[Archive]


Sunday, August 31, 2008



Monday, August 25, 2008



Sunday, August 24, 2008



Friday, August 22, 2008





    The Doors - Blue Sunday
    save target as



    چیزی را که امروز دیدم بهتر است برایتان تعریف نکنم
    ممکن است در این مدت الفتی میان شما با من ایجاد شده باشد
    ممکن است نخواهید بشنوید آنچه را امروز نظاره کردم
    ممکن است جگرش را نداشته باشید
    ممکن است بعد از فاش شدن این سر سرد غمناک که چون منی را به یاد مرگ و فرشته ی تنهایش انداخت،
    مترسک کارکشته دیگر نتواند، کلاغکی را حتی، از زندگی اربابان لذت دور کند
    بسیار خوب در این لحظه فکرتان را به یکشنبه ی آبی منحرف کنید.


    || 2 Comments



Thursday, August 21, 2008



Wednesday, August 20, 2008



Monday, August 18, 2008




    Elvis Presley - My Way
    save target as



    And now, the end is near
    And so I face the final curtain
    My friend, I’ll say it clear
    I’ll state my case, of which I’m certain

    I’ve lived a life that’s full
    I’ve traveled each and ev’ry highway
    And more, much more than this
    I did it my way

    Regrets, I’ve had a few
    But then again, too few to mention
    I did what I had to do
    And saw it through without exemption

    I planned each charted course
    Each careful step along the byway
    And more, much more than this
    I did it my way

    Yes, there were times, I’m sure you knew
    When I bit off more than I could chew
    But through it all, when there was doubt
    I ate it up and spit it out
    I faced it all and I stood tall
    And did it my way

    I’ve loved, I’ve laughed and cried
    I’ve had my fill; my share of losing
    And now, as tears subside
    I find it all so amusing

    To think I did all that
    And may I say - not in a shy way
    No, oh no not me
    I did it my way

    For what is a man, what has he got
    If not himself, then he has naught
    To say the words he truly feels
    And not the words of one who kneels
    The record shows I took the blows
    And did it my way



    || 2 Comments




    Insomnia
    به حافظه ی تاریخی-ملی-مادری تان رجوع کنید، تنها لحظه ای، لمحه ای
    کدامین شما از مادربزرگش نشنیده گرفته که زری خانم با ریختن جادو جمبل در غذای مش حسن او را عاشق و شیفته ی خود کرده؟
    این رسم به روزگار ما نرسید و هیچ کس ما را چیزخور عشق نکرد
    هیچ میدانید چرا؟ گمان میکنید عدد ترشیدگان در زمانه ی ما کمتر شده؟
    نه
    دلیلش مقاومت و انطباق ژنتیکی نوع مرد در برابر این مکر ساده لوحانه ی زنان بد پیله است
    این روزها دیگر مردی را نمی یابی که با خوردن ساندویچ تانیا عاشقش شده باشد
    ولی شاید شنیده باشید که باربد پسر سوسول بابا، کالباس هایی را که مرجان عقب مانده ی دایی، از ماده ی خطرناک حشری کننده ای که ظاهرش چون پنیر گودا میفریبد، اندوده بود، بلعید و اندیشه نکرد و آنقدر آمپر چسباند که ملیحه، ملکه ی سیاهی و بینی را بسیار سنگین و مردانه به یاد مریم سفید درازمان ، کرد و سپوخت و با چیز نوک تیز فرو کرد.
    خوب دیگر این یک ارتقا و انطباق ژنتیکی است برای آنان که بدانند.

    پ.ن: از دیگر خصوصیات ملیحه آن است که ترکه ای نیست. مناسب برای واقع شدن تحت فعل Get Naild
    ضمن آنکه معلوم نیست دوباره کی سپید اندام Lady Mary نام، یادی از بورس و فارکس و منحنی های سبز و آبی کند تا ما دارت را به مرکز سیبلش به شیوه ی وگاس پرتاب کنیم.
    مرکز مریم از موی اسب نیست، اما از من بپذیرید که بارها میتوانید دارت را به او فرو کرده و همچون روز اول سیبلی بدون خال تحویل بگیرید، باشد مارهای دوشتان آرام گیرند، لحظه ای، لمحه ای


    || 0 Comments



Sunday, August 17, 2008



Saturday, August 16, 2008




    Radiohead - House Of Cards
    (without doubt best album of the best band ever, jigsaw should be the band's albums, they made it!)
    save target as


    || 1 Comments



Friday, August 15, 2008



Thursday, August 14, 2008



    چه کسی فکرش را میکرد روزی مسوولیت پذیری و بوئینگ بوئینگ و هرزگی هر سه به یک اندازه اعصابم را خراب کنند.
    همه چیز در این هستی فریاد میزند: ENTANGLEMENT


    || 3 Comments




Tuesday, August 12, 2008



    از کتاب "رگتایم"، نوشته ی "ای ال داکترو" :

    ...به مجله آنارشیستی گلدمن، "مادر ما زمین" کمک مالی کرد تا کارش بگردد...
    ثروتی را که به زحمت به دست آورده بود با بی خیالی تقسیم میکرد، مردم خبردار نمیشدند، خودش میخواست اسمش را نبرند.
    خوشحال نبود. توی آینه نگاه میکرد و میدید که خطوط اشتباه ناپذیر زنانگی دارد بر چهره ی دخترانه اش مینشیند.
    گردن دراز و زیبایش به نظرش مثل ساقه ی ناجوری می آمد که کله ی فاحشه ای که روزهای رونق بازارش را پشت سر گذاشته روی آن درامده است.
    برای آرامش آغوشی مثل آغوش استانفورد وایت گریه میکرد. و در تمام این مدت برادر کوجکه ی مادر با سکوت سگ وارش متین و مودب در خدمت او ایستاده بود.
    برادر کوچکه معنی آسایش را نمیفهمید. نه میتوانست سر به سر او بگذارد و نه به زبان بچه ها با او حرف بزند. نمیتوانست به او بگوید که چطور باید به یک الماس نگاه کرد،
    یا او را به رستورانی ببرد که رئیس گارسون ها دور و برش خودکشان کند. تنها کاری که میتوانست بکند این بود که زندگی اش را وقف او بکند و بکوشد کوچک ترین هوس های او را برآورد.
    ایولین او را دوست میداشت، ولی کسی را میخواست که با او بدرفتاری کند، و او هم بتواند با او بدرفتاری کند. دلش میخواست کسی باشد که با هوش و حواس اش بجنگد،
    دلش میخواست آرزوهایش دوباره به پرواز درآیند...

    پ.ن: برادر کوجکه مادر حتی تا آخر کتاب اسمی هم ندارد. در این کتاب تنها آدم های دارای شخصیت زنده اسم دارند. باقی بی نام مثل برادر کوچکه ی مادر.


    || 3 Comments



Sunday, August 10, 2008



Saturday, August 09, 2008



    بچه های 4 سال و نیمه در این زمانه در اولین برخوردشان با یک غریبه که من باشم درخواست آموزش تغییر صوت با استفاده از ادوات کامپیوتری را میدهند.
    با این که وجود هوش در بچه را امری طبیعی میدانم، نظرم در باره ی Effect انتخابی این کودک روی آوازی که من خواندم این است که:
    بسیار بسیار Sucks. ولی i luv u kid





    Dr Vv & Bache Bajenaghe Meshi Pashi - Killing the blues
    save target as


    || 1 Comments




    او که کله ی اسب را نوشته بود و گاوخونی را و ناکجا آباد را و من بیدار میمانم را
    به او گفتم قیافت آشنا میزنه
    گفت حتما منو تو مهمونی ب و ل دیدی
    گفتم نه یه کم غلیظ تر
    بازم نگفت کوفتی


    || 1 Comments



Friday, August 08, 2008



    Nine Inch Nails یه آلبوم در دو دیسک و به صورت کاملا Instrumental بیرون داده به نام Ghosts I-IV.
    سبک در این دو دیسک بین Ambient، Alternative Rock، Psychedelic، Industrial Rock متغیر است و طبق معمول Material و ادیت بسیار خاص هستن چون هیچ و هر چه نباشد و باشد حضور Trent Reznor در هیچ کجای دنیا معمولی نیست.




    Nine Inch Nails - Ghosts I - 05
    save target as




    اینها یک آلبوم با Vocal هم بیرون دادن به اسم The Slip که:




    Nine Inch Nails - Lights in the Sky
    save target as


    || 2 Comments



Thursday, August 07, 2008




    یه کاغذ اومد بیرون که روش نوشته بود به دلایل امنیتی حساب شما مسدود شده.
    اوه فهمیدین که شهرام جزایری و کرباسچی با طناب کی رفتن تو چاه؟
    امیدوارم جرم های حاشیه ای بانی این انسداد بانکی باشد.
    پ.ن: مهمانی امشب را چه کنیم حال آنکه Monster کارت اعتباری مان را بلعیده و البته به اندازه ی کافی نمودمان Erotic میباشد..


    || 0 Comments




    من میگم نوشته های روی آدمیزاد بیشتر شبیه نوشته های روی Kraft Paper است تا Paper
    پ.ن: سرکار فاقد حرارت لازم برای خواندن این پیس آف آرت میباشید.


    || 0 Comments




    و البته یارو نوشته بود:
    اون که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود.

    پ.ن: نام پدیده ی امشب آسمان شب، "کلاغ جون سپید کون" است.


    || 0 Comments




    ناپلئونا به یاری ام شتاب
    با ارتش سه میلیون نفری
    میدانی است، آشوبگاهی
    این دار عجب که مکافات در آستین دارد
    حیواناتی آزین شده به شیوه ی دلقک ها که نقش آدم را بازی میکنند
    زیر این سقف نوک تیز بلند که مطمئنا باید بشود یک سوراخی در بالاترین نقطه ی دیوارهای به هم آمده اش درست کرد یا کشف کرد یا...
    به سبک کفترهای چاهی
    و در یکی از SPOT های History کهنه ی این بنا، این تماشاخانه ی تهوع آور
    به تو و صحنه سازی های دوست داشتنی شخصیت صحنه ساز شارلاتان ات پرداخت
    باری هنوز فکر میکنم روزی این صحنه سازی های "بی نمک با Ago ی با نمک" را کنار میگذاری و آنوقت زن کاملی خواهی بود


    || 0 Comments




Monday, August 04, 2008






    یک نفرتانه ی آرام.
    پ.ن: Meet me on the other side


    || 2 Comments




    تازگی ها صدایی میشنوم
    صدایی شبیه همان که آقای پاتر در راهروهای کتاب حفره ی اسرار میشنید.
    این صدا با همان زوزناکی میگوید:
    ای ی ی ی ی ی گردن کلفت.


    || 0 Comments




    مرد نیمه شب رو شنیدید؟
    تا به حال نیمه های شب به شکار رفته اید؟
    آوای گیتار این آهنگ را آن وقت ها از آسمان نشنیده اید؟
    ناخودآگاه دندان هایتان برق نیفتاده؟

    پ.ن: شهنه جان، متاسفم.


    || 0 Comments




    برای آرتا یک "باسن خنک کن" گرفته ام که با اتصال USB زیر کون همیشه Hot او مینشیند.
    از آنجایی که آرتا همدم من است، من هم اندی است این خنکی را احساس کرده ام.
    She said: i don wanna be ur friend, i just wanna be ur lover


    || 0 Comments




    از شگفتی های روح من اینکه از هنگامه ی تار شدن منظره ای که تو در آن نشسته بودی، بسیار پر حرف شده ام حال آنکه همگان فکر میکنند لال ام.
    میخواستم بدانی حرف هایی که با تو میزدم حالا با خودم میزنم.
    حرف ها همان ها است، فقط دیگر شنونده شان تو نیستی
    پس دیگر درگیری های روان شناختی ایرانی - اروپایی بر مکالمه سایه نمی اندازد.


    || 0 Comments



Sunday, August 03, 2008



    من در اینجا علاقه ی خودم را به خانمی که در کمپ اسکواش به آقایان ماساژ آموزش میدهد ابراز میدارم.
    اگر صدای من را میشنوی بدان که برای ماساژ دادن من لازم نیست پولی پرداخت کنی (البته میدانم که معمولا پول میگیری نه اینکه پرداخت کنی، میدانم، میدانم)

    پ.ن: خوشم میاد این شهنه در طریقت ما هیچکاره نیست، میبینید گوشه و کنار مملکت چه خود مختاره؟


    || 0 Comments




    یک Live از Radiohead دیدم به مدت 48 دقیقه با حدود 10 تماشاچی و به همین تعداد فیلمبردار.
    یک اجرای فوق العاده فرمالیستی و تئاترگونه، در شرایطی که Performance موسقی هم طبق معمول از استودیو بهتره! و خوب ببینید چه شود!
    اسم لایو بود: In Rainbows - From The Basement و نشون داد که هنوز هیچ گروه موسقی زنده ای و حتی هیچ گروه تئاتر زنده ای هنگام اجرا دمب Radiohead هم محسوب نمیشود.
    در این لایو بیشتر آهنگ های آلبوم آخر اجرا شد. به علاوه ی یک اجرای عجیب و غریب و بی نظیر از یکی از آهنگ های مورد علاقه من که هیچ وقت اجرای زنده ای نداشته تا جایی که یادم میاد،
    آهنگی به نام Optimistic از آلبوم Kid A.
    Where i end and u begin هم اجرا شد.
    اگه میخواین بدونین الان موسقی و اصولا هنر و هرمونوتیک کجاس و چه خواص و احوال منحصر به فردی داره باید این لایو رو ببینید.
    ضمن اینکه Radiohead مهمترین گروه باقیمانده در Mainstream موسقی دنیاس.


    || 0 Comments





Friday, August 01, 2008



    دوستانم که شما باشید
    نفس تنگی امان مان بریده
    اما چون هنوز آن یکی را کسی نتوانسته ببرد
    زیاد جدی نمیگیریم و با خاطره جان سختی سابق giving blood keeping faith and u know women always like gentle spanking


    || 0 Comments




    این iPAQ نادان اسم هر کسی را که به من زنگ میزند با صدای بلند و لهجه ی انگلیسی چینی غلیظ میخواند.
    متاسفانه آماری از خرابکاری هایی که عادت دارم روی اسامی دوستانم بکنم ندارم.
    تا به حال دو تلفات بیشتر نداشته ایم که هر دو فامیلی (Negligible) بوده اند.


    || 0 Comments




    من -
    حالت چطوره زری جون
    دوست پسر زری -
    من دوستش هستم، زری خونه نیست
    من -
    آقا ادب داشته باش، من ده سال با زری احول پرسی دارم، از این به بعد هم بخوام داشته باشم نباید به شما توضیحی بدم. تق
    دوست پسر زری -
    آقا چرا عصبانی میشید، من که چیزی نگفتم، میخواستم بگم اگه با زری کار دارید شماره جدیدش اینه...
    (و من درس اخلاق از بی غیرتی آموختم که اروپا ندیده لردی میکرد.)


    || 1 Comments




    آری عدد معشوقگان از دست رفته و به انبار خاطرات خزیده بسیار گشته
    اما حیرت آور همه ی آن دختران جوانی که هر یک در میزان سنی همراه و هم-دوس در حال مرور کردن یگانه موقعیت دراماتیک عمرشان اند.
    حیرت آور همه ی پل هایی که معلوم نیست به کجا وصل میشوند.


    || 0 Comments




    گاهی خیلی لازم میشود خوشبختی را به کسی یاد بدهم
    میدانی و میبینی دردش را و دوا در جیب تو است
    دریغ که خوشبختی من آنقدر مبتذل است که نجات یافته هم بدش نمی آید با دانستن عدد ابتذال من چند محفل را حیرت زده سخنانش کند.
    و من همچنان نمیتوانم به کسی که درد دارد دوایی بدهم.


    || 0 Comments




March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -   August 2018 -   September 2018 -