[Archive]


Thursday, August 25, 2005





    This last post will dedicate with love to my new bed



    That Ghostttttt
    Justtttttttttttttttttttttttttt
    Isn'ttttt
    Holy
    Anymore

    Waste this turn
    as much as you like
    as much as you like
    as much as you like
    as much as you like



    || 0 Comments



Monday, August 22, 2005







    Just as he hit
    The ground
    They lowered a tow that stuck in his neck to the gills
    Fragments of sobriquets
    Riddle me this:
    Three half eaten corneas
    Who hit the area
    Stalk the ground
    Stalk the ground

    You should have seen
    The curse that flew right by you
    Page of concrete
    Stain walks crutch and hobbled sway
    Autodafe
    A capillary hint of red
    Only this manupod
    Crescent in shape has escaped

    The house half the way
    Fell empty with teeth that
    Split both his lips
    Mark these words
    One day this chalk outline will circle this city
    Was he robbed of the asphalt that cushioned his face?
    A room coloured charlatan hid in a safe
    Stalk the ground
    Stalk the ground

    You should have seen
    The curse that flew right by you
    Page of concrete
    Stain walks crutch and hobbled sway
    Autodafe
    A capillary hint of red
    Only this manupod
    Crescent in shape has escaped

    Pull the pins
    Save your grace
    Mark these words
    On his grave
    Pull the pins
    Save your grace
    Mark these words
    On his grave
    Pull the pins
    Save your grace
    Mark these words
    On his grave

    You should have seen
    The curse that flew right by you
    Page of concrete
    Stain walks crutch and hobbled sway
    Autodafe
    A capillary hint of red
    Everyone knows the last toes are
    Always the coldest to go



    || 0 Comments



Sunday, August 21, 2005






    Is this a test?
    It has to be. Otherwise I can't go on
    Draining patience. drain vitality
    this paranoid, paralyzed empire's rattling on


    || 0 Comments



Saturday, August 20, 2005



    برای آنکه یک سنگ فسیل شود
    قرن ها می آیند و میروند
    دریاها پر و خالی میشوند
    آبشارها بلند و کوتاه میشوند
    حتی ممکن است پوشش گیاهی و جانوری هم بارها عوض شود

    هی!
    گول سنگ ها را نخوری!
    گول زندگی سنگ ها را نخوری!
    گول خوشبختی سنگ ها را نخوری!
    تو سنگ نیستی!
    تو آدمی!
    برای فسیل شدن تو
    یک خستگی کافی است

    ***

    باید چیزهای زیادی داشته باشم که در باره ی کافور بنویسم
    دارم
    ندارم
    دارم
    ندارم

    ***

    من و مانترا امشب خیلی اتفاقی یاد هم کردیم
    بعد ساعت نگاه کردیم، دیدیم 4 روز از تولد کیهانی گذشته (طبق معمول)
    بعد بهش گفتم
    دیدی؟
    بیخودی سعی میکنی منو دلداری بدی
    باید قبول کنی که زیر نیم کاسه ی من
    یکی کاسه جا گذاشته

    ***

    ببینم سرکار از کجا شنیدی که من از جنده ها خوشم میاد؟
    من تا جایی که یادم میاد
    از ابتدای عمرم تا الان
    متنفر بودم از هر چیزی که Broadcast بشه
    از تلویزیون، از جنده، از هنر مردمی، از نذری، از تساوی حقوق، از آفست، از کتاب های پرفروش، از مد، از مشورت در امور غیر شغلی، از غم و شادی های شلوغ و دسته جمعی، از روزهای به یادموندنی، از Petition، از...
    م
    ت
    ن
    ف
    ر


    || 1 Comments







    A tiny flame inside my hand
    A compromise I never planned
    Unravel out the finer strands

    And I'm looking at a blank page now
    Should I fill it up with words somehow?

    I whispered something in her ear
    I bare my soul but she don't hear
    The scratching of a mellotron it always seemed to make her cry
    Well maybe she remembers us collecting space up in the sky
    Nothing rises from my feet of clay,
    but it's OK Red mist spreads across my fingertips, ardour slips
    I lay her gently on my clothes
    She will leave me yes I know

    And I'm looking at a blank page now
    Should I fill it up with words somehow?

    The scratching of a mellotron it always seemed to make her cry
    Well maybe she remembers us collecting space up in the sky
    Nothing rises from my feet of clay,
    but it's OK Red mist spreads across my fingertips, ardour slips

    Don't look at me with your mother's eyes
    or your killer smile Sing a lullaby




    || 0 Comments



Sunday, August 14, 2005






    I jumped in the river and what did I see
    Black-eyed angels swam with me
    A moon full of stars and astral cars
    All the things I used to see
    All my lovers were there with me
    All my past and futures
    And we all went to heaven in a little row boat
    There was nothing to fear and nothing to doubt




    || 0 Comments



Tuesday, August 09, 2005



    یه چیز بگم بخندی دکتر
    من الان کاملا در فصل کودن شدنم قرار دارم
    واقعا لذت بخش بود وقتی که دیدم موقع اعلام این خبر
    هیچ کدوم از سلول هام اعتصاب نکردن،
    حتی ریتمشون هم عوض نشد

    ***

    روابط انسانی بر خلاف ظاهرشان اصلا از نوع جوشان نیستند
    بلکه در دسته ی مهمترین چیز های یادگرفتنی هستند
    کامل ترین رابطه مال آنهایی است که به اندازه ی کافی آموخته اند
    آدم ها در تنهایی حامله میشوند و در رابطه زایمان میکنند
    و همه خوب میدانند، اتفاقاتی که حین زایمان می افتد در نژاد و کیفیت بچه بی تاثیر است
    دوران حاملگی را جدی بگیرید

    انجمن حمایت از بارداران شوهر گریخته (ان جی اوی فراسوی نیک و بد)

    ***

    دختر حاجی الماس از آن در تاریخ جاوید شد که چپ و راست را به یک چشم دید
    اما من میخواهم به تو بگویم امروز احساس میکردم زندگی ام به چپ متمایل شده
    همه ی حق ها را پخش کردم بین آنها که کمتر راست بودند
    تو که از اول به چپم

    ***

    وزارت زیبایی شناسی چند وقتی است فعالیتش را گسترده کرده
    اما دریغ از یک قطره عرق که به هدر نرفته باشد
    کجایی خسرو شیرین دهنان؟


    || 1 Comments



Monday, August 08, 2005



    خانه را میدانی چه کسی اشتهای بیدار شدن داد؟
    Aenima نامی قد بلند و با وقار
    انقدر وقار که صدای قدم هایش
    شهوت سرکشی به زندگی را بعد از صد سال تنهایی
    به خانه داد

    ***

    من چجور چیزی باشم خوب است؟

    شکی نیست که:
    فقط و فقط لذت پرست،
    کمونه
    و دین و دنیا به یک تناسب کمری باسنی ده

    اما اصلا این چیزها منابع مرا اشغال نمیکنند
    ــ ولی همه ی جاها را چرا ــ
    پس اینها از کجا تامین میشوند؟

    ***

    آدم لازم میشود بعضی وقت ها پر رو پرو خسته شود
    یعنی بدون رعایت رتبه به همه یک بار اعلام کند
    خفه شوید دوستان

    ***

    یکی از تئاتر هایی که من همیشه از آن لذت بردم
    تئاتر کمدی "خاک به سرم شد" است
    در این تئاتر
    یک سری آدم با ژست های خوب و معلومات زیر بغل فراوان
    به صف میشوند
    و هر کدام در دو دقیقه راجع به عقده هایشان صحبت میکنند
    بعد همه هیجان زده میشوند و بند را به آب میدهند
    بعد به عقده ای ترین دانشمند یک پذیرش MIT میدهند

    ***

    عرض شود که اصلا بد نیست آدم دنبال پیدا کردن خودش باشد
    ولی لطفا وقتی دارید خودتان را پیدا میکنید تو دست و پای آدم نباشید
    سخت است تحمل اینجور مزاحمت ها
    برای اینتراکشن، فرصت های بهتری حتما وجود خواهد داشت
    دو تا هندوانه زیر بغلتان نزنید عین بابای خدا بیامرز علیمردان خان

    ***

    ایـــــــنم از این، دوران مظلومیتم تمام شد؟ فحش بدم؟

    ***


    Figlio di puttana, sai che tu sei un pezzo di merda?

    Hm? You think you're cool, right? Hm? Hm?
    When you kicked out people [out of] your house

    I tell you this, one of three Americans die of cancer,
    you know? Asshole.
    You're gonna be one of those.

    I [don't have the] courage
    to kick your ass directly.
    Don't have enough courage for that,
    I could, you know.

    You know you're gonna have another accident?
    You know I'm involved with black magic?
    fuck you. Die. Bastard.
    You think you're so cool, hm? Asshole.

    And if I ever see your fucking face around,
    In Europe or Italy,
    Well I'll -- That time I'm gonna kick your ass.
    fuck you. fucking Americans, Yankee.
    You're gonna die outta cancer, I promise.

    [Bang bang / Deep pain]

    No one does what you did to me.
    You wanna know something? fuck you.
    I want your balls smashed, eat shit. Bastard.

    Pezzo di merda, figlio di puttana.
    I hope somebody in your family dies soon.

    Crepa, pezzo di merda, e vai
    a sucare cazzi su un aereo!

    Son of a bitch, do you know you are a piece of shit?
    Piece of shit, son of a bitch.
    Die, piece of shit, and go suck dicks on a plane!


    ***

    در فکرم که لازم است عده ای شویم
    فعالیت کنیم
    برای به دست آوردن حق کونگشادی
    اینطور فکر میکنم
    با نشستن کاری درست نمیشه کون گشادی هم از زندان سیاسی آزاد نمیشه


    || 0 Comments



Sunday, August 07, 2005



    Atonement یعنی کفاره، دیه، جبران، اصلاح
    و نام تراک چهارم آلبوم Ghost Riveries
    به قدری زیبا است
    که نفس هم نمیتوانی بکشی
    همه چیز باید در آن لحظه متوقف شود

    ***

    یک حیف نانی پیدا شده
    خانه ای دارد در آن ور منگولیسم حاد
    به قدری پت و مت و دلقک که آدم خنده اش بند نمی آید
    این حیف نان برای من ادای سیاست مدار ها را در میاره
    تازگی ها اینطور شده
    زندگی غریبی است، نخوچی هم دم در می آورد این روز ها
    کشمش که از اول هم داشت

    پ.ن: هرگونه برداشت اروتیک از "کشمش دم دار" آزاد است آقای پت عزیز

    ***

    اهمممم تلپ اهمم
    نمیدونم چجوری بگم که زشت نباشه
    باز هم قضیه ی قبلی
    لعنت بر چشم "ناموس - لعبت بین"
    تف بیاد
    نکن دکتر جان، نکنننن

    ***

    اولش همیشه میگویم وای چه غلطی کردم
    این دفعه دیگه میمیرم
    بعد چند دقیقه بعدش واسه فردا نقشه میکشم
    تو خواب
    زیر دوش
    پشت میز
    آویزون از پنجره تاکسی
    و دوباره یک ثانیه پشیمانی و یک شب طولانی فراموشی
    ف
    ر
    ا
    م
    و
    ش
    ی

    ***

    نکته ی دیگری که باید بگویم
    تشکر از اشخاص شخیص و شخیصه ای است
    که گزک دستم میدهند
    گزک های همگی را در قلبم جای خواهم داد
    تا یادم نرود Thats ok my will is good

    ***

    چقدر من محبت های برنامه ریزی نشده و آرام را دوست دارم

    ***

    جـــــــــــاکش نیازمندیم

    شرایط: شناسنامه ی بدون خط خوردگی

    ***

    ای روسپیان گوش کنید
    ببخشید
    ای خواهران گوش کنید
    متاسفم، امممم چی بگم
    ای خوشگلان خوش اندام گوش کنید
    آه، حواسم نبود
    ای ظریف مریف ها گوش کنید
    اه نشد باز
    ای همشهریان گوش کنید
    نچ مطلب نرسید
    ای گل های باغ آشنایی گوش کنید
    کیـــــــر خر
    ای هورمون های مجسم گوش کنید
    آهان این
    گوش کردید؟ قطره ی آخرش بود، تموم شد


    || 0 Comments



Wednesday, August 03, 2005







    I stay home forever
    Where two and two always makes up five



    || 0 Comments



Tuesday, August 02, 2005









    Always in my thoughts you are Always in my dreams you are I got your voice on tape I got your spirit in a photograph Always out of reach you are

    Cold inside my arms you are Simple like a child you are I remember when you took my hand and led me through the rain Down inside my soul you are

    The more I show the way I feel the less I find you give a damn The more I get to know the less find that I understand Innocent, the time we spent, forgot to mention we're good friends You thought it was the start of something beautiful? Well think again.

    Mother lost her looks for you Father never wanted you I trust to love and then I find you never really felt the same There's something in your heart so cruel



    || 0 Comments



Monday, August 01, 2005



    قانونی در دنیای یونیکس وجود دارد که میگوید

    No news is good news

    مردم تا جایی که من میبینم اصلا از این قانون پیروی نمیکنند
    از جمله خود من
    اگر مشکل کسی را حل کنم
    شش ماه بعد هم اگر او را سر حال و خوشحال ببینم
    از او خواهم پرسید: مشکلت حل شد راستی؟
    و.

    ***

    زیباترین آلبوم تاریخ موسقی را میخواهم به شما معرفی کنم
    زیباترین و پروگرسیو ترین موسقی ژانر "ارزشمند"
    سگ و گربه در این آلبوم با آدم صحبت میکنند
    من واقعا عاشق این کار مایک شدم
    اون رفته تمرین کرده و ژست sw رو موقع آهنگسازی یاد گرفته
    وقتی مایک sw یاد بگیره
    باید هم زیباتر از چیزی که خلق میکنه پیدا نکنه
    در جهان
    در زیبایی
    آهان معرفی: Ghost Reverise گروه Opeth
    اگر با این آلبوم به زودی انس نگیرید
    First Class دور دنیا را از دست داده اید

    پ.ن: با تقدیر از Viva Emptiness و Glastonbury Live
    به ترتیب از Katatonia و Radiohead
    و مجموعه پروژه های موسیقایی Steven Wilson :
    Porcupine Tree, No Man, Blackfield, Bass Communion


    ***

    دست و پای کلفت گم شده بود
    هر چی میگشت نمیجستشون
    کلفت خاتون بیچاره در سن هشتاد و نه سالگی در سلامت کامل درگذشت
    خانواده های داغ دیده: ملکوتی، دریایی، خط آهن، مشعل ملی
    برای صرف ژله و خانوم به باغ پشت حسینیه مراجعه کنید

    ***

    اشتها هی باز تر میشود
    هی باز تر میشود
    اینها همه تقصیر تو است که دستم را در خیابان ول کردی
    میبینی در عرض دو روز چه اشتهام زیاد شده؟
    تف بیاد به این بزاق؟ هان؟

    ***

    من این روزها حزب اللهی و پاکیزه که میبینم، دلم میخواهد
    هر چه فحش و حیوان و بیماری بلدم نثار هر چهارده تایشان کنم
    از اون ور سوسول و قرتی که میبینم، دلم میخواهد
    رضا موتوری بخوانم
    بخوانم
    نکنه بیماری "اخراج از مسجد و میخانه" گرفتم؟

    ***

    برای هر آدمی در زندگی،
    ساعت های
    دارایی
    وجود دارند
    می آیند و میروند
    چه لذتی دارد
    در ساعت دارایی شخصی خود نشستن
    و غم ندار ها را نخوردن
    آخر آنها هم ساعت های خودشان را دارند
    ما معتقدیم
    عقیده داریم

    ***

    این روزها دانشکده های مهندسی، متخصص الهیات بیرون میدهند
    والا
    اینجور به نظر میاد
    یادش به خیر ما که بچه بودیم
    مهندس ها از این ریق های رحمت نمیخوردند،
    هر چند سر اغلبشان تاس بود

    پ.ن: بله با خود شما بودم

    ***

    آلبالو گیلاس دلم
    کربالوت خوشگلم
    میو به دلم میس به دلم
    مرال نخ بر دو ورم
    دلم بهونت میگیره (با لهجه ی صمد)

    پ.ن: ابوفیلبالوتلیشتری نوشتم براش داشتم با حالتی ترد


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -