[Archive]


Thursday, March 31, 2005



    بهتره یا فرهنگستان زبان فارسی فعالیتش را گسترده تر کند
    یا ما به جای اون مونث از she و اون مذکر از he استفاده کنیم
    آخر نمیشود که
    وسط یک مکالمه ی خیلی محرمانه یکهو میپرد و میپرسد "کدام اون؟"
    و تو باید توضیح دهی
    همون آقا خوشگله
    چی بود اسمش
    همون که میگفتی واست راست نمیکنه
    آره دیگه آقای کاظمی
    کچله
    چشاش آبیه
    اه سرسام گرفتم

    ***

    she می آید
    پاهایش بیچاره زخم شده
    همان پاهای خوشگلی که همیشه میخواستی قورتشان دهی
    she میخوابد، انگار از ترسش بالش را مثل زره در برابرش نگه داشته باشد
    پوف آدم چه میداند
    and she says فقط چشمانت را باز کن
    همیــــــــــن

    ***

    حوالی کمرم، یعنی دور تا دورش
    یه جوری شده
    انگار خیز ورداشته که ضربه ی آخر را وارد کند
    عجب وای

    ***

    یک بلوغ دخترها در زمانی است که در سن کم با دیدن اولین خون، عروسکشان از بغلشان ول میشود
    و یکی دیگرش وقتی که نره غولی میشوند برای خودشان و انقدری باسنشان پهن میشود که جای مطلوبشان را اشغال کنند و یکهو یادشان می آید که خون چیز زیاد خاصی نیست، بهتر است دوباره عروسکشان را بغل کنند

    ***

    یک ساقه ی سبز کلفت هست
    همان که اگر پیاز، ده سال در جای نمناک بماند از دماغش سبز میشود
    یک بوی جالبی میدهد
    عمه ام یک عیدی برایم فرستاده
    اودکلون است یکهو
    ولی بوی آن ساقه ی سبز کلفت را میدهد

    ***

    سالم نام فندکی است که من میخواستم با آن یک روز خودم و آن خانه ی چوبی را آتش بزنم
    الان یادم آمد
    چون باز دلم خواست آتش راه بی اندازم و ناخودآگاه گفتم سالم بچاق

    ***

    :))
    این پسر مذهبی لاغرهای شیک پوش را دیده اید وقتی رگ سیدی شان ورم میکند؟
    به مادرشان که رفته خونه خالشون کنگر انداخته اعتراض میکنند که "مادر جان آخر ما هم حقی داریم از وجود شما"
    آدم روده برررر میشود

    ***

    یکی دیدم بغل وبلاگش یا تازگی ها سایتش نوشته اسامی دوستان به ترتیب پر چانگی
    خوشحال شدم که هنوز کسانی ذوق طنز زمان مشروطه را در نوشتار دارند.
    خیلی با مزه بود رفیق جان دمت گرم

    ***

    "خوابیدن" در جایی قبلا توش "کردن" خیلی کیف میده
    آزاد و با حساب صاف در بهشت بو میخوابی
    و اجازه میدهی آدم کوچولو ها دوباره ترمیمت کنند
    نه آقای گالیور؟

    پ.ن: قبلا = چند ساعت قبل

    ***

    این فرهنگ roll کردن یا سیگار پیچیدن را باید جا انداخت
    تا بشود لا به لای وجهه ی نیک کمی هم نشئه شد.

    ***

    دوره هایی که آدم پر اشتها میشود دوره های خوبی هستند
    خیلی جاها میتوانی به اندازه ی لازم سنگینی کنی


    || 0 Comments



Wednesday, March 30, 2005



    ــ عکس پنجه های کشیده ی غروب در آینه ی آرایشگاه ــ
    ــ همه با شادی بر دست و پای دختر کوچک قل و زنجیر میزنند ــ

    ***

    دیوانه به که میگویند
    به تو دیگر الاغ
    تو که حوصله ات از همه چیز سر میرود
    ارادی پیدا نمیکنی
    از تنفس و گردش خون ناخودآگاهت سر میرود

    ***

    فحش امشب را تقدیم میکنم به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
    آخ عوامل زحمتکش فردا پاشین برین پخش شبکه های متنوع سیما که پارچه سیاه نگه دارین
    منم به بهونه ی نذری آوردن همسر خوش پر و پاتون رو گیر بندازم، روناشو بغل کنم و دو ساعت با حوصله بکنمش

    پ.ن: این آخرین باره که رأسا بهتون لطف میکنم بو گندوها

    ***

    ذهن آدم یک دسته بندی دارد (متاسفم البته)
    در این دسته بندی آبژکت ها به دو دسته تقسیم میشوند
    1- حال
    2- ضد حال
    با این ماهیت که تغییر ماهیت فقط از جهت حال، به ضد حال صورت میگیرد
    بر اساس این دسته بندی بی رحمانه،
    لطفا مزاحم کسب و کار نشوید.

    ***

    تازگی ها خواب هایی میبینم که بدجوری دارم از بیدار شدن فراری میشوم
    خواب ها هر چه ملموس تر باشند خطرناک ترند
    چون چیزی که آدم در زندگی کم پیدا میکند، چیز ملموس است
    زندگی
    بسترش
    و رویه اش
    ناملموس است
    آخ

    ***

    مامان خوشگلم یک ساعته تمامه که داره راجع به زشتی عمه ی سیاهم سخنرانی میکنه
    وای مامان نازم
    من اگه تو رو نداشتم این همه از توصیف زشتی و کثافت غرق لذت نمیشدم

    ***

    هله بعد از یک صلح ارگانی
    بافت ها را نو کن
    در این ادرار روحانی

    پ.ن: از نوروزنامه ی وی وی صالح مزینانی

    ***

    من اگه مونث بودم، نمیدادم نمیدادم تا یه روز به شان پن بدم
    میبینی چقدر درکت میکنم عشق من
    "باز-کله" که میگن این غربی ها همینه دیگه


    || 0 Comments



Tuesday, March 29, 2005



    یکی از ریف های گیتاری که من خیلی دوست دارم
    ریف های آهنگ علف خونین ( cosmic weed ) گروه lake of fire است.

    ***

    یکی را دیدم که رفته شده شبیه آن موقع ها که با همدیگر رفیق بودیم
    من هم شدم مثل آن موقع ها
    و یکهو مرحله به مرحله بودن زندگی را به خاطر آوردم
    لایه هایی که لایه های بعدی خودشان را نگه میدارند.

    ***

    بچه ها رفتند بار امسالشان را بگیرند از عمو نوروز
    و به من گفتند مواظب خانه باش
    چه خانم شده ام.

    ***

    وقتی میخواهید ضد رویه های زندگی تان را تبدیل به روال کنید
    کافی است یک فایل به نام xinetd.conf در دایرکتوری etc/ ایجاد کنید و در آن بنویسید

    defaults
    {
    instances ------- much u like
    log_type ------- writings and behaviours
    log_on_success ------- pride
    log_on_failure ------- still pride (got your head out of the clouds)
    cps ------- at least
    }
    includedir /etc/xinetd.d/


    و یک بار در shell تایپ کنید service xinetd restart
    برای اطمینان از خارج شدن افراد از حالت stand alone
    یک بار تایپ کنید ps -fax

    ***

    چند روز است هوا بوی اسپرم میدهد
    ای ولله 'گربه نر ها

    ***

    اگر بگویند امشب حاضری جانت را با چی عوض کنی
    بدون شک میگویم
    برای دیدن یک فیلم 7-8 ساعته از صعود یک عده به اورست با ساندتراک های Tool

    پ.ن: Oh Lateralus Lets Talk 'bout Possibility

    ***

    چقدر بدم می آید از آدم هایی که شخصیتشان شده کونشان
    امثال این مونیکا بلوچی ( piece of shit upon her )

    ***

    چه زمستان نوازنده ای شده
    سرد
    به محض اینکه در را میگشایی
    سرد
    درست مثل تو

    پ.ن: نوشته بودم به سال چند و اندی در گوشه ی دفتر مثلثاتم

    ***

    آخ دلم میخواهد پاره کنم کون آدم هایی را که غرق شده اند در سیاهی سانتی مانتال کله نور دهندگی
    حال آدم را به هم میزنند نوجوان هایی که خودشان را قاطی بزرگ ها میکنند.

    ***

    همه لذت ها از یک جنس اند
    خلسه ی اندوه
    خلسه ی سکس
    خلسه ی دراگ
    خلسه ی هنر
    خلسه ی دانش

    ***

    چپ دست های متولد سرما زود هورنی میشوند
    از بچگی هورنی میشوند
    تا ابد هورنی میشوند
    ولی هورنی ماندن را از ابراز علاقه بیشتر دوست دارند


    || 0 Comments



Sunday, March 27, 2005






    My friends are so depressed
    I feel the question
    Of your loneliness
    Confide... 'cause I'll be on your side
    You know I will, you know I will

    X Girlfriend called me up
    Alone and desperate
    On the prison phone
    They want... to give her 7 years
    For being sad

    I love all of you
    Hurt by the cold
    So hard and lonely too
    When you don't know yourself

    My friends are so distressed
    And standing on
    The brink of emptiness
    No words... I know of to express
    This emptiness

    Imagine me taught by tragedy
    Release is peace
    I heard a little girl
    And what she said
    Was something beautiful
    To give... your love
    No matter what


    || 0 Comments




    سه تا چیز آدم را بزرگ میکند
    خوردن
    کردن
    کسب دانش

    ***

    به شدت افتاده ام در عشق دانشمند شدن
    فکر بد نکنی ها
    انقدر فیبر جای تخمه میخورم که به کسی اجازه ندهم قضاوت بد درباره ام بکند

    پ.ن: فیبر در خیار و صیفی جات و ترکمون جات به وفور یافت میشود

    ***

    چقدر این ویشکا آسایش در فیلم میرباقری نمونه و خواستنی بازی میکند
    فرشته ی روی زمین

    ***

    red hot chilli peppers از باکلاس ترین و راک-فکر ترین گروه هایی است که مرگ زیبا را تبلیغ میکنند
    نه زندگی زشت٬ نه مرگ زشت٬ نه زندگی زیبا

    ***

    یک شیشه ی آب معدنی کنار دستم گذاشته ام که تا سقف قد میکشد
    و یک زیر سیگاری سیاه و گود دارم که آن دور است
    هی نگاهش میکنم و با خودم میگویم الان است که هستی را فرو بمکد
    عرق سرد میکنم و جان تازه میگیرم
    و فکر میکنم به ستاره ای که با عوض کردن جای خوابم (سر و ته شدن) آن را پیدا کرده ام
    هر شب از لای صندلی ها پیدایش میکنم و سیر نگاهش میکنم
    برای آدمی مثل من که تا به حال وقت نکرده در ستاره ها غرق شود فرصت بزرگی است

    ***

    تلخ مزه ی لذتی است که در شکوه تنهایی لخت میشود

    ***

    قدیمی تر ها عشوه های کشنده تری می آمدند
    آدم این را فراموش میکند و انگشت اتهام و افسوس به طرف خودش میگیرد و میگوید
    برای عشق پیر شده ای

    ***

    شکافتن سقف زمان با کله
    چیزی است که نصیب هر کسی نمیشود
    یادت هست که
    صبوحی در کشند آنان که کس را طاقت آن نباشد

    ***

    یک شب یک آدمی خوابش نمیبرد
    بلند شد و رفت از کتابخانه سیگار های مخصوص را آورد
    و چون دلش نمی آمد راه پرواز ذره ها را ببندد پنجره را تا ته باز کرد
    و یخ زد

    پ.ن: به مناسبت سالروز تولد میدان آزادی

    ***

    این زین به پشت و پشت به زین مفهوم درستی دارد ها
    ولی خوب بیان نشده
    ممکن است با گاییدن و به گا رفتن عوضی گرفته شود
    بهتر است بگوییم
    گاهی از این زاویه و گاهی آن یکی زاویه


    || 0 Comments



Thursday, March 24, 2005



    پیرمرد هایی که خوش مشربند و شیک پوش دیدی؟
    پیرمرد هایی که سوکسه شان در مجلس مثل ماه خیره میکند
    خودتم دیدی؟

    ***

    آدم مریض است میگویم، بگویید نه
    به جای اینکه از خوردن سه تا رولت لادن با مقادیر انبوهی خامه و میوه لذت ببرد
    یاد کافه - قنادی سر وصال می افتد
    و شیر کاکائوی زمستان
    و ستونی به درازی لوبیای سحرآمیز

    ***

    این شهر نقره ای امشب حسابی ما را گس کرد
    چه خواب باستانی بکنیم و خسته و از راه آمده بیدار شویم

    ***

    دیدی بعد از گذشت حدود ده سال که به آدم ها نگاه میکنی
    دیگر به نظرت دماغشان آنقدرها هم گنده و چندش آور نیست
    یا چشمهایشان انقدر ورنقلمبیده که بچه مدرسه ای بترسانند
    یا انقدرها هم دیگر فاسد و زن و بچه سوز نیستند

    بچه ها مواظب باشید

    ***

    چیزی قرار است امروز اتفاق بی افتد
    بی قرارم و هی خانه را مرتب میکنم
    چند لحظه تمیزی
    آخیش

    ***

    میبینند آدم یاد خاطرات کودکی اش افتاده
    شروع میکنند به ساختن جو های وحشتناک

    خوب شد بزرگ شدیم و پشم هایشان ریخت
    عجب عوامل مخرب روانی بوده اند!

    ***

    از نوشتن تو اینجا یه کم جا خوردم
    چقدر ضایع که هی می آیم خودم را در نانوایی جلوی دم پایی ها و بیژامه ها پهن و مسطح میکنم
    حیف من

    ***

    شلاق های کوچه بعد از ظهرها در می آید
    و همه خیره در هم منتظر می مانند تا یکی خوابش ببرد

    ***

    تفریح عید امسال من این است که نصف شب کاکتوس ببینم
    و منتظر بمانم تا وجیهه خانم بگویند "واااااااااااااا"


    || 0 Comments



Wednesday, March 23, 2005



    "جای خالی" چیز نچسب و آزار دهنده ای است
    از آن سخت تر داشتن چیز هایی است که جایشان هیچ وقت خالی نمیشود
    آخر آنها در زندگی تو جایی ندارند
    زندگی تو است، که تبدیل شده به جایی برای آنها
    جایی که در آن خواهند ماند
    تا ابد
    جا بودن خیلی چیز ترسناکی است
    و
    من
    هیچ نیستم
    جز جایی
    برای تکرار تو
    برای آنکه تو در دنیا دو تا باشی
    من دیگر وجود ندارم
    مدتها است که وجودم را گرفته ای
    تا تکرار شوی

    امضا: ظرف


    || 0 Comments



Sunday, March 20, 2005



    عزیزم
    ما دو تا که از در آوردن عیب سیستم ها پول در می آوریم
    باید از در آوردن عیب همدیگر پول خرج کنیم دیگر
    وگرنه زندگی رو سیاه میشه


    || 0 Comments




    پوست هندوانه بریدن اش و بویی که ازش در می آید لذت بخش است و خواستنی
    همانقدر که در آخر با بی حوصلگی میجوی اش و دندان هایت لج میکنند
    همانقدر که بعدش دلت میخواهد اساسی خالی شوی
    و بخوابی


    || 0 Comments




    خوب از اونجایی که بچه ی خوبی بودیم و قرصامونو نخوردیم
    یه کم وضع حاجتیمان خوب نیست
    باید هی برویم قضا کنیم و باز گردیم


    || 0 Comments







    You've got one heart ten times divided
    so let me start by saying, I love you


    || 0 Comments




    بابا چند بار بگم
    تو خونتون
    من حالا حالا ها ایستاده ام
    اتاق به اتاق
    صبور
    منتظر تو هستم
    مثل سنگ
    منتظر تو هستم
    تنها
    تنها
    تنها


    || 0 Comments




    میبینی
    انگار طبل سال تحویل هر سال را به سلیقه ی تو میزنند
    بعضی وقت ها
    کاملا کشیده و محتضر
    درست مثل آنچه تو ای


    || 0 Comments




    نمیدانم چطور بگویم
    یا شاید مشکل من باشد همیشه در توضیح دادن یک چیزی مستقیما در باره ی خودم
    هر چه هست ...
    من امروز آمده ام اینجا با اثر انگشتم هایم که پاکشان نکرده ام
    آمده ام بگویم
    مرا دست بند بزنید
    و ببرید
    من
    شخصیت گمشده ام را
    در زندانی شدن
    و تماشا کردن از پشت میله ها
    یافته ام

    ***

    کلمه هایی هستند شبیه لذت بخش، جذاب، جمع شدن همه چیز در یک نقطه یا بگو حوزه ی واحد
    این کلمه ها سری اند
    باید روی آتش بگیری آنها را
    تا بتوانی
    بخوانی شان

    "قانون اول اعتیاد"

    ***

    با سرنوشت نامعلوممان اینجا ایستاده ایم
    چانه در یقه
    و گرادیان (gradient) بی نظیر یخ در بهشت در زمستان شلوغ تهران را
    زندگی میکنیم

    پ.ن: البته که زندگی هم مرحله دارد

    ***

    و البته camel جزء گروه هایی است که باید
    چتتتتتتتتتت
    باشی
    تا
    آب شوی
    زیر
    پایش

    ***

    قسم به خدای یگانه
    اگر سیگار را در دست چپ من بگذارند و آبجو را در دست راست من قرار دهند
    تو هم به میانم باشی
    هر قتلی بخواهی میکنم
    چون دیگر به اندازه ی کافی دیده شده ام


    || 0 Comments



Friday, March 18, 2005



    دوش آب گرم
    سر پا شاشیدن
    کش و قوس آمدن
    و ...


    || 0 Comments




    انقدر لذت میبرم از دیدن پسر بچه هایی که موهایشان را تازه کوتاه کرده اند و با لباس های عیدشان خوش اخلاق شده اند و در فرودگاه وول میزنند
    لابد خوشحال اند که میخواهند بعد از یک سال یا بیشتر با دختر خاله ی خوشگلشان ملاقات کنند


    || 0 Comments




    آهنگ پیشنهادی: Bone Thugs -N- Harmony - Weed Song


    || 0 Comments




    من 3 روزه نریدم
    دم سال تحویل منو و کونمو از دعای خیر خودتون محروم نکنین


    || 0 Comments




    از شهر تاریخی کرمان تا شهر شهید پیرور سیرجان یه چیزی نزدیک 200 کیلومتر راه است
    نصف این راه جاده یک طرفه است و دست نمی اندازد و نصف دیگر دو طرفه و تمسخر آمیز
    از رو به رو اسکانیا می آید هزار هزار، از عرب های بو گندو ماشین های مستعمل خوشگل میخرند و به افغانستان میبرند
    درست در استانی که بهترین تریاک و بنگ کشور را تولید میکند به تو میگویند مهندس و تو جرات نمیکنی هوس چیزی کنی
    در این استان ابر ها خود مختارند، لازم نیست ابری آسمان را پر کند تا اتفاق بیفتد
    هر تکه ابر کوچک هر موقع هوس کند باران میشود و زیرش را خیس میکند،
    برای همین باران هایی میبینی که فقط میتوانند یک محوطه ی 10 متر مربعی را خیس کنند
    مردم این استان آدم های متمولی هستند، یک نفر با یک تاکسی پژو به راحتی ماهی 1 میلیون تومان در آمد مفید دارد
    هر عمله ای را میبینی اگر آمارش را بگیری، خواهی دید یا چندین هکتار ده (Deh) پسته دارد، یا سی چهل تا ترانزیت 100 میلیون تومنی
    همه جا بوی پول می آید
    جای ساکتی است، مهمان نوازند و ساده دل
    دختر هایشان مثل غول میمانند، چهار شونه و دراز قد
    نمیدانم چرا آنجا آدم شب ها خواب کون کردن میبیند
    شاید هم به خاطر اتاق یک نفره ای باشد که در مهمان سرای شهر برایم گرفته بودند و صدای غش غش خنده ی دختری در راهرو
    شاید هم اثر خواندن خاطرات جنده ی صدرا پیش از پرواز
    آنجا همه با هم برادرند، پلیس راه زنگ میزند به ترانزیت دار ها و میگوید تا 10 روز اطلاعاتی ها در پلیس راه میپلکند و ما نمیتوانیم رشوه بگیریم، ترانزیت دار ها هم به برادر عزیزی که رییس اداره ی برق منطقه است زنگ میزنند، نتیجه ی این برادری ها این میشود که ناگهان برق پلیس راه قطع میشود و 20 تا ترانزیت می آیند و به سادگی آب خوردن از آنجا رد میشوند.
    دختر های سیرجانی در بد ترین شرایط حداقل 12 میلیون تومن جهاز می آورند، به علاوه ی تقبل یک سال هزینه ی زندگی
    یک جورایی آدم احساس میکند پشت باسنشان باید مهر استاندارد و ایزو چند هزار و 9 هم خورده باشد
    خلاصه اینکه شب ها ی سیرجان سوز دارد و ستاره
    ستاره در سرش بخورد، ولی سوزش خوب کون آدم را پاره میکند

    به هر حال الان اینجا تهران است صدای ملی ایران
    و من کم کم دارم میفهمم بدنم چه میگوید و مغزم چه میخواهد،
    آدم وقتی در خانه نیست، خودش هم برای خودش غریبه میشود.


    || 0 Comments



Monday, March 14, 2005






    Think about it
    Put it on the faultline
    What'll it take to get it through to you precious
    Over this
    Why do you wanna throw it away like this
    Such a mess
    I don't want to watch you
    Do it somewhere far away from here


    ***

    Golden Sleep
    یا همان
    چرت مرغوب
    یا همان
    چوب کبریت من کو
    یا همان
    دیگر پلک هایم از من فرمان نمیبرند
    یا همان
    messsss

    ***

    خوشگل نازنازی من تصمیم گرفته پیکاسو بشه
    فقط نمیدونم چرا از وقتی این تصمیم رو گرفته، کف دستش مث کون ماده خرگوش بالغ لطیف و لیز شده
    ای جون

    ***

    تا میتوانید خودتان را زیر بار قرض ببرید
    تا میتوانید به زور گردش مالیتان را بالا ببرید
    فاصله ی مجاز تا واقعیت یک نموره بیشتر نیست

    ***

    سلانه سلانه راه میرفت و سکندری سکندری تعقیبش میکردم
    چونکه
    مرا
    جا
    گذاشته بود
    مامان بد
    بد بد بد بد

    ***

    خانم هاویشام فهمیده خلافم سنگین شده، شب ها از محل کارم تا پایین تختم آبجو و پسته میچینه
    آخر خانم هاویشان قصه های قدیمی ایرانی را خیلی با دقت حفظ کرده
    آخر من بچه ی او محسوب میشوم

    ***

    میدانی چه چیز مرا خوشحال نگه میدارد در این زندگی؟
    فانتزی با شکوهی که ارتش تنهایی ام را قوی و قوی تر میکند
    آن قدر که از همه ی مانور های زندگی جمعی خنده مان میگیرد
    همه با هم
    دست بر دل هم

    ***

    جنده های همدانی مقیم مرکز دوباره به همسایگی ما در آمدند
    این بار کدامشان میخواهد کون لختی بیاید دم در و با پشت چشم از من آدرس بپرسد خدا میداند
    ولی تا جایی که یادم می آید فقط کون یک نفرشان مانده که هنوز ندیده ام
    یا قمر بنی هاشم
    این یکی نــــــــه

    ***

    نوشته ی تو رو بازم نمیذارم اینجا
    چون زیادی "تو" داده شده

    ***

    و اینک بهشت در انتظار من
    که بروم در او بلولم و تا خرخره کثیف شود از من
    و تا چشم بر هم میگذارم
    دوباره بزک کند برایم
    که او میداند باید همیشه فریب دهد
    مرا
    هر روز
    فریب باید
    تا پخته شود
    خامی


    || 0 Comments



Saturday, March 12, 2005



    در حقیقت منطقه ی جغرافیایی ما باید همیشه ناله کند از تقدیر
    از خشکی، از خیسی، از همه چی
    میدانی چرا؟
    برای اینکه طبیعت را با یک چیز دیگر اشتباه گرفته ایم


    || 0 Comments




    ای کسانی که میخواهید شما را دوست داشته باشم
    مرا ماساژ دهید
    من ماساژ
    دوست
    دارم


    || 0 Comments




Friday, March 11, 2005



    دیگر شب ها بدون دیدن پشت پرده به خواب نمیروم
    نه که فکر کنی پرده ی اتاق خانم هاویشام را میگویم ها
    دیگر نیازی به این جاهای خوفناک نیست
    خودم پر سوسک ترین و تار عنکبوت بسته ترین پشت پرده ی قصه ها را در اتاقم دارم :)


    || 0 Comments




    تازه به دوران رسیده فقط به کسانی گفته نمیشود که پولشان را به رخ دیگران میکشند
    کسی که غم و سختی اش را به رخ دیگران میکشد هم تازه به دوران رسیده است
    کسی که از بدبختی ها و خستگی هایش شعر میسازد تا یک لحظه ی کوچک لبخند را از لب دیگران جدا کند هم تازه به دوران رسیده است
    صدی نود این وبلاگ نویس ها تازه به دوران رسیده اند


    || 0 Comments




    عروسک قشنگم از تو ویترین بودن وحشت داره
    هرچند که مطمئن باشه فقط واسه قشنگیه و نمیفروشمش
    عروسک قشنگ من از این ناز و اداها کم نداره


    || 0 Comments




    انقدر کونم گشاد شده
    که تصمیم گرفتم یک سنسور مادون قرمز خریداری کنم بگو 34 چوق
    بعد در یخچال را شیشه ای کنم و با یک سوئیچ الکترونیکی و یک مدار جبرانساز چراغ یخچالمان را هوشمند کنم
    تا لازم نشود هر دفعه حوصله ام سر میرود، در یخچال را باز کنم
    هان؟


    || 0 Comments




    نمیدانم میدانی من "پا" پرستم یا نه
    همین الان اسمش اومد، خاضعا شدیدا شدم


    || 0 Comments




    آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
    تازگی موتوری ها تبلیغ میکنند در گوشی


    || 0 Comments




    ایمان بیاوری یا نه
    هر عملی را عکس العملی است
    نه لزوما مساوی، ولی در خلاف جهت

    امضا: کسی که میخواست ترازو باشد


    || 0 Comments




    Estimated Time Left: 15 Minutes


    امشب هنوز به اندازه ی کافی برای نوشتن abnormal نشدم ~~~~> loading


    || 0 Comments




    بابا بزرگ (ص) فرمودند:

    تو زندگی بی خیال باش
    تو عشق بی کله باش
    تو کار جدی باش
    تو سکس بی حیا باش

    و من (ع) میفرمایم:

    بچه باید مودب و پاکیزه باشه
    جوون باید خرابکار و شیردل باشه
    میان سال باید جنتلمن باشه
    پیر باید عیاش باشه


    || 0 Comments



Monday, March 07, 2005




    آدم های مدرن گرسنه هایی هستند که با نصف لقمه سیر میشوند
    یک جور افزایش تقاضا و مازاد بشقاب های اصراف شده


    || 0 Comments




    خوش آمدی به "من"، بیا
    باتلاق هیچ وقت نمیگوید لطفا با کفش ایمنی وارد شوید و در من فرو نروید
    درست میشود رنگ بقیه
    و چشمبندی میکند


    || 0 Comments




    من افتخار میکنم که آدم عصبانی و خودبینی هستم
    یک انگل از زمین کمتر بهتر


    || 0 Comments




    زندگی عینهو ظهر گرم وسترن میماند
    کلاه حصیری بر سر و سایه ی رعشه های صورت بر زمین
    وای، آب هندوانه ی مرا بیاورید


    || 0 Comments




    به جای بوس کردن رفتارم را تغییر دهم
    این شعار سالتان باشد
    تا سالی دو سال بزرگ شوید


    || 0 Comments




    چمن های بهشت جای پشم هایمان در آمده بود
    وقتی سخت در آغوش هم می آمدیم
    و من دانستم دوستت دارم
    چون به جای ریختن، می رویانی


    || 0 Comments




    پرهای خسته ی خونی تو را چقدر بشورم
    تا حسابم صاف شود،
    دیگر پوسیدم و ترد شدم و ریختم


    || 0 Comments




    چه کسی میداند که او بزرگ ترین صدای دنیا را دارد
    وقتی میگوید در انتظارت نشسته ام
    مثل سنگ
    تنها


    || 0 Comments




    باید کون گشادهای عالم جمع شوند
    یک شهر درست کنند در وسط این زمین گرد
    و نشان دهند میشود بی وقفه شاد زیست


    || 0 Comments




    یک جاهایی، اگر بفهمی، زندگی نشتی میکند، بدجوری نشتی میکند
    لازم میشود زیرپوشت را نم کنی و داخل جمجمه ات را باد بزنی با دهان باز


    || 0 Comments



Saturday, March 05, 2005




    من مطمئنم که وقتی بچه بودم ارتباطات ما فوق زمینی داشتم
    یک دختر فضایی بود هم لباس Uma Thurman در صحنه های بکش بکش کیل بیل
    می آمد و بدون اینکه با من حرف بزند مرا شارژ میکرد
    امشب دارم فکر میکنم که مطمئنا امشب پیدایش خواهد شد
    آخر من خالی خالی شده ام


    || 0 Comments




    اسهال به اندازه ی یک عمر آدم را پیر میکند
    نتیجه گیری تجربی: روح آدم پر از آب است


    || 0 Comments




    الان کسایی که زن دارن شلوار راحتی پوشیدن و دارن شیکم چاقشونو میخارونن و کانال به کانال میکنن
    از آشپزخونه یه سینی میاد که یه طرفش یه خانومه مهربونه و یه طرفش بخار شیر قهوه
    اگه پولدار باشن یه خمیازه ی لذت بخش میکشن
    و اگه پولدار نباشن، لباشونو به هم فشار میدن و دردشون میاد


    || 0 Comments




    عروسکم پریده روی لبه ی حوض فروشگاه و ماهی سیاه کور و کچل رو گرفته تو دستاش
    بعد دهنشو اندازه یه رنگین کمون ناز که بعد از خستگی در میاد و میتونی راحت باهاش خمیازه بکشی باز کرده و گفته
    "عزیزم برو"
    و ماهی سیاه کور و کچل رفته توی حوض


    || 0 Comments




    بچه ها مواظب باشید
    یک خفاش دوباره در تهران سر و کله اش پیدا شده
    اگه کسی با یه تی شرت سیاه که وسطش با سفید نوشته شده بود M&M بهتون اسمارتیس تعارف کرد ور ندارین

    اینایی که بدشون نمیاد یه حال و حولی بکنن و این وسط یه rape ی چیزی بشن، از گوشه و کنار خبر میرسه که این آدم خیلی کیرش کلفته، بچه های خوبی باشین


    || 0 Comments




    حتی عمیق تر
    درست مثل آنچه خواب دیده بودی
    "نه، تو این کارو نمیکنی"
    ستایش
    تا حدی از بین رفته
    روزی که دنیا دور شد و رفت
    شیشه شکست
    نحیف، نازک، سست در برابر وسوسه ی شیاطین
    زیر زمین عظیم
    تاسف آور، رنجور، بیچاره، بدبخت
    حالا دیگر با همیم
    پیچیدگی
    به دنبال پیوستن به تو ام
    به سوی خالی
    خواهش میکنم
    بالغ، چیدنی، رسیده، پر آب (ممزوج با فساد و پوسیدگی)
    شرکت گایندگان ستاره
    سقوط بزرگ
    مرز، کشیده شد
    راه خروج از این وره
    در زیر همه چیز
    "همه کس" کجاست؟


    || 0 Comments




    موضوع انشا: صبح بعد از overdose

    آخ واسه چی دوباره هوا سرد شده؟
    آخه مگه این دنیا خدا نداره که انقدر خر تو خره
    من رو تختی کت و کلفت بابا بزرگمو بردم انداختم تو کمد
    حالا نصف شبی بعد از کلی بالا آوردن با اون مستی مفرط کون از کجا بیارم برم سر کمد؟
    مگه این دنیا خدا نداره؟
    حالم بده، روحیم خرابه، افسردم، کثیفم، دیرم شده، عجله دارم، باید برم بار بیارم
    دلم میخواد بشینم کف مستراح، اون کف کفش، یعنی همونجا که میشاشن و تف میکنن و سیگار خاموش میکنن و چیزای مشکوک رو سر به نیست میکنن
    دلم میخواد بشینم اون کف، اندر کف بی خدایی این دنیای حروم زاده گریه کنم و دماغم بشه اندازه بادمجون بم
    آخه بابا منم یه ظرفیتی دارم، آخه تا کی رعایت از من ریدن از شما ها
    سیگارم مزه ی گه میده، کی مسوولیت این همه ان رو به عهده میگیره؟
    چرا این دنیا خدا نداره آخه
    سگ شاشید به قبر این دنیا.

    پ.ن: این وبلاگ یک سال و دو روز پیش تاسیس شد :)


    || 0 Comments



Friday, March 04, 2005




    store شرکت نفت یه سس خیلی خوب آورده
    برین بگیرین و نصف شبا سوسیس سرخ کنین و روش بریزین
    حتما زندگی به کامتون خوشمزه میشه


    || 0 Comments




    نمیشه من با شلوار Lee جازانو انداخته به خواستگاری بروم؟
    من در کت و شلوار اعتماد به نفسم را از دست میدهم آخر


    || 0 Comments




    wank یعنی هنر خودمالی یعنی هنر خود اداره کنندگی یعنی جق زدن


    || 0 Comments




    کاش میشد موسسه ی علم شعور خلاق تعطیل نمیشد و مرا جدا نمیکردند از آن معلم مدیتیشن که اسمش یادم مانده
    او روز دوشنبه ی یک هفته ی گرم پانزده سالگی مانترای مرا به من تقدیم کرد و تولد کیهانی من محقق شد
    با گل های زرد و دستمال سفید و استاد بزرگ که نامش بود
    سوامی برهماناندا ساراسواتی گورو دو


    || 0 Comments




    SYN flag نکته ی بسیار مهمی است که packet های کوچک آن را حمل میکنند و ما به آن بی توجهیم
    باشد که بدانیم جهت خیلی معنی دارد
    باشد که زندگی مان دو طرفه نباشد
    باشد که در زمین های تنیس انقلاب گم نشویم
    باشد که خانواده مان از هم نپاشد
    باشد که بستنی های خامه ای لادن را تا ابد دوست بداریم
    نه فقط وقتی که بچه ایم و نمیفهمیم


    || 0 Comments




    نور میتابم و خوشم می آید
    کسی دنبالم نمی آید و نور میتابم
    معلوم نیست چه گهی میخورم و نور میتابم
    کاش لا اقل این خانومه توی species می آمد و از من لب میگرفت و زبانش از پشت سرم در می آمد
    تکلیف مرا یک سره کنید
    ای همه ی آنهایی که میفهمید
    ای در و دیوار


    || 0 Comments




    یا شانس من است یا بد بختی من
    که همه ی همسفران من ترمز دارند
    و من میسوزم در عشق شتابیدن
    هر کدام باشد
    امشب خیلی دلم خواسته است


    || 0 Comments




    نه دیگر
    این غم را جز به این آب پاک تلخ نمیتوان شست
    شاید دنیا آدم خراب هم بخواهد
    شاید جایی باشد که در آن نوشته باشند بدبختی ما را


    || 0 Comments




    مکان های امشبانه:
    تبت، آمریکای جنوبی، ویتنام


    || 0 Comments



Tuesday, March 01, 2005






    Somehow better without this
    Headlights fuck the city
    Somewhere I'm broken
    No sensations nevermore

    What do you say when you speak
    I sense no time
    Discouraged television sleep
    Not awake until it's dark

    Somehow I never leave
    This deadhouse
    Somehow I don't mind being gone
    And if you really think you've seen me
    I have to prove you
    That you're wrong


    || 0 Comments




    دستاورد من از این سفر
    چربی موهایم بود و خشکی شرتم
    صورت زبرم
    و احساس بی حسی در spot هایم
    و یک نتیجه گیری کلی
    که با صدای خش دار میگوید
    زنده ام


    || 0 Comments




    در پایان روز
    در را بستم و چشمانم را بر هم گذاشتم
    در پایان روز
    لخت شدم و دراز کشیدم
    در پایان روز
    قلاده را از گردن بویایی ام باز کردم
    در پایان روز
    پر از شهوت شدم
    در پایان روز
    جنسیتم را گم کردم
    در پایان روز
    حامله شدم


    || 0 Comments





    Router (config) # call application voice GOMSHO flash:ass/violence.tcl
    Router (config) # call application voice GOMSHO language 1 en
    Router (config) # end


    || 0 Comments




    معرفی میکنم
    ایشان کاپیتان وی وی هستند
    شغلشان این است که شب ها بروند در کیسه ی خوابشان و با بالا و پایین رفتن قایق کابوس ببینند و لذت ببرند
    این شغل رو از زمانی انتخاب کردند که یادشان رفت کیف CD شان را با خود به وسط اقیانوس ببرند
    متاسفانه امکان هیچ گونه مصاحبه ای وجود ندارد
    ایشان حالت طبیعی ندارند :)


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -