[Archive]


Sunday, October 31, 2004






    Justify, speak the lies, close your eyes
    As we make love
    Touch my skin, let the fun begin, once again
    I hear your cries, rise oh rise
    Feel the nails, tell tales trails across my spine
    Beautiful
    Silken kiss, on a night like this, who would miss
    Our final hour
    Closer still, close your eyes, see my world, it's animal
    Insatiable
    Velvet glove, unrequited love, find the words
    And make them rhyme
    One last dance, hypnotizing trance, a knowing glance
    I love you
    Closer still, lose your will, see my world, it's criminal
    Insatiable
    Things we hide, keep them out of signt, heard it said
    It's unbearable
    Feel my pain, taste my shame, who's to blame
    Inexcusable


    || 0 Comments




    لذت بخش ترین کار دنیا برای من تربیت کردن است
    عاشق دیدن آدم های هستم که در حرف حرف کلماتشان و فریم فریم حرکاتشان خودم را میبینم.


    || 0 Comments




    اگر میخواهید تاثیر بگذارید، نباید تاثیر بگیرید.
    هیچ وقت با دنبال کردن رد پای یک نفر نمیتوانید او را به مسیری که میخواهید ببرید.


    || 0 Comments




    دکتر "وی" میگوید موثر ترین راه درمان افسردگی تنفس هوای صبح است.
    کسی که زیر باریکه های بکر اول صبح خورشید راه نمیرود، نباید انتظار پرواز کردن داشته باشد.
    دکتر "وی" می افزاید فرایند گشاد شدن چشم در حمام و تغییر طعم دهان درست در لحظات اول صبح کمک شایانی به درمان افسردگی و بی علاقگی میکند.


    || 0 Comments




    نمیدانم به چه دلیل یک موسقی خاص را trance نامیده اند.
    آخر موسقی تا trance نباشد و شنونده اش را half-conscious نکند موسقی نیست.
    مثل این میماند که به یک غذای خاص بگویند "سیر کننده".


    || 0 Comments




    من کاملا درک میکنم کسانی را که از خوردن شاش یک کس دیگر لذت میبرند.
    گاهی شهوت آدم تنها با خوردن شاش آرام میگیرد.
    و چه خوب است کسی که شاشش را میخواهی، تعجب نکند و مثانه پس نکشد.


    || 0 Comments




    اعتیاد جدید من صفحه ی 506:
    ویتامین ث جوشان supra vit بعد از دوش اول صبح.


    || 0 Comments



Thursday, October 28, 2004



    من نمیدانم چرا مردم میگویند بازی نکن و خودت باش
    من از تو ممنونم به خاطر همه ی بازی های محشرت
    میبوسم خاک صحنه های بی رنگی را که تنها تماشاچی شان منم
    برایم بازی کن
    تا ابد


    || 0 Comments




    گفت چشمانت یک جا ثابت نمیمانند چند وقتی است
    کلمه ای بود شبیه تومانینه یا شاید تومعنینه یا حتی تمعنینه که میگفت پر زده انگار از شانه هایت
    جایش را خالی میکنم حالا که همه ی هستی ام در هوا پخش میشود و چشمانم تکان نمیخورند


    || 0 Comments





    E ritorno da te


    همه چیز آماده برای یک سفر فضایی
    نه اودیسه نه یوگی و دوستان
    الکل قل قل میزند در آب گرم و laura pausini قل قل میزند در دماغ سرد
    با اینکه به یاد هیچکدامتان نیستم
    برای همگی سوغاتی خواهم آورد


    || 0 Comments




Friday, October 22, 2004



    این فیلمه چند درجه ی فارنهایت بود
    همین که قصش مال جورج اورول بود و اینا
    یه صحنه داشت انگار ملت تو بهشت یا یه گور دیگه دارن کتاب میخونن
    چقد من این صحنه رو دیوونه وار دوست دارم


    || 0 Comments






    Broody
    Cheerless
    Dampen
    Deject
    Dejected
    Depress
    Depressed
    Depressive
    Despond
    Dispirit
    Downbeat
    Downhearted
    Droop
    Gloom
    Gloomy
    Glum
    Heartless
    Heartsore
    Heavyhearted
    Hypochondriac
    Languish
    Lonesome
    Low Spirited
    Melancholic
    Mope
    Overcloud
    Pensive
    Sad
    Sadden
    Saturnine
    Sorrowful
    Withering
    Woebegone


    || 0 Comments




    دنیا یک کلینیک روانی بزرگ است
    که هر صبح برای مریض ها Chi Mai پخش میکنند
    در اخبار ظهر گاهی خبر قتل بروس لی را میدهند
    در اخبار شبانگاهی روزنبرگ ها را بر صندلی برق نشان میدهند
    زیر نویس همه ی برنامه ها استفاده از کاندوم برای جلوگیری از ایدز است
    افسرده هایی که میمیرند برای همیشه روی تختشان میمانند
    هر که دوره ی درمان را با موفقیت طی میکند مجبور است پیش از رفتن از همه ی مرده های کلینیک خداحافظی کند
    پشت شیشه ها طوفان نقاشی کرده اند
    پرستارها زن های بیوه ی لهستانی هستند که ذره بین های بزرگ و بیضوی به چشم های آبیشان میزنند و زمین را نگاه میکنند

    پ.ن: با عرض تبریک به همه ی آنهایی که امشب عروسی شان است


    || 1 Comments



Thursday, October 21, 2004



    روزی یک جنده به تو میگوید "کاری نکن که بهت وابسته بشم"

    نتیجه گیری اخلاقی: انسان موجودی است دارای احساس.

    پ.ن: بعدها بیشتر در ارتباط با شباهت ها و تفاوت های مار و خرچسونه خواهم نوشت.


    || 0 Comments




    دستانم در خاک میشوند و یاد تو در خواب نمیشود یک نفس حتی
    چه هر شب همه ی دنیا را بر سر انگشتانم میخوابانم


    || 0 Comments



Wednesday, October 20, 2004



    آرزوهای من شب ها در اتوبان میخوابند
    با تشکر از نیروی انتظامی که من و همه ی شخصیت های مجازی ام را از نگرانی در آورد


    || 0 Comments




    این حیوانات شگفت انگیز در این وقت از سال انگار که ضربه ای یا شاید لگدی به مغز آنها خورده باشد
    توجه شان از محیط زیستشان بریده میشود و احساس میکنند نیاز به قالب دیگری برای ادامه ی حیات دلخواه دارند
    حواس چند گانه شان چیزهای ناملموس را لمس میکند و پاهای درازشان سبک میشود
    چشمشان همه جا را ریز میبیند و ذهنشان حرافی میکند

    (در اینجا یکی از تراک های جاده ی ابریشم نواخته میشود و دل همه هری میریزد)


    || 0 Comments



Tuesday, October 19, 2004



    دیدی آدم چقدر توانایی های بلقوه داره
    وقتی عکس خنده ی هنرپیشه های پیر و عینک دودی زده رو میبینم میفهمم
    بزرگترین توانایی یک انسان ندیدن همه ی آن چیزی است که ذهننش سنتز میکند
    در باب تز و سنتز بعد ها بیشتر خواهم گفت


    || 0 Comments




    وایـــــــــــی
    زندگی جون ای عزیز لنگ کوتاه برنزه ی من با اون کون پهنت
    همه چیز تو رو دوست دارم
    من یک برنده ی به ذات ام
    باور نداری بیا دو کلمه با من صحبت کن
    ببین چجوری میزنم


    || 0 Comments




    چقدر فیلم ها و نمایش های آدما مسخره و قابل پیشبینی شده
    چقدر زندگی خنده دار و خوش خوشانه
    چقدر من عاشق کونم هستم
    چقدر هیچی وجود نداره که بتونه 24 ساعت کیسه ی حاوی تخم های منو جمع و جور نگه داره
    چقدر خوبه که آدم روش های توسعه و گسترش کیسه ی تخم رو بلد باشه


    || 0 Comments




    آدم از روی چیز میتونه بفهمه که چیز به چه درد میخوره
    به جای همه ی چیز ها قرار دهید چیز


    || 0 Comments



Saturday, October 16, 2004



    من نمیدونم چرا به محض اینکه تصمیم میگیرم یه چند روزی الکل نخورم، چشم زیبا بینیم وا میشه و هی میگه برو یه شات بریز بیا با هم نگاه کنیم.


    || 0 Comments




    Morricone نوشته ای دارد که گمانم تقدیم کرده باشد به سنگ قبر من
    آخر من همیشه خواب میبینم روی سنگ قبرم نوشته:

    مورچه های نارس بیچاره تر از اسب های نارس نیستند
    نه حتی بیچاره تر از رسیده ترین مورچه ها و یا اسب ها
    آنها تنها بیچاره تر از مورچه های مرده اند

    تخیل شد به ساعت پنج و پنجاه دقیقه ی عصر در معیت چوپان تنها، با احترام به کیل بیل


    || 0 Comments




    کشو را کشیدم و آهنگ های قدیمی را وارونه کردم
    نشستم لام تا کام
    با خودم تکرار کردم حرف مرد را که سبیل های پرپشتش انگار زبر بود
    " از فردا، جای لیوانت را عوض کن، از آن طرف خیابان راه برو و شبها زود بخواب "
    یک بار بلند
    یک بار در دل
    و یک بار در هیچ جا

    اینها خیال میکنند دل من عینک دودی زده
    ساعت ها به جانم می افتند و قلقلک پشت قلقلک، بلکه دستشان برسد و عینک را بکنند و با خود ببرند
    جوکر های خوبی هستند
    راستی چند بیت شعر هم حفظشان است،
    که با آن خیس کنند خودشان و مخاطبشان را
    لابد


    || 0 Comments



Monday, October 11, 2004



    اولین بار که دو دور کامل به دور خورشید گشتی
    یادت باشد بدانی نام برحله ی بعدی را

    Lateralus


    || 0 Comments




    وقتی با آن نگاه مصر باستانی اش
    دستانم را بی شرم میکرد
    اصلا نمیدانست که زنده شدن هزار سال به هزار سال یک جنازه
    درد تجدد است


    || 0 Comments




    از علایم این بیماری خطرناک اشتهای گاوی را میتوان نام برد
    از جوینده تقاضا میشود مزاحمت نفرمایند، بله حتی خود شما دوست عزیز


    || 0 Comments




    بادبانی، در آنجا، باغ، از حیاط میکند و همه صدای جیغ خفیفی را، میبینند
    آخر اینجا سرزمین بینندگان پیر صدای جمهوری اسلامی ایران است


    || 0 Comments




    لبخندی به گشادی در باز بر لبانش بود
    وقتی که دم پایی ها آب میشدند و گل ها شنا میکردند
    نه آنوقت که باد سرد میوزد شب ها
    سرد درست مثل تو
    لعنتی
    و روح تو کمین در قلب من
    تا ابد شلیک خواهد کرد
    تیر های مشقی که
    به او داده بودی تا با آن خودش را هدف بگیرد
    راستی برایت نگفتم هنوز از انبار خانه ات


    || 0 Comments



Friday, October 08, 2004




    Storms i gotcha comin and its gonna be me.
    Here comes Trouble with a capital "T", ta,ta,ta

    'Cause I'm a mean mother fucking man,
    I gotta scream, that's what I am
    All the way, all the way
    'Cause I'm a mean mother fucking man,
    Riding the wind and know I'll be damned
    All they way, all the way, all the way


    || 0 Comments




    اوهوی
    باید سالم بمونی
    دیگه نه کسی هست که ببرت دکتر
    نه دکتری تو این شهر مونده که حاضر بشه تو رو توی مطبش راه بده
    باید
    باید
    سالم بمونی


    || 0 Comments



Tuesday, October 05, 2004



    از من نپرس که "وقت" چه موقع خواهد رسید
    سلول های من تنها در سوئیت های بی زمان ممتد میجنبند


    || 0 Comments




    چقدر پیر شدی
    IntelliJ-IDEA به ورژن 4.5 رسید و تو بی خبر کوزه ی خمر در بغل، گوشه ی خانه بی حافظه لمیده ای.


    || 0 Comments




    سرما خورده ام و کمرم درد میکند
    سیگارم انگار راه اصلی فاضلاب شهر پاریس را طی میکند
    از زیر پای انقلابیون رد میشود
    و بعد در سینه ام ته نشین میشود
    زانو هایم چلق چلق میکنند
    کزت لباس عروسی اش را بر تن کرده و صورتم را میبوسد
    و من مثل همیشه فکر میکنم مردهایی که بچه ی دیگران را بزرگ میکنند
    خوشبخت تر اند


    || 0 Comments




    جسی به سلمانی میرود
    انگار دل من از زیر ابروهای نازکش رفتنی نیست که نیست


    || 0 Comments




    من اگه دختر بودم و یه پسر به خاطر عشق من خودکشی میکرد،
    گریه نمیکردم
    خوشحال میشدم، که کارم با همچین موجود پشه نفسی به جاهای باریک نکشید.


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -