || 0 Comments اگه دختر بودم در مقابل اون موهای چرب صاف که رو گوشش آویزون بود و اون بازوی سفید رنگ پریده که یه زخم کشیده داشت و عضله ی سه سرش رو میشد سرشماری کرد و اون ساک جین کرم و اون نگاه که همه چی رو میدید جز کسی که نشسته رو به روش حتما لخت میشدم 95 درصد رو شاخش بود Link || 0 Comments به مناسبت نقل مکان به سهروردی: یه خانوم از رو به رو دراز و دسش به کون پوزخند مست خسته انگار میخ توش شیکسه هر انگشتش یه ویروس من این وسط بی ناموس عین دیروس و هر روس توام که هی پشت هم مواظب دولت باش کاندوم بکش ساکت باش Link || 0 Comments Talking to you from the other side of wall sickshitsickshitsickshitsickshitsickshitsick shit.... Link || 0 Comments
Link || 0 Comments شادی هایمان را چی کار کنیم نصف شبی؟ Link || 0 Comments آدم در یه حالتایی عاشق سوسک های ریزی میشه که روی مونیتور راه میرن چه حالتایی، چه حالتایی جــــــــــــــــــــون فین Link || 0 Comments Wednesday, May 19, 2004 من به تو اعتماد به نفس جیش کردن میدهم تو ماست هایم را میبلعی من خودم را نگه میدارم تو حرف های تشویق آمیز میزنی من با چراغ قوه می آیم و زیر لب تو پاهایت را میبندی من ساعتم را جا میگذارم تو تکرار میکنی کرگدن، کرگدن، کرگدن دیگر شب شده و نفس هایم بوی خون میدهد برویم پی بوی خون، بلکه امشب معلوم شد اشکال از کجاست امضا: ملافه کثیف کن Link || 0 Comments خانوم پری مث بید یواش یواش میلرزید فکر شب و سیاهی مونده سر دو راهی نشسته بود ناامید که خش پایی شنید یه دستی خورد به شونه اش تلنگری به گونش دید یه پسر راس راسی با تنبون کرباسی جفت پاهاش تو گیوه دستش یه بقچه میوه با چشم هاج و واجش خیره شده به تاجش تو آدمی یا ماهی؟ نجیب و سر به راهی؟ مال زمین یا آبی؟ حقیقتی یا خوابی؟ یه حرف بزن چه تنبلی شاید که جادو جنبلی اسمت چیه سلیطه؟ بی چادر و شلیته؟ خانوم پری با عشوه با صد هزار کرشمه خجالتی سرش خم لباشو مالید به هم خوابید یه ور روی اب دمبشو داد پیچ و تاب گفت سلام در دو کلام به فارسی خوب دری به من میگن خانوم پری بعدش با ناز و ادا پرسید که اســــــــــم شما؟ گفت پسرک با خنده اسم شریف بنده زلفعلی خان ذلفقار مال دهات شهسوار فرزند مرحوم قلی معروف به سوت بلبلی اسم ننم زیور گدا صیغه شده به کدخدا خانوم پری دلش آب تنش همه پیچ و تاب گفت آقای ذلفقار محترم و با وقار چه نکته دان و فاضلین چه با شعور و عاقلین تو حرف زدن چه ماهرین خواننده این یا شاعرین؟ چه بوی خوب پشگلی الاغ لنگ خوشگلی چه گیوه های پاره ای شلوار خوش قواره ای چه بقچه ای دهان مثل غنچه ای چه گونه ای، چه چالکی زگیل و خال و سالکی عجب سری نگاه گرم محشری انقده گفت از این وری از اون وری کاکل زری، یار پری که زلفعلی سرش منگ خیس عرق نفس تنگ گفت ای پری کاکل زری، خاک تو سری هلاکته عاشق سینه چاکته بپر بالا رو دوشم رو قاطر چموشم با هم میریم به بندر به کافه ی غضنفر با هاجر و مرضیه شبش میریم تعزیه تو کوه و دشت و دره انقده خوش میگذره پ.ن: اگه میخواین بدونین بالاخره پری قصه ی ما، مادام میشه یا نه، تا جلسه ی آینده صبر کنین Link || 0 Comments تو جذب شهوت های دست نخوردت میشی من جذب لکه های انگشتی که روی شهوت های مبتذلم ماسیده شاید واسه همینه هیچ وقت رغبت نمیکنم چیزی رو بهت بفهمونم شاید واسه همینه خیال میکنی جلوی یه چیزیت رو گرفتم. Link || 0 Comments ایده آلیست یعنی چی؟ یعنی کسی که زندگیش رو نمیتونی ببینی؟ خوب تو کوری تو کوری تو و همه ی کسایی که همه ی مهارتشون رو جمع میکنن تا چیزایی رو که ندارن دسته بندی کنن. Link || 0 Comments صحنه ای که از غار میاد بیرون و اون روی دستاش خوابیده نه بیداریش در دنبال انتظار داری دلم هرز نگرده؟ انتظار داری چیزی رو که میفهمم تف کنم جایی که جای کفش آشغالایی مث تو روشه؟ چیزی که من و این سگدونی رو به هم چسبونده و واسمون لالایی میگه Link || 0 Comments darlin leave a light on for me coz when the world takes me away u're still the air that i breathe Link || 0 Comments اینم از این کار نشد نداره چقد خوشم میاد که کار نشد نداره یه لحظه نگا کار نشد نداره هاهاهاهاااااا یه بار نشد یه کاری پوزمو بزنه، بلکه به خودم بیام و دنیا دیده شم :-)) Link || 0 Comments بعضی حرفا رو بعضی ها نباید بزنن اگه دیگه خیلی بهشون فشار میاد باید برن پیش کسی که این حرفو میزنه، بلکه یه کم ارضا شن آخه آدم به این بد ترکیبی وقتی میگه "قیافه مهم نیست، شعور مهمه" چی حالا یعنی هان؟ Link || 0 Comments عصری با Neil Young نشسته بودیم و Dead man واسه در و دیوار پخش میشد از یوژوال، فیلم دیدن من و تو فقط یه مجوزه واسه تکون نخوردن چشامو بسته بودم و یواش یواش زندگی به جلدم بر میگشت جلد چهارم هم خونگی بود فکر کنم من بودم و دو تا آپارتمان چسبیده به هم و یه آدم جدید مث همیشه بلند مث بقیه ی جلدا همه چیزو گذاشته بودم و غیبم زده بود شهوت غیب شدن غیب شدن خدا رو چه دیدی شایدم با موهای جو گندمی و یه پرده گوشت اضافه برگشتم غیب شدن، چه چیزا :-) Link || 0 Comments Monday, May 17, 2004 یکی بود یکی نبود توی دریا بر آبادی نور پشت کوهای بلند یه جای دور یه پری آتیش پاره قد نخود دست به کمر سرتق و قد یه خوشگلک گوله نمک همش پی دوز و کلک تپل مپل نون بربری دستاش کثیف و جوهری دمش هوا سرش فکل یه دختر حسابی خل ته تقاری بچه ننه انگار طلب کار از همه قهر و حسود کنج خونش نشسته بود صبح که میشد به فکر جنگ با تیر کمون و قلوه سنگ دنبال ماهیا میکرد چشاشونو سیا میکرد پر میکشید مثل خروس میزد تو فرق اختاپوس میگف که دریا تاریکه یه جوب خشک باریکه حوصله ام سر اومده کفرم دیگه درومده نه کافه ای مغازه ای نه اتفاق تازه ای همه کچل همه خواب گندیده توی مرداب یه مشت نهنگ و ماهی پوسیده تو سیاهی تو این دیار مرده دنیای آب برده شدم یه ماهی دودی نفله میشم به زودی Link || 0 Comments میدانی چرا حرف هایی را که به دیگران میزنم بیشتر از حرف هایی که در گوشت میگویم دوست داری؟ Link || 0 Comments چشم هایم را میبندم ته مانده ی رطوبت دهان خشکت را با خود میبرم و میبرم تا آنجا که هر سه از هم جدا میشویم آنجا که هیچ کدام هجایی برای ابدی کردن نداریم تا ببخشیم Link || 0 Comments وقتی به اونجا میرسم که انگشتام نرم میشن اونجا که آروم آروم همه ی شخصیت های جالب تاریخم رو کنارم میبینم میفهمم باید یه قلپ بیشتر تو لیوان پر از لاله نمونده باشه Link || 0 Comments ژولیت بینوشه خیلی از شبا واسم تئاتر بازی میکنه اون پیشونی عرق کرده و لبایی که هر لحظه منتظری بترکن Link || 0 Comments Sunday, May 16, 2004 ![]() Link || 0 Comments یه روز اینو تا ته آتیش میکنم، هر چی الکل دارم میریزم تو باک و میام در خونتون با یه شات گان میزنم قفل درو بومب میکنم و میام تو میزنمت زیر بغلم و شوتت میکنم تو ماشین بعد انگشت شستتو میذارم لای دندونام و د برو انقد میکوبم به در و دیوار که کامل کامل game over شیم بعد میخوابونمت روی روغن سوخته ها و هر چی تو زندگی یاد گرفتم روت پیاده میکنم بعد کولت میکنم و انقدر میدوم تا فنرای کمرم بزنه بیرون بعد تو هر کاری خواستی با تن لشم بکن I laugh myself to sleep I laugh myself to sleep I laugh myself to sleep It's my lullaby Is it enough to love? Is it enough to breath? Somebody rip my heart out And leave me here to bleed Is it enough to die? Somebody save my life I'd rather be anything but ordinary please I'd rather be anything but ordinary please I'd rather be anything but ordinary please I'd rather be anything but ordinary please Link || 0 Comments travis عزیز لطیفم من اگه تو رو نداشتم میخواستم با چی انقد عرق بریزم میخواستم با چی تمدد اعصاب کنم؟ میخواستم با چی پول بریزم تو جیب این دواچی ها میدونی چیه؟ زندگی من و تو چیزی نیست جز پر و خالی شدن از یه انرژی نا مربوط مث یه جاده زیرش میخوابیم و اون هر طوری دلش میخواد رد میشه جاده توضیحی نداره راجع به رد لاستیکا بده داره؟ پس اونوری شو عزیزم. Well, I believe there's someone watching over you. They're watching every single thing you say. And when you die, they'll set you down and take you through. You'll realise one day... ... That the grass is always greener on the other side, the neighbour's got a new car that you wanna drive and when time is running out you wanna stay alive We all live under the same sky, we all will live, we all will die. There is nor wrong, there is no right, the circle only has one side. We all try hard to live our lives in harmony For fear of falling swiftly overboard But life is both, a major and a minor key Just open up the chord But the grass is always greener on the other side, the neighbour's got a new car that you wanna drive and when time is running out you wanna stay alive We all live under the same sky, we all will live, we all will die. There is nor wrong, there is no right, the circle only has one side. Link || 0 Comments به عبارت دیگه میشه i like my woman on the trashy side Link || 0 Comments Lady Nipple had a strange hobby and it takes two to know, two to know don try to translate question: what's the first rule of ... club? Link || 0 Comments White stripes-In the cold cold night [Download] Link || 0 Comments Friday, May 14, 2004
Link || 0 Comments کی با تو بود خوشگل من؟ یه نکته ای هم حالا که اینا رو گفتی بگم من هیچ ارزش افزوده ای واسه آدمایی که زندگی بهشون رفته (چقد از این کلمه بدم میاد) قایل نیستم عقده ای بودن که نشد در و پیکر واسه زندگی اون چیزایی هم که میخوای واسم تعریف کنی بذار تو کلکسیون حالشو ببر یا حداقل صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود، نه من که ممکنه برخوردم از حرف زدن پشیمونت کنه به هر حال اون پایینی رو با تو نبودم ولی بهونه ی خوبی شد واسه اینکه چیزایی که پشت سرم میگی، جلو روم بگی که تعداد بیشتری حالشو ببرن. البته من اگه جای تو بودم پشت سر آدمی مث خودم حرف نمیزدم، چون انقدر جذابیت دارم که کسی که واسه confirm کردن حرفهای تو بیاد سراغم بفهمه یه چیزیم از تو بهتره :)) بزرگ ترین تفریح اینترنتی من دیدن گالری erotic و fine art سایت های به درد بخوره طبیعیه که هر از گاهی چند تاشو اینجا هم بذارم هرمونوتیک میدونی چیه؟ هنر میدونی چیه؟ آبستره میدونی چیه؟ اصن میتونی درک کنی لازم نیست چیزی target داشته باشه تا آدم جذبش بشه؟ اگه فکر کردی منم مث تو، توی هنر دنبال رد پای کیرهای رفته به هنرمند میگردم سخت در اشتباهی خیلی از هنرمند های محبوب من تا امروز سوسول ترین و مرفه ترین آدمای دنیا بودن هیچ دردی ( عقده ای ) هم تو کاراشون موج نمیزده که خودمو توش خالی کنم فقط چشمشون به زیبایی حساس بوده. همین. دلیل وبلاگ عوض کردن منم اینه که دلم میخواد نه انقدی برام مهمه کسی بدونه که به همه بگم نه انقدی اصرار دارم کسی ندونه که یه username و password اضافی بکنم تو کله ی عزیزم. یه چیزی هم بفهم گلم آدم یه روز سکس زده میشه یه روز تا دسته حشری میشه قرار نیست جفت این روزا یه چیز تو ولاگش بنویسه اصن تو چی کار داری میری آرشیو آدمو میخونی و به هم ربط میدی مگه من به تو گفتم آدم با ربطی هستم؟ اون بالا رو نگا اسم وبلاگ هست واریانس پایینو نگا نوشته variation ok؟ بوس. Link || 0 Comments 24 تا شیشه الکل نذر کردم واسه مرگ دست جمعی و همراه با نکبت امت اسلام فقط خدای یکتا میدونه چقدر از این قوم نجس میکروبی حالم به هم میخوره Link || 0 Comments من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم من نمیدونم این قر از کجا افتاده تو کمرم انگار همه چی داره میره و فقط میمونه یه خوشحالی بی حد و حصر don care تو همه ی سولاخای جدولم Link || 0 Comments ابنه ای جان لااقل ادای یه چیزی رو در بیار که تاریخ مصرفش نگذشته و قوطیش اندازه باسن والده ی گرامت ورم نکرده. فکر کردی با این کارات مردم یاد تیراندازی های رابینهود می افتن و غش و ضعف میکنن؟ نه عزیزم شخصیتی که واسه معروف شدن انتخاب کردی بیشتر شبیه این آخوند لات و پوتس که هر سال شب قدر با صدای سکسیش روضه میخونه. Link || 0 Comments Gigi D'Agostino اعصاب نرم کن اول صبحه همین طور که به قافیه هاش reaction های ناخودآگاه نشون میدم به این فکر میکنم که شاش امون میده این سیگارو بکشم و این چایی رو بخورم و این ایمیل رو بخونم؟ پ.ن: اکثر زیر سیگاری های من در توالت شکسته اند. Link || 0 Comments من پیشبینی میکنم تو کف میزنی او حرص میخورد من گرد میدوم و همه چیز را با خود میبرم تو میمانی و انگشت میمکی او گمان میکند خبر تازه ای شده من در گوشه ی دنجم لمیده ام تو دیگر آلوده شده ای او هر روز با دست های قلمبه تری به خانه می آید من مدام بی حواس تر میشوم تو در آینه ی حمام دسیپلین تازه ات را میشویی او به خانه می آید و مچ جارختی را میگیرد من ناپدید میشوم تو پیشبینی میکنی او کف میزند Link || 0 Comments Thursday, May 13, 2004 when i decided to bathe your wife Link || 0 Comments از هیچ کس به اندازه ی آدمی که از کلمات و اصطلاحاتش بهره ی کامل رو برای رسیدن به هدفش میبره خوشم نمیاد حتی اینکه همه ی حرفاتو حفظ بودم چیزی از ارزش زبونت کم نمیکنه Link || 0 Comments هر کی واسه من آفلاین محبت آمیز میذاره شب خواب میبینم دارم ترتیب مامانشو میدم انقدر هم close و داغ این کار انجام میشه که انگار نیمه ی گم شده ی من بوده چه پیچیدگی هایی داره روح آدم Link || 0 Comments یه بازی یه نفره هست به اسم make a move بذار دود سیگارتو ریتمیک بده بیرون این بازی رو معمولا بعد از نیمه شب انجام میدن، در حالی که از خستگی دارن به شهود و مکاشفه میرسن Link || 0 Comments هنرمند کسی است که آدمها رو طوری خر میکنه که علاوه بر بار بردن احساس بزرگواری هم بکنن. Link || 0 Comments Wednesday, May 12, 2004 برای کسانی که: سال ها است با حرکت مایع توی چشمشون سرگرم اند به نامبولوژی علاقه دارن صبح ها لخت مینشینند و با برجستگی هایشان صحبت میکنند به انقلاب فرهنگی، کمد دیواری و ماسک خیار یک حس مشترک دارند به زمان random access دارند هر موقع اسمشان را به یاد می آورند بیهوش میشوند قصد خاصی ندارند به ری اکشن های غریزی عادت کرده اند عشق بازی در اسطبل را خیلی دوست دارند Link || 0 Comments Tuesday, May 11, 2004 ای که نه جیش میکنی تو دهنم نه میفهمی موهای پاتو نزنی هیچ عیبی نداره چه جور عاشقی هستی؟ باز قدیما یه تفی میکردی تو دهنم حالا چی؟ Link || 0 Comments نقشه های کهنه و تکراری من شب شده Link || 0 Comments یکی تو وبلاگش نوشته بود چمیدونم غذای زیر شیکمتو بده تا بفهمی چند درصد چیزایی که فکر میکردی عشقه، عشق بوده میدونی این حرف مث چی میمونه؟ مث اینکه به یه سرطانی بگی شیمی درمانی نکن تا معلوم شه چند درصد موهات به خاطر شرایط جوی و ژنتیکی میریزه :-)) Link || 0 Comments تو از کتابات چیز یاد میگیری من از اون چراغ نارنجیه که 10 ساله هر شب فکر میکنم هواپیماس بعد تو میگی خونس، بعد میفهمیم چراغ برقه. اون از حرفای بی ربطی که منو تو راجع به دونسته های هم میزنیم اون یکی از یه چاقال اضطرابی که هنوز وقتی آبش میاد افسرده میشه و دنبال یه راه بهتر میگرده. پ.ن: فوتم کن Link || 0 Comments عزیزم، مامانم، نانازم، تمبون قرمزی بیا اینجا نگاه کن دیدی؟ اصلا درد نداشت تموم شد یه نفس عمیق یکی دیگه حالا دستمو بذار اونجا که مور مور شده خوبه... خوبه... خوبه Link || 0 Comments گوگوری از این به بعد اگه خواستی نصیحتم کنی یه کم حشیش بکش و چار تا جمله ی تلقینی مثبت تو آینه به خودت بگو تا اینجوری به تته پته نیفتی. Link || 0 Comments مهمترین مشکلی که آدمای خنگ دارن اینه که استفاده از white space ها رو بلد نیستن. وگرنه در بقیه ی موارد خیلی هم بهتر از باهوش ها جواب میدن، درد سر های تخمی تخیلی اونها رو هم ندارن. پ.ن: منظور از white space مجموعه ی مکث ها و گپ های یک challenge روانی است. Link || 0 Comments Monday, May 10, 2004 برای بدن چسبناک و پشه خورده ای که دیشب بیهوش شد On the day the wall came down They threw the locks onto the ground And with glasses high we raised a cry for freedom had arrived On the day the wall came down The ship of fools had finally run aground Promises lit up the night like paper doves in flight I dreamed you had left my side No warmth, not even pride remained And even though you needed me It was clear that I could not do a thing for you New life devolves day by day As friends and neighbours turn away And there's a change that, even with regret, cannot be undone Now frontiers shift like desert sands While nations wash their bloodied hands Of loyalty, of history, in shades of grey I woke to the sound of drums The music played, the morning sun streamed in I turned and I looked at you And all but the bitter residue slipped away...slipped away Link || 3 Comments پدر سگ وقتی میگه So long, it was so long ago آدم شک میکنه هنوز چیزی اون پایین براش مونده یا نه Link || 0 Comments پولامو جمع کنم یه بالن بخرم برم بالا برم بالا برم بالا آخخخخخخخ تف هاهاههاا شب بخورم بخورم بخورم صب از سوز بیدار شم ببینم اینجا هیچ جا نیست اینجا هیچ جا نیست دیگه راحت راحت شدم بعد دوباره بخوابم Link || 0 Comments چند تاچیز هستن که تاثیر voice رو چند برابر میکنن 1- سرعت 2- مستی 3- تغییر عناصر پشتیبان voice مثل اشباع و فرکانس طبیعی (تا وقتی بهش عادت نکردی) Link || 0 Comments functionalism این آهنگ منو یاد نقاشی هایی میندازه که تو مهدکودک میکشیدم همیشه یه عالم چیز میکشیدم بعد نوبت رنگین کمان میشد این قسمت نقاشی انگار که قرار بود نقاشی رو تبدیل به اون چیزی کنه که من میخوام در نتیجه رنگ همه ی صفحه رو میگرفت و چیزایی که قبلا کشیده بودم ناپدید میشدن هه هه یه خانوم مربی گنده بک هم داشتیم که هر موقع زنگ نقاشی میشد میگفت زنگ رنگین کمون که واریانس دوست داره maybe you'll be president but know right from wrong or in the flood you'll build an Ark and sail us to the moon sail us to the moon sail us to the moon sail us to the moon Link || 0 Comments ثبت وقایع: امروز منیژه سیا معروف به تفاله چایی رو شوهر دادن Link || 0 Comments چه لذتی داره ساختن یه آدم Link || 0 Comments Sunday, May 09, 2004 Like a bridge over troubled water Link || 0 Comments لذت همان است که کولی ها در سطل آشغال پیدا میکنند و خوشبختی همان که تکه تکه به هم میچسبانند و روی آن میخوابند و آگاهی آن که دست به دست میکنند و هیچ وقت نگاهش نمیدارند Link || 0 Comments از صبح نشسته ام زیر پنجره و نگاه میکنم کتاب هایم را قوطی های سیگار تلنبار شده روی تختم را هسته های تف کرده در گوشه گوشه ی اتاق را رخت خوابم را تلفنم را شیشه های رنگ وا رنگ اودکلون ها یم را ابروهایم را دوستانم را دانسته هایم را رد پایم را رانه هایم را شهوتم را جای دندانت بر تنم را لوح های تقدیر مدرسه ام را شگرد هایم را غصه هایم را لرزش هایم را پوتین های کثیفم را دستمال سفید و گل های زرد تولد کیهانی ام را دیوارهای خانه ام را نشانه های حیاتم را که سوار باد میشوند و به نوبت از پنجره پر Link || 0 Comments The ventures - Washington square --instrumental-- [Download] Link || 0 Comments سرنوشت یک انسان رو خوندی؟ اون حس شاهکار سیگارای خیس توی جیبش می ارزه به همه هیکل این کتابان قلمبه ی تخمی بی سر وته سایک Link || 0 Comments
March 2004 -
April 2004 -
May 2004 -
June 2004 -
July 2004 -
August 2004 -
September 2004 -
October 2004 -
November 2004 -
December 2004 -
January 2005 -
February 2005 -
March 2005 -
April 2005 -
May 2005 -
June 2005 -
July 2005 -
August 2005 -
April 2006 -
May 2006 -
June 2006 -
July 2006 -
August 2006 -
September 2006 -
October 2006 -
November 2006 -
December 2006 -
January 2007 -
February 2007 -
March 2007 -
April 2007 -
May 2007 -
June 2007 -
July 2007 -
August 2007 -
September 2007 -
October 2007 -
November 2007 -
December 2007 -
January 2008 -
February 2008 -
March 2008 -
April 2008 -
May 2008 -
June 2008 -
July 2008 -
August 2008 -
September 2008 -
October 2008 -
November 2008 -
December 2008 -
January 2009 -
February 2009 -
March 2009 -
April 2009 -
June 2009 -
July 2009 -
August 2009 -
September 2009 -
October 2009 -
November 2009 -
December 2009 -
January 2010 -
February 2010 -
March 2010 -
April 2010 -
May 2010 -
June 2010 -
July 2010 -
August 2010 -
September 2010 -
October 2010 -
November 2010 -
December 2010 -
March 2011 -
April 2011 -
May 2011 -
July 2011 -
August 2011 -
September 2011 -
October 2011 -
November 2011 -
January 2012 -
February 2012 -
March 2012 -
April 2012 -
May 2012 -
|