[Archive]


Friday, April 30, 2004



    a fine day to dedicate


    نشسته ام بی کار و بی دغدغه
    تنهای تنها
    فارغ از تنفس نفس های دیگری،
    حتی آن دیگری که غیر از نفس چیزهای بیشتری هم در سلول هایم جا گذاشته
    آفتاب بعد از ظهر بعد از چند دقیقه تلاش بی فایده خانه ام را ترک کرد
    موسقی تکرار میشود و من تکرار میشوم
    موسقی تکرار میشود و هنوز من
    به دنباله ام در هفتمین جهت نگاه میکنم
    و رد پا مستم میکند
    رد پای خودم
    عادت زمختم دیگر مرا سرزنش نمیکند
    و من احساس میکنم بد بختی ها ناگهانی تر از خوشبختی ها نیستند،
    و من فکر میکنم زمان همیشه رد پایم را با شکوه تر کرده
    و من فکر میکنم تمام نمیشوم
    و من فکر میکنم، شاید امشب هم به حرف پزشکم گوش نکنم
    شاید فقط همین امشب
    پدرم در یکی از زمین های وقفی بهشت زهرا خوابیده
    و من از او ممنونم،
    از روزی که آنجا را بر جایی که حالا من در آن میخوابم ترجیح داد
    دیگر چیزی نیست که به خاطرش معذب شوم
    او مرا از عذاب آبرو نجات داد
    او مرا از عذابی که نامش زندگی است نجات داد
    او او به من یک زندگی نباتی هدیه کرد
    که در آن جز رشد و تکرار و مکیدن عناصر اولیه ی حیات چیز دیگری نیست
    من از او ممنونم، که امروز با زیپ باز و عورت بیرون زده هم میتوانم نفس بکشم
    من از او ممنونم که امروز، اگر عصرانه ام از دستم سر بخورد و در کاسه ی توالت تکه تکه شود
    بدون تردید خم میشوم
    جمعش میکنم
    و برای ریختن چای به آشپزخانه میروم
    ممنونم و دوستت دارم.


    || 1 Comments




    الواریانس حاشرا کبیرا و الواریانس کریزی ابات یو


    || 0 Comments




    در راستای زیارت وبلاگ نویسان رئیس جمهور را:

    دست به دست هم دهید به مهر، پی روشن فکریتونو بمالید به کون عمتون.

    *

    چقدر آدم باید کشت
    چقدر آدم باید کشت
    تا آنکه خنجرت بر او کارگر نیست بیابی
    و مثل سگ عاشقش شوی
    چقدر آدم باید کشت

    پ.ن: دلم برای صخره های پشت بوران تنگ شده

    *

    تازگی ها کارم شده دستمو یه ساعت دراز نگه دارم تا آقایون و خانوما سر فرصت تعجبشون رو از لاغر شدنم ابراز کنن، بعد دست بدن.

    *

    یک سال و 10 ماه پیش آیــدا گفت "به نظرت من چه شکلی ام؟"
    گفتم این شکلی :x :(
    گفت هاها
    من این شکلی ام :D
    الانم که این شکلی شده انگاری: B-)

    *

    جفتک گیری و آب آوری و گرده افشانیشو یکی ( شایدم دو تا ) دیگه میکنه،
    عطسه ی صبحگاهیشو من میکنم.

    *

    خوشبختی فرا تر از مستی سراغ داری؟
    زهــــــــــــــــی خیال خام


    || 0 Comments



Thursday, April 29, 2004



    آخ اوخ که دیگه دارم تموم میشم
    تا جوراباتو در نیارم از پلوغی در نمیام
    دلم واسه نوک زبونت یه ذره شده


    || 0 Comments




    صحبت کردن راجع به تعادل مزخرف ترین و حال به هم زن ترین و cheap ترین کار دنیاس
    آقایون و خانومای پهلوون مرام خفه شین لطفا.
    من نمیدونم چرا هر چی بچه ابنه ای پول پدر در کونه تئوریسین زندگی شده؟!


    || 0 Comments



Wednesday, April 28, 2004



    احمق جون مگه خیانت چیزی غیر از خون و آنزیمه؟
    خوش به حالت که انقدر دور زندگی میکنی
    من و تو خیانت آفریده شدیم
    خیانت عزیزم
    خیانت
    کجای کاری؟
    ویژگی اساسی سیالات یادت رفته؟
    حرکت از نقطه ی پر فشار به نقطه ی کم فشار مجاور


    || 0 Comments




Tuesday, April 27, 2004



    Dire straits به درد وقتی میخوره که همچین نصفه نیمه دیگه خیالت راحت شده، و موندی بین افتخار کردن و چی کار کردن


    || 0 Comments




    هوا که بارون مارونی
    اینم که پشت سر هم داره میگه broken plates
    منم که دیرم شده
    بوی سالیسیلات هم که میدم
    قاشق هم که داره رو گاز استریل میشه
    حالا خدا کنه صابون پیرز تموم نکرده باشیم
    آه
    زندگی
    با همه
    پوچی
    از تو لبریزم
    راستی گفتم لب!
    یادم باشه سر راه یه سوال بکنم ببینم لب لب لب من لب لب اون باقالی به چند من؟!


    || 0 Comments



Sunday, April 25, 2004



    عادت زمخت من غمت نباشه
    همین شبا یه مهمونی خودمونی میگیرم و میگمت که بیای
    با بی تفاوت ترین و بی معنی ترین دعوت سرد دنیا
    هر چی باشه تو زمخت ترین عادت منی
    عزیزم


    || 0 Comments




    چند وقته خیلی شل و ول شدم
    اصلا نمیتونم جلوی خندم رو بگیرم
    انگار که کمرت کوچیک شده و نمیتونی جلوی افتان شلوارتو بیگیری، همونطوری
    از سولاخ سر کتری گرفته تا پوسته های دم تیفال حموم، همه شدن سوژه واسه خنده و ولو شدن
    خیلی هم بی ملاحظه شدم
    اگه کسی یه کوچولو باهام تو خندیدن همراهی کنه هر شوخی لازم ببینم یا نبینم باش میکنم
    انقده هم بی خیال شدم
    قبلنا تا شب قبل از بدبختی خوش بودم، از شبش تا صبحش پشیمون و نادم
    الان موقعی که دارم بد بخت میشم هم ریلکسم و فکر میکنم که زودتر بد بخت بشم که بتونم برم تفریح
    از اون روزی اینطوری شدم که زخم مری گرفتم
    امروزم که آبجی کوچیکه میگه نشونه ی ایدز گنده شدن غدد لنفاویه!
    منم که هر چی غده دارم این روزا باد کرده، از غدد لنفاوی بگیر تا غدد تحت شکمی
    نه والا راست میگم.


    || 0 Comments




    امروز یکشنبه هفتم ربیع الاول سنه ی ثمان و ثلاثین و اربع مئا، هانیه بنت عبیدالله را که مثل روح آهو از گرمابه بیرون پرید و شروع کرد به خرامیدن دیدم
    خویشتن داری از دستم بشد و با نرم ترین فشار به سخندان گفتم: I got a little place nearby, wanna go ؟


    || 0 Comments




    میخوام یه وبلاگ بزنم اسمشو بذارم بزغاله ی آقای کین
    هر موقع حوصله ی حرف زدن ندارم، برم توش مع مع کنم
    مع مـــــــــــــــــــــــع مع مــــــــــــــــــــــــع Say again. you're dropping out. my battery is low
    ای بابا ای.

    پ.ن: حالا باز مارمول میگه همه چی افتاد جز اینکه من نمیفهمم کجای بزغاله باتری داره؟


    || 0 Comments




    background من شده این پنجره ی باز و اون نور زرد و اون سنگی که بهش میگن وان، اون لباس آویزون رو که دیگه...
    همه چی آماده ی یه مسافرت شبانه.






    [Download]


    || 0 Comments



Saturday, April 24, 2004



    زندگی اون لحظه ایه که قلبم 160 تا در دقیقه میزنه،
    دراز کشیدم رو زمین و سرمو بالا نگه داشتم
    یهو طاقتم تموم میشه و سرمو ول میکنم رو قالی
    با افتادن سرم، آهنگ میرسه به اونجاش که دو صدایی میگن: hey u i've got a thing 'bout u
    همون چند ثانیه ای که جون فکر کردن ندارم،
    همون چند لحظه ای که فقط
    منم
    قالی زیر صورتم
    و دو صدایی توی بلندگو ها.

    توجه: تنهای تنها بودم، افتاد الان؟


    || 0 Comments



Friday, April 23, 2004



    راست میگه ها
    منم یادم اومد وقتی دوم دبستان بودم خوابیدم رو دختر همسایمون
    وقتی سوم دبستان بودم 5 تومن از سامسونت بابام کف رفتم
    وقتی چهارم دبستان بودم یه پاکت سیگار کشیدم در عرض یه هفته
    وقتی اول راهنمایی بودم به زور یه پسری رو بردم پشت مدرسه و مجبورش کردم اونجامو بماله
    وقتی دوم راهنمایی بودم بابام یه سال ماموریت بود و مامانم زورش بهم نمیرسید، منم شبا زودتر از 12 نمیرفتم خونه، بیچاره چقدر ضجه موره زد
    وقتی سوم راهنمایی بودم یه نفرو به قصد کشت کتک زدم
    الانم که نمیتونم بگم چه میکنم تا آبا از آسیاب بیفته

    لابد برا همینه که وقتی آسمون سوراخ میشه فقط من بد بخت خیس میشم
    هه ههه هههه
    شایدم خیسی چیز خوبیه
    کی میدونه؟
    به هر حال به نظر میرسه منم امشب خوابم نمیبره
    در حالی که همه میگن:
    چیزی نشده که عزیــــــــزم.



    Still I can't close my eyes
    I'm seeing a tunnel at the end of all these lights
    Sunny days
    Where have you gone?
    I get the strangest feeling you belong
    Why does it always rain on me?
    Is it because I lied when I was seventeen?
    Is it because I lied when I was seventeen?
    Is it because I lied when I was seventeen?
    Is it because I lied when I was seventeen?
    Is it because I lied when I was seventeen?
    Is it because I lied when I was seventeen?





    [Download]


    || 0 Comments




    زندگی یک بطالت نیمه جدی و وقت گیر است،
    بیکارها به آن عادت میکنند و busy ها دورادور عاشقش میشوند.
    busy های از زیر کار در رو هم ترتیبش را میدهند D:


    || 0 Comments




    به قول معروف I love when you do that hocus pocus to me-------->it's almost unreal :-))


    || 0 Comments




    زندگی برای حیوانات اختراع شده
    با غریزه به همه جا میشه رسید
    با عقل همه چیز از دست میره
    میگن سیاست مدار باش
    سیاست هم باید جزیی از غریزه باشه
    عین سیاست شکار گورخر در غریزه ی یوز
    نه عین سیاست مسخره ی تو که انقدر بهش فکر کردی...
    عین اینایی که دارن راه میرن، چند متر جلوتر یه جوب میبینن، و شروع میکنن به تنظیم قدم هاشون که به موقع از روش رد شن
    آخرشم یا میفتن توش، یا مجبور میشن 6 تا پا عوض کنن و یه عالم اتراق کنن تا از روش رد شن
    این آدمای باهوش مشکل دارن
    گاهی حتی تنفسشون هم ارادی میشه
    باور کنین! خیلی از آدمای باهوش در مقطعی از زندگیشون مشکل تنفسی داشتن.

    پ.ن: با تشکر از خنگ عزیزم که منو در به سرانجام رسوندن این بحث همراهی کرد


    || 0 Comments




    یه عکس داشتم میدیدم اسمش بود sexy even in the morning این نامسلمونا هم دیوانه اند ها!
    والا تا جایی که من میدونم، اول صبح کره و پنیر هم در پرسپکتیو عالیجنابانه نمود سکسی دارن
    اون عکسی که تو گذاشته بودی اصلا مستقل از زمان بود.
    انسان را غوطه ای کله معلق وار میداد در آنجا که مجبوری تا شب، صبح به خیر بگویی و کلاهت را برداری.
    مسلمون نیستی، اهل کتاب که هستی، انصاف داشته باش.


    || 0 Comments





    Baby, there's somethin
    Goin on today
    But I say nothin nothin nothin
    Nothin nothin nothin nothin
    Nothin nothin nothin
    So no no no no no



    But if you sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing
    Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing,Sing, sing, sing, sing



    || 0 Comments



Thursday, April 22, 2004



    چقدر ملت سعی دارن با چیزایی که ندارن خودشون رو وارد دنیاهایی که دوست دارن بکنن
    یه نگا بنداز!
    بیچاره ها خبر ندارن هر چی بیشتر سرشون به این ور گرم بشه، از اون ور بیشتر میمونن
    خاک بر سرت که همش به فکر گرفتن چش و چال مردمی


    || 0 Comments




    وای خدا خدا خداس travis خداس
    روزی یه آهنگ ازش خواهم گذاردید اینجا



    [Download]


    || 0 Comments





    اهه مثل این که 1000 مگابایت ایمیل مجانی روی گوگل ---------> aghagol@gmail.com


    || 0 Comments




    دیشب خواب دیدم دخترای دانشگاه، هر کی که قیافش یادم بود و تو این چند سال دیده بودمش
    بعد از تموم شدن یه کلاس
    به صف میان صورتمو میبوسن و میگن دوستت دارم
    هر کی به زبون خودش


    || 0 Comments




    notepad عزیزم
    چقدر سفیدی
    چقدر
    سفیدی
    وازت کردم و دارم توت میچرخم
    به نظرت ارگاسمی هم در کاره؟
    ده! نترس
    نترس عزیز سفیدم
    من آدم دور اندیشی نیستم
    من اصن آدم نیستم
    من یه font ام
    من یه font ام
    اینجا هیچی غلط نیس
    همه چی سیر طبیعی خودشو داره
    من و تو با این حافظه ی وحشتناک! اوه
    هیشکی طاقتشو نداره، مگه نه عزیز سفیدم؟
    هیشکی نمیتونه با این همه آگاهی خالص،
    حتی یه ثانیه دووم بیاره
    وای عزیز سفیدم
    یادت میاد لای اون در،
    روی تابی که از یه بند پارچه ای قرمز آویزون بود
    دلمون چی خواست؟
    یادت میاد چقدر سرمون گیج رفت و چشامون سیاهی؟
    یادت میاد یه ساعت تموم صدامون میکردن
    اوه عزیـــــزم، سفیدم
    هنوز بضی وختا اونجوری میشم
    ولی دیگه
    وختی به هوش میام
    ترس از دست دادن و هیچ وقت نرسیدن
    سردم نمیکنه
    دیگه از ثانیه های زیاد،
    نمیترسم
    الانا وقتی به هوش میام
    میشم درست مث یه فونت ریز
    وسط یه صفحه ی سفید
    ساکت و محاط

    سفیدم
    شیکمتو ببند
    بعد منو ببر
    ببر اون ترمینالی که خیلی خیلی ساله ندیدمش
    به نظرت میشه یکی یه عمر چش از چیزی ور نداره؟
    آره خوب، ولی اون چیز نبود
    اون دسته های زرد کثیفش و اون پنجره ی بزرگ و دودیش
    اون روز مث یه دختر بزرگ شده بود
    عاشقش بودم و اصلا نگام نمیکرد
    من کوچیک بودم لابد، به چشمای براقش نمیومدم
    نفهم،خیال میکرد بزرگی به سیبیله
    یادته؟
    انگاری اگه کاپشنت نارنجی و خز دار باشه
    نمیتونی از همه ی نره خرای گوساله ای که باهاشون حرف میزد بیشتر بفهمی
    ول کن
    حتما الان یه پیرزن سیگاری جوراب فروش شده
    با اون چشای براق آب مرواریدیش
    ببند شیکمتو، نمیریم، همینجا میخوابیم.


    || 0 Comments



Tuesday, April 20, 2004



    کف پامو چسبوندم به اون کف پاش که زنجیر تو ساقش بود
    بعد سه تا پیکو گرفتیم و بهم یاد داد چجوری در جعبه ی پیتزا رو میبندن
    بعد آسمون سوراخ شد
    نیاز به یادآوری نیست And nobody knows you like I do The world doesn’t understand But I grow stronger in your hands


    || 0 Comments




    اطلاعیه:

    سیگار cima به شدت خلت آور میباشد

    پ.ن: آخخخخخخخخ تف


    || 0 Comments




    همه ی هستی من
    آیه ی تاریکی است
    که تو را در خود تکرار کنان
    فراموش میکند
    فراموش میکند
    فراموش...

    *

    دلم برای گشادی تنگ است
    دلم برای تنگی گشاد است
    دلم حالت ارتجاعی دارد.

    *

    دیدی یکی رو میبینی که تو تاریکی نشسته، با کنجکاوی ازش میپرسی تو چرا تو تاریکی نشستی
    و اون چراغو روشن میکنه و جوابت رو میده.

    *

    آهنگ مون آمور که میذاری دو تا ته سیگارم با همدیگه تو دو تا دستات میگیری میدونی شبیه کی میشی؟ :)

    *

    یکی بود اون یکی هم بود کلاغه هم به خونش رسید
    حالا میخوای چه گهی بخوری؟

    *

    اگه کسی ازتون پرسید زندگی چه برتری به مردن داره، ورش دارین ببرین Linette یه هات داگ و یه سیب زمینی واسش بگیرین، راه به راه هم سیگار بذارین گوشه ی لبش، بعدشم باهاش راجع به درامد استان های ساعت خیز سوییس حرف بزنین، تا دیگه از این سوالای تخمی تخیلی ازتون نپرسه.

    *

    که غرق میشوی که غرق میشوی که غرق میشوی در آن زرد کمرنگ که چیزی جز appliance روی پیشانی اش ننوشته اند.

    *

    اگه لهستانی بودم و 5 تا گاو داشتم آرزوهام چه شکلی بودن؟


    || 0 Comments



Monday, April 19, 2004




    Hey baby come round
    keep holding me down
    and I'll be keeping you up tonight.
    The four letter word got stuck in my head
    the dirtiest word that I've ever said
    it's making me feel alright.
    For what it's worth I love you
    and what is worse I really do
    oh what is worse I'm gonna run run run
    'till the sweetness gets to you
    and what is worse I love you!

    Hey please baby come back
    there'll be no more loving attack
    and I'll be keeping it cool tonight
    and I'll be keeping it cool tonight
    and I'll be keeping it cool tonight
    and I'll be keeping it cool tonight
    and I'll be keeping it cool tonight


    The four letter word is out of my head
    come on around get back in my bed
    in my bed
    in my bed
    in my bed

    keep making me feel alright.

    four letter word=f+u+c+k labod


    || 0 Comments




    از نوشته های باهوش من

    انگار که سرتو بلند کرده باشی
    بعد ببینی از چند راهی های دورو برت دیگه صدای شیر بی دل و مترسک بی عقل نمیاد ، انگار که دیگه دلت هیچ جادوگری رو نخواد ، انگار که خونه هه تا ابد تو گردباد می چرخه و هیچ جای عجیبی پایین نمیاد

    از نوشته رو نوشته های صاحابش

    شاید خونهه فرود بیاد ته دره ی آرلینگتون
    وقتی میای پایین میبینی یه لشگر سرباز و خدمتکار داری
    میدونی لشگر چی؟
    لشگر گاوت
    همشون اومدن که فرود اربابشون رو جشن بگیرن
    یکیشون که از همه بیشتر مهربونه میشه ندیمه ی نزدیک تو
    این همونیه که یه روز داد میزنه آب جوش لازم دارم
    و بعد صدای اومه اومه با دودی که از دودکش خونه میاد بیرون همه جا رو پر میکنه
    پرده ها رو که کنار زدی، دستاتو میزنی به کمرت
    و به این فکر میکنی که دیگه...


    || 1 Comments





    خوشمزه ترین غذای دنیا پیتزای یخ زده ی باد کرده ی توی یخچاله که وقتی داری مثل سگ شکاری غر غر میکنی و دندوناتو به هم میسابی و از دهنت آب میریزه بیرون پیداش میکنی
    و خوشمزه ترین دسر دنیا شعله زرد داغیه که به محض تموم شدن پیتزا یه خانومه میاره دم در.

    خدایا خدایا تو که انقدر مهربون شدی و از کرده هات پشیمونی لااقل یه ماگ یخ زده ی سر پر با یه بسته مارلبرو هم بفرست
    که بعدش با خیال راحت بخوابم و چند ساعتی گناه نکنم در محضرت.


    || 0 Comments



Sunday, April 18, 2004



    دست میگذارم بر دلم
    نه خنده ای در کار است
    نه دردی
    میخواهم با حرکات نرم بچه ای که در شکم دارم
    خالی اتاق کسالت بارم را پر کنم
    بچه ی نجیبی است
    چندین 9 ماه است که او را دارم و لکه ای در کار نیست
    ساعت ها دست بر دلم میگذارم و آهنگ های مخرب قدیمی را زمزمه میکنم


    || 0 Comments




    با سوت: which came as some surprise I spoke into his eyes


    || 0 Comments




    شب زمانی است برای قدم رو سایه ها
    تنه ها بر هم ساییده میشوند
    بی آنکه نگاهی مضطرب شود و دستی بالغ
    پانتومیم با شکوه کفش های کهنه و رو انداز های خاکستری
    بر ریشه های سخنگوی درختان اسکناس
    شب ترجمه ایست
    برای واژه ی غریب و نا مانوس in the omnipresence of gift
    شب به خیر


    || 0 Comments




    در را بگشا
    همه ی آنهایی که اخته شان کردی آمده اند به دیدن فرزند تازه ات.


    || 0 Comments





    thy fleeing time


    بحث های تند تکراری
    بحث های تند تکراری
    با ریتم 12 سیلندر سقف باز
    هی هی.


    || 0 Comments




    هیجان ناپایدار ترین انگیزه برای شروع و ادامه ی هر کاره
    دل ای دل پسر جون که تا به هیجان نیای قدم از قدم بر نمیداری
    چه شود.


    || 0 Comments




    ــ من همیشه فکر میکردم تو خیلی میفهمی، خیلی بیشتر از بقیه، ولی انگار...
    ــ جلوی ضرر رو هر جا که بگیری منفعته
    ــ من باید جلوشو بگیرم یا تو؟
    ــ ما همه (hama) بایستی که جلوی ضرره (zarara) بیگیریم
    ــ تو چجوری جلوی ضرر رو میگیری؟
    ــ هنوز تنظیم خانواده پاس نکردم، نمیدونم
    ــ :-&


    || 0 Comments





    I took a walk around the world
    To ease my troubled mind
    I left my body laying somewhere
    In the sands of time
    I watched the world float
    To the dark side of the moon
    I feel there is nothing I can do’ yeah
    yea     yea   yea  yea
    yohoooooooooo
    yeaaaaaaaaaaaaaaaaaa
    hahaaaaaaaa
    hoooohoooooooooooooooooo
    yahaaaaaaaaaaaaa
    yeaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
    (dancin' far & koskholin' away)


    || 0 Comments



Saturday, April 17, 2004



Friday, April 16, 2004




    نوشته های جدا شده با ستاره ی دفتر خاطرات


    لحظه ای که تو یه مرحله ی مزخرف پاتو میذاری اونور خط
    تعظیم کن در مقابل همه ی اون چیزایی که در چند ثانیه از ذهنت گذشت...

    *

    دستای لاک زده ی معصومت رو نگه دار
    برای شبی که هر چی میگردم چیزی پیدا نمیکنم که باهاش مثال بزنم.

    *

    درک میکنی کسی رو که تو پیاده رو پشت لباسشو میتکونی؟

    *

    لالالالای، زندگی لاقید کجا است؟
    جا مونده تو فیلمای آمریکایی بچگیت؟
    جا گذاشتیش؟ چرا؟ دوستش نداشتی؟

    *

    اگه وقت کنم راجع به نرمی کله ی انگوشت درازه و تاثیر شخصیتی این انگوشت بزرگوار بر حرکت های خودجوش پس از 28 مرداد مقاله ای خواهم نوشت

    *

    اگر آدمی آرزوهایش را روزی سه بار به حمام نمیبرد
    هرگز درد چرک شدنشان را نمیچشید
    نظافت روحی برای اتوپیا اختراع شده، نه برای سگ دانی دنیا.

    *

    روزی برفی در را خواهیم گشود
    و به کوری چشم تاریخ
    گربه ای بر پرده ی اتاق خوابمان چنگ نخواهد انداخت
    و تو نخواهی ترسید
    و بر باسن بچه مان لکه ای نخواهد رویید.

    *

    گمان کردید سرو، دراز درختی است؟
    گمان کردید مار، دراز موجودی است؟
    گمان بردید ترن، دراز درشکه ای است؟
    گمان میکنید برج میلاد، دراز سازه ای است؟
    گمان میکنید یلدا، دراز شبی است؟
    گمان میکنید نماز جعفر طیار، دراز عبادتی است؟
    گمان میکنید The bold & the beautiful، دراز سریالی است؟
    گمان میکنید سبد-توپ دراز ورزشی است؟

    پس عشق مرا ندیده اید.

    *


    I'm ganna write a song
    sing it to everyone

    I'm ganna buy a gun
    shoot everything everyone


    *

    روزی از زنی پرسیدند از چه دانستی که زندگی پوچ است؟
    سینه هایش را جمع و جور کرد، لبخندی زد و گفت:
    ــ والا بستگی داره.

    *

    سوال فلسفی:
    کف ها در پی چه به سوراخ حمام میروند؟

    *

    عزیزم
    تا به حال هوس تعلیق کرده ای؟
    تا به حال خواسته ای در سبزی تیره معلق شوی؟
    تا به حال بر دلت گذشته است که تنها راه لذت بردن، محاط شدن است؟
    تا به حال سعی کرده ای در یک چند ضلعی منتظم محاط شوی؟

    *

    وقتی میگه there's no control فک پایینش میاد جلو، بعد چشماش بسته میشه.

    *

    آقا غر نزن،
    خانوم ور نزن،
    عزیز دهنتو انقدر بیخودی وا نکن،
    لوازم یدکی فک و دندان گرون شده،
    نکنید،
    نکنید.

    *

    امشب سر میز آرزو کردم موش چاقی شوم، سوراخی برای خودم پیدا کنم، برای سوراخم پنجره ای درست کنم با پرده های گل گلی، کتابی که دور تا دورش را مادر خدابیامرزم پیش از مرگ جویده بود با ذره بین بخوانم، عصرها پای و چای بخورم، شب ها پشت پنجره بنشینم، گوشم را برای صداها تیز کنم، و بافتنی ببافم... تا خواب امانم را بگیرد.

    *

    وقتی دست از جان شستی
    وقتی دست از محبوبیت شستی
    وقتی دست از تصویرت شستی
    وقتی دست از کلاست شستی
    وقتی دستاتو شستی

    صابون گلنار، تحت لیسانس ژوگولن مولد فرانسه

    *

    آن سوی رودخانه، در میان درختان
    قلبی شبیه قلب من.
    دیگر سوالی نمیماند، من خوب میدانم
    ناقوس برای که میزند.

    *

    میدانی وقتی تستی را غلطی میزنی و مدادت را تکان میدهی،
    چرا بوته ها میجنبند؟

    *

    آهای محمد جواد اسفراینی،
    پر کن قدح باده که از زندگی می آیم،
    با کوله بار خاکی خالی
    اعصاب من و تو از فولاد نیست
    نه استخوان هایمان، نه لباس هایمان، نه اشک هایمان

    *

    خدای من یک اتاق پر از رخت خواب دارد.
    بنده هایش که گناه میکنند، رخت خواب ها را بو میکند.
    او رخت خواب ها را بو میکند.
    و هر چه میکند
    به خاطر نمی آورد.

    *

    آرامش
    آرامش
    آرامش
    زندگی
    زندگی
    زندگی
    خونه ی خودم
    خونه ی خودم
    گور پدر همتون
    کون لق همتون
    یوهو
    یوهو
    واواری میخوام ببرمت مسافرت
    من و تو تنها، با چارتر شرکت نفت
    میریم وسط دریا فرود میایم
    آرامش
    شوهر شانیا تواین هم اشتباه کرد همچین زنی گرفت
    چون مقصد بعدی من و واواری، ویلای شانیای عزیز در ژنوه
    میخوایم دعوتش کنیم به یه سفر یه روزه
    میخوایم ببریمش تو اسطبل و بهش یاد بدیم با کاه و یونجه رخت خواب نرم درست کنه
    میخوایم همه ی افکت های انسانی رو از دهنش بشنویم، همشو
    میخوایم کر شیم
    کس اینجانبان از کرگی پرده نداشت
    زندگی همون کاریه که من میکنم
    حالیته یا بزنم تو گوشت غصت بگیره؟


    || 0 Comments



Thursday, April 15, 2004



    این گلوی صاب مرده نمیدونم چش شده
    لابد از برکات بهاره
    اسنک حلقه ای با پنیر واقعی شبیه تبه نه؟
    پنجره رو تا ته وا کردم و لخت شدم
    خوب حالا چه کنیم به نظرت
    یه کم کلمو میخارونم یه کم شیکممو
    حالا یه تف گنده میکنم پایین
    انقدر سرفه نکن بابا جون، خاموشش کردم، کردم، کردم
    حوصله نداری به من چه
    گه زیادی میخوری برا من قیافه میگیری
    من حوصله ی خودمم ندارم، تو که جای خود داری
    از این یاد بگیر
    یه ساعته داره واسم میخونه، فقط واسه من

    Oh, when you kiss me
    I know you miss me
    and when you're with me
    The world just goes away
    The way you hold me
    The way you show me that you
    adore me--oh, when you kiss me
    Oh, yeah

    شب به خیر الاغ


    || 0 Comments






    You can choose the channel
    when we’re watchin’ the T.V.
    Oh’ babe it’s okay
    And you can pick the flavor
    when we’re orderin’ ice cream
    I don’t mind yeah’ that’s fine
    I’d do hoo hoo
    anything for you hoo hoo

    Ah’ it’s all right if you sleep with
    your socks on oh babe! It’s okay!
    And you can hurt my head with
    your favorite rock song
    I don’t mind yeah’ that’s fine

    For you hoo hoo there’s
    nothin’ that I wouldn’t do hoo hoo
    You can put a hole in my shoe

    But in my car I’ll be the driver
    In my car I’m in control
    In my car I come alive and
    In my car I am the driver
    watch me now!


    You can blame me when you run outta
    razors oh’ babe it’s okay!
    And I will run around when
    you ask me for favors
    I don’t mind that’s fine

    For you hoo hoo There’s nothin’
    that I wouldn’t do hoo hoo
    You can put a hole in my shoe

    I don’t mind if you think you’re
    the strong one’ yeah
    Oh’ babe! It’s okay!
    And you can have your way’ honey
    even when you’re wrong
    I don’t mind! Yeah’ that’s fine!

    For you hoo hoo There’s nothin’
    that I wouldn't do hoo hoo
    You can put a hole in my shoe

    Not you hoo hoo not you hoo
    hoo not you hoo hoo
    Yeah’ in my car I’ll be the driver


    || 0 Comments




    پنجشنبه ها اگه آسمون هم رو زمین خراب شه من شادم
    الانم منتظرم از سر کار برگردی تا با هم سالسا برقصیم.
    دامن لامباداتو بغل کردم و نشستم رو پله سومی، زود بیا.

    پ.ن: آب نبات لیمویی+سیگار


    || 0 Comments




    من روز به روز دارم دامبولی تر میشم
    ببین چی اومده بر سر یکی از رهبران فکری خفن پوشان
    دارم میشم یه دامبولی کسک جینگولی نیناش
    با این وضع دیگه کسی منو توی جمع روشن فکری راه نمیده
    خداحافظ دنیای خوشبوی روشن فکری

    پ.ن: برم عروسک قشنگ من آبی پوشیده رو بغل کنم که از غصه نمیرم.


    || 0 Comments




    چقدر وحشتناکه یه عفریته ی مهربون و چاق عاشق آدم بشه
    عفریته های محترم لطف کنید لااقل جلوی این و اون نیاین خودتونو بچسبونین به آدم
    نمیگین یه وقت آدم آسم داشته باشه و پس بیفته؟


    || 0 Comments




    اگه اعصابت خورده بخواب
    اگه غمگینی بخواب
    اگه شادی، با خیال راحت بگیر بخواب
    اگه حوصله ی خروار کارهای نکرده رو نداری بخواب
    اگه دلت یه چیز غیر عادی خواسته بخواب
    اگه دردت میاد بخواب
    اگه راه درازه بخواب
    اگه دم غروبه بخواب
    اگه اول صبحه بخواب
    اگه خوابت نمیاد، لورازپام بخور و بخواب
    اگه خیلی تنهایی، یه نوار بذار توی ویدئو، برو توی رخت خوابت، فینگرتاچ رو بذار روی شیکمت و بخواب.
    اگه از خوابیدن خسته شدی، گریه کن بعد بخواب.


    || 0 Comments




    دختره: اه شاشیدم به معرفتت واریانس، اگه ببینمت تفم تو صورتت نمیندازم
    پسره: اینا همشون همینطورن، اصلا آدمای قابل اعتمادی نیستن، شما شخصیتتون بالاتر از این حرفاس که با واریانس رابطه داشته باشین
    دختره: حالا تو هم پر رو نشو دیگه، من الان از دستش عصبانی ام یه چیزی گفتم، وگرنه شپش توی کلش می ارزه به همه ی پسرای دنیا
    پسره: به نظر من یه آدم خودخواه دودره ی هوس بازه
    دختره: لابد یه چیزی داره که خودخواهه
    پسره: :-&

    نتیجه ی اخلاقی: دختری که من تربیتش کردم و سر سفره ی من نشسته به کس لیسی جواب معکوس میده حاجی، تو میلیسی اون میشاشه. در ضمن برات بمیرم که هر کاری هم بکنی شبح من رو زنت سایه میندازه، این یکی دیگه تقصیر آستینم بود.


    || 0 Comments



Wednesday, April 14, 2004



    گزارش های رسیده از واحد مرکزی خبر:

    اونجا دیگه کورش چادری نیست
    اونجا دیگه پیتزا فروشی رکس نیست
    اونجا دیگه مانتوی غیر سیاه پوشیدن نشونه ی طاغوتی بودن نیست
    اونجا دیگه ممد گدا و زنش و حسن مفو سر چار راه وا نمیستن ( این چار راه جدیده خیلی خطرناک شده)
    اونجا دیگه کسی ساعت 4 صبح پرواز نداره
    اونجا دیگه کسی با سگش بلند بلند درد دل نمیکنه
    اونجا دیگه کسی تیغ لای پنبه قایم نمیکنه
    اونجا هنوزم از اون نون تافتون های گرد و دشکی میپزن
    اونجا هنوزم سمت راست کوچه بلند تر از سمت چپشه
    اونجا دیگه سر پارو زدن دعوا نمیشه
    اونجا دیگه بستنی غیر بهداشتی و خوشمزه فروخته نمیشه
    اونجا دیگه با حلقه ی ازدواج، فوتبال سالنی بازی نمیکنن
    اونجا دیگه خانومه در حال گریه کردن، قرآن و نون رو از پنجره پرت نمیکنه بیرون
    اونجا دیگه پیرزنه زندگی نمیکنه
    اونجا دیگه کسی یه نصف روز تو گلدون قدیمیا نمیشینه تا همه ی هیکلش رو کرم و جونور ور داره
    اونجا دیگه مهره های سفید و سیاه با هم مساوی نیستن.
    اونجا دیگه کسی مرغ فرانسوی هورمونی نمیخوره تا ــ پناه بر خدا ــ به باباش ( و سایر بزرگترا ) حمله کنه.
    اونجا دیگه همه به هم نمیگن فلانی تو زرد از آب درومده
    اونجا دیگه کسی با ضبط Akai صدای مردمو ضبط نمیکنه
    اونجا دیگه از روی دسته ی مبل نمیشه دانشجوهای داروسازی رو دید زد
    اونجا هنوزم پاسیو بوی لاستیک T میده
    اونجا هنوزم چرخ خیاطیشون رو از انگلیس آوردن
    اونجا دیگه کسی در توالت اتاق بزرگه رو برای رسیدن به اهداف عشقی باز نمیکنه
    اونجا دیگه میوه های فسقلی و نرسیده ی کاج رو جمع نمیکنن تا باهاش در کون کسی رو مشکوک کنن.


    || 0 Comments




    ادامه ی تو رو جلب میکنم به Shania Twain تراک 13


    || 0 Comments




    عرض شود که
    کسی با معده ی خالی، با نسبت 1 به 3 الکل و آب لوله رو قاطی نکرده
    در نتیجه کسی زخم مری نگرفته
    در نتیجه دکتر به کسی نگفته تا مدت ها حق نداری مشروب بخوری
    در نتیجه کسی نیست که دیگه نوشتنش نیاد
    در نتیجه هیچ رابطه ای بین نوشتن و مشروب خوردن وجود نداره
    در نتیجه میترسم این خانومی که داره رو خط سفید وسط اتوبان قدم میزنه تعادلش رو از دست بده و بیفته روم
    در نتیجه خفه شو.

    پ.ن: در نتیجه آذر جون اسم اون قطره ای که تجویز کرده بودی یادم نرفته


    || 0 Comments



Monday, April 12, 2004



    فشار: 9 روی 4
    ضربان قلب: 93 تا پر مینت
    وضعیت تاهل: اتفاقا دیشب صحبتش بود
    لوکیشن: اینم دیشب صحبتش بود
    وضعیت های دیگه: حوصله ی کسی رو ندارم
    حرف آخر: ناف من بدبخت را با نوعی گل بابونه که در ارتفاعات شمالغرب هند کشت میشود بریده اند.
    حیوان مورد علاقه: دخترهای گروه سنی "د"
    غذای مورد علاقه: سالاد ماکارونی تو دهنی زنم
    تفریح مورد علاقه: هر نوع گشادی و کش اومدن
    نفرت: خیلی عامه
    عشق: وقتی 20 بار پشت سر هم به ارگاسم رسیدی و هنوز حس میکنی دوستش داری
    هنر مورد علاقه: خیمه شب بازی با عروسک های لاغر و رنگی
    ویژگی: حملات احساسی با عرق سرد، خیره شدن به قسمت های خاص، از این رو به اون رو شدن لحظه ای، هیچ چیز دور نیست
    مرگ: Meteora
    از چه آدمایی خوشت میاد: خنگ، بی آزار، مطیع، کم ادعا، بگو بخند، همیشه کف کرده، پایه، ترسو، با مرام، هی درد دل میکنن
    آرزو: هـــــوم
    حرف خصوصی: باورت میشه؟ خیلی :-)
    آینده: نوک بینی، شایدم قبل تر
    تاریخ: پنیر پیتزا
    امضا: ناشتا


    || 0 Comments



Saturday, April 10, 2004





    It's easier to run
    Replacing this pain with something numb
    It’s so much easier to go
    Than face all this pain here all alone

    Something has been taken
    from deep inside of me
    A secret I’ve kept locked away
    No one could never see
    Wounds so deep they never show
    They never go away
    Like moving pictures in my head
    For years and years they've played


    || 0 Comments




    آهنگی برای همه ی دختر های مهربان و دودول دوست
    پ.ن: ما دودولی و خیلی باحالیم، دودولامونو به هم میمالیم




    [Download]


    || 0 Comments



Friday, April 09, 2004




    یادت میاد؟


    Right here waiting---->[Download]

    Oceans apart day after day
    And I slowly go insane
    I hear your voice on the line
    But it doesn't stop the pain
    If I see you next to never
    How can we say forever
    Wherever you go
    Whatever you do

    I will be right here waiting for you
    Whatever it takes
    Or how my heart breaks
    I will be right here waiting for you

    I took for granted, all the times
    That I thought would last somehow
    I hear the laughter, I taste the tears
    But I can't get near you now
    Oh, can't you see it baby
    You've got me goin' crazy
    Wherever you go
    Whatever you do

    I will be right here waiting for you
    Whatever it takes
    Or how my heart breaks
    I will be right here waiting for you

    I wonder how we can survive
    This romance
    But in the end if I'm with you
    I'll take the chance

    Oh can't you see it baby
    You've got me goin' crazy
    Wherever you go
    Whatever you do
    I will be right here waiting for you
    Whatever it takes
    Or how my heart breaks
    I will be right here waiting for you
    Waiting for you


    || 0 Comments




    زندگی من از یه بلوز آبی پلی-استر با عکس یک قایق بادبانی زرد و نوک تیز شروع شد،
    نه نه، زندگی من از یه دستمال سفید شروع شد، که مامانم با اتو یه برچسب رنگی روش چسبونده بود،
    نه نه، همه چی از اونجا شروع شد که من فهمیدم باد نشانه ی تغییر وضعیت آب و هوا است
    نه، یادم اومد، زندگی من از روزی شروع شد خانوم اژدری قبول نکرد منو به فرزندی قبول کنه
    یا شاید از وقتی که بابام با یه شیرینی پز ارمنی رفت و آمد خونوادگی پیدا کرد
    یا حتی وقتی که از سر دیوار دیدم که سارافون آبی به دخترهای لاغر مو طلایی میاد
    یا شاید وقتی که با اولین پولی که دزدیدم یه "موکت بر" خریدم و گذاشتم توی جیبم
    زندگی من از لحظه ای شروع شد که هواپیما به دلیل شرایط جوی نا مساعد، به تهران برگشت.

    درسته که دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست داشت،
    اما این دلیل نمیشه که من یادم بره:
    بعضی ها برابر تر اند.


    || 0 Comments



Thursday, April 08, 2004



    یک مرد خوشبخت
    تشکیل شده از یک رخت خواب stand by، یک پاکت سیگار، یک دختر نیمه عقل با احساس، یک نصف لیوان مشروب سفید، یک گذشته ی طولانی وحشی،
    و یک علاقه ی تمام نشدنی به ماجراهای یوگی و دوستان.


    || 0 Comments




    از یه ساعتی به بعد آینه ی دستشویی ما همه چیز رو اروتیک نشون میده
    از کسانی که کمبود اعتماد به نفس از نوع اروتیک دارن دعوت به عمل می آید.


    || 0 Comments




    ساعت: نیمه شب

    Lake of tears آهنگی داره که توش میگه: Crimson Cosmos
    این آهنگ با اون آهنگی که توش میگه Head stones و من باهاش یه عالم خاطره ی شبانه دارم فرق میکنه.
    چند تا کلمه ی دیگه هست که درست نمیدونم کدوم مال کدومه
    یکیش fragments of moonlight یکی هم up the hill


    || 0 Comments



Wednesday, April 07, 2004



    قابل توجه علاقمندان موسقی پاپ ;-)
    من اگه دستم به خواننده ی My Deja Vu میرسید یه شات از لبش میگرفتم و آویزون میکردم توی گردنم، روی بازوی چپم هم اسمشو خالکوبی میکردم، روی کوله پشتیم هم فامیلشو با نخ بنفش میدوختم.
    هر سال هم روز تولدش تنهایی میرفتم کنار دریا و عدد سنشو روی ماسه ها مینوشتم
    به زون شوما دنیای ما جواتا خیلی ناناس تره.



    I know the time is working against us
    But I'll long for you the rest of my whole life
    Like a prisoner of hope

    My deja vu you're my obsession
    My deja vu it's always you

    I have tried to get to know you
    To get you off my mind
    It feels like going back in time
    And snap, I see your finger once again
    My deja vu everything is up to you
    If you do want me you know where to search

    My deja vu you're my obsession
    My deja vu it's always you
    My deja vu you're my obsession



    || 0 Comments



Tuesday, April 06, 2004



    و من چقدر درک میکنم که دلت بخواد شوهرت یه گاو کارتونی با مزه ی چاق باشه که هر روز صبح با لبخند سر تا سریش از خواب بیدار شی
    چقدر درک میکنم
    چقدر :-)


    || 0 Comments




    میدونی بزرگ ترین خاصیت تو واسه من چیه؟

    اگه بالا سرم وایسی مشقامو مینویسم

    و این درست همون چیزیه که من همین الان میخوامش، همین الان.


    || 0 Comments



Monday, April 05, 2004



    حالا بعضی ها هستن که میگن somebody told me that u're not my kind so have i lost my mind
    لابد بعدشم میگن everybody come on, that's the way i like it


    || 0 Comments




    خنده دار ترین و فکاهی ترین کار دنیا خوندن وبلاگ هایی است که نویسندش رو از نزدیک میشناسی
    جدی آدم اگه بعضی ها رو نمیشناخت چقدر به خودش فشار میاورد.


    || 0 Comments








    آنجا محل گردهمایی آدم های غمگین، پیش از تصمیم نهایی است
    آنجا محلی است که هر چه سینه های من را چنگ بزنند و از نخاعم آب بکشند، چشم هایم را باز نخواهم کرد
    آنجا محلی است که هر کس با کسی دست بدهد، برای ابد به او خواهد چسبید
    آنجا محلی است که همه یک صدا مسخره میکنند و زبان در می آورند و شیشکی میکشند
    آنجا محلی است که مجازات بر هم زدن بی نظمی آدم های خسته، اعدام است
    آنجا محلی است که هر چه از ذهنت عبور کند، به سرعت پاهایت به راه می افتند، بدون آنکه بتوانی آن ها را کنترل کنی، یک بی آبرویی محض، فوق العادس نه؟
    آنجا محلی است که در خیابان هایش دانشگاهی نیست، فقط کتاب فروشی های بزرگ هست و کتاب فروشی های بزرگ
    در آنجا ورود آدمهایی که الکل نمیخورند به رستوران ها و پارک ها و کافه ها ممنوع است
    در قانون آنجا نوشته شده، از روزی که بچه ای به دنیا می آید، باید خانه ی مستقل داشته باشد
    آخر در آنجا غیر از یک مرد و یک زن، کس دیگری حق ندارد به طور دائم در هر خانه زندگی کند.
    در آنجا به محض اینکه از قیافه ی کسی خوششان بیاید، در خیابان از او لب میگیرند.
    در آنجا ارزش آدمها به میزان شاشیدنشان به مسائلی است که کم کم در حال جا افتادن در جامعه میباشد.
    آنجا محلی است که خواب صبح را از جانشان بیشتر دوست دارند
    آنجا محلی است که Office 2003 دو تا CD نیست، 8 تا CD است
    آنجا محلی است که صبح ها یک نفر با دوچرخه دم در هر خانه دو پاکت سیگار و یک مجله ی تمام رنگی می اندازد.
    آنجا محلی است که آدم های حراف و "ایده پراکن" را از کون دار میزنند
    آنجا محلی است که ایشالا همتون رو اونجا خاک کنن.


    || 0 Comments



Friday, April 02, 2004




    حقیقتا کسی که جرات میکنه به من جمله ی قصار حکیمانه بگه، حقش توی سیرک بزرگ ایتالیا خورده شده.


    || 0 Comments



Thursday, April 01, 2004



    وووی وووی قل بده بیاد
    آیم درانک
    آرامش
    جـــــــــــــــــــون
    آرامش
    بزرگ ترین هدف بشریت رسیدن به زندگی توام با آرامش می باشد
    خوزه آرکادیو فقط همین یه اشتباه رو توی زندگیش نکرد
    وگرنه خیلی خنگ تر از آئورلیانو بوئندیا بود
    باور کن آدم بعضی وقتا با خوردن گچ دیوار آرامش پیدا میکنه
    تو چرا هی سعی میکنی بین من و خودت فرق بذاری
    به نظر من راه حل اصلا فرق ایجاد نمیکنه
    خدا هر کس رو با نیتش میسنجه
    سنجش آدمو یاد سنجد میندازه، اونم که هی میگه بر میگردم،
    معلم فیزیک ما که یادته؟
    کمر درد داشت
    شب ژانویه مست میکرد
    بعد dc میشد و پیداش نمیشد
    تو فکر میکردی چه عجیبه این اتفاقا
    تو از اصول اولیه ی منطق چیزی میدونی؟
    کتاب باید آبی و نازک باشه، فکر کنم اگه همه کتابای دانشگاهی اینجوری بودن من شاگرد اول میشدم
    به هر حال من هر موقع هم که اراده کنم، هات داگ نمیذاره
    کاملا قرص جوشان روی میزمه
    اگه فکر کردی که دخترای خوشگل راحت خر نمیشن اشتباه کردی
    من خودم چندتاشون رو که خیلی هم مودب بودن وادار کردم اعضای بدن رو نام ببرن
    حالا یه بازی هست به اسم دراف
    با تخته نرد بازی میکنن، یعنی پشتش
    این هیچ ربطی به فتوکپی نداره
    توی مست چه میفهمی لیزر چرا متمرکزه و نور خورشید چرا باعث میشه مواد مغذی برای سلول های بدن انسان مهم هستند
    آدما دو دستن
    اونایی که خوابشون میاد
    و اونایی که زن و بچه دوستن
    بابا ولم کن، معاون وزیر نیرو کدوم خریه
    دیدی که چجوری موند معطل که جواب منو بده
    سیگار بکش
    سیگار خیلی تو رشد سخصیتی بچه های سنین "ج" و "د" موثره
    ضمنا خیلی وقتا امکانات کم باعث میشه آدما قهرمان اخلاق بشن
    والا
    کیری
    Elend یه آهنگ داره به اسم The wake of the angle
    هی توی این آهنگ تاکید میکنه که I have written your name so often On the chiselled vault
    اینم میگه که But my writing hands are the roots of my misery
    خوب؟
    لپاتو بده بخورم بعد برو گم شو
    حالیته؟
    من از اوناش نیستم
    آینه میگه تو همونی که یه روز
    میخواستی خورشیدو با دست بگیری
    ولی امروز شهر شب خونت شده
    داری بی صدا تو قلبت میمیری


    || 0 Comments




    زندگی ما هم خوب واسه خودش هیجان انگیزه ها
    یه دیقه معلوم نیست به چه دلیلی مثل خر خوشحالیم
    درست همون لحظه بدون دلیل اندازه ی گاو اندوهگین میشیم
    فکر کنم بچگیمون زیادی بیسکوییت باغ وحشی گرجی خوردیم

    این آهنگه هم که گلاب به روت هی داره میگه and u don seem to undrestand


    || 0 Comments





    Go tell my baby sister
    not to do what i have done
    to spend her life in sin and misery
    in the house of the Rising Sun


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -   August 2018 -   September 2018 -