[Archive]


Friday, June 30, 2006



    خاک بر سر پکرمن
    من نمیدونم کدوم گاوی میاد ریکلمه رو از بازی میکشه بیرون
    آشغال! زهر تیم رو که ریکلمه و کرسپو بودن کشید
    خوارتو گاییدم پکرمن
    زهر تیم رو واسه چی کشیدی؟
    واسه چی افعی رو خنثی کردی؟
    امیدوارم دری به تخته بخوره و ایتالیا برینه به آلمان
    تا دل من خنک شه


    || 0 Comments



Thursday, June 29, 2006



    weblog چه فرقی داره با brainlog؟
    مثلا وبلاگ میتونه bodylog هم باشه؟
    باز جای کارشناسی داره، کارشناس بفرسین اسکلش کنیم


    || 0 Comments




    دوست عزیزم never calm down رو واسه همین رو تی شرتم نوشتم دیگه
    آره درسته
    خودشه
    گمشو


    || 0 Comments




    و حالا یک آهنگ تکراری که در نصف وبلاگ هایم پس انداخته ام
    این شما و این حال ما:


    Coldplay - We never change


    || 0 Comments




    به منحنی ها حساس شدم
    نباید انقدر عکس اروتیک نگاه کنم


    || 0 Comments




    یک جا وقتی ماشین در حال سبقت است و بقیه جا میمانند دوست دارم
    یک جا هم وقتی در حال به شدت متوقف شدن و عقب ماندن است


    || 0 Comments





    as u forgot me
    this
    is
    goodbye
    bye
    and i
    should contemplate
    this change
    to ease
    the
    pain

    close to ending: the me


    || 0 Comments




    هر از گاهی یادم میره "حرف بازی" بیشتر حال میده
    تا گفتن این ضرب المثل که "حرف باد هواس"


    || 0 Comments




    ای آقای فلانی
    امیدوارم بدانی چقدر به موقع راستگو شدی
    تیک بسیار مناسب و Professional بود
    پذیرفتم که مرد شدی


    || 0 Comments



Wednesday, June 28, 2006



    فراموش کردم بشمارم
    پیمانه های حضورم را
    هنگام طبخ تو

    گرچه رزای عزیز چیزی راجع به پختن تو در کتابش ننوشته
    ولی من میدانستم
    میدانستم و
    نشمردم


    || 0 Comments




    همیشه دوست داشتم،
    احترامی را که برای خودت قایل بودی

    همیشه دوست داشتم،
    زیبا به زندگی ایستادنت را

    همیشه دوست داشتم،
    انکار و تمسخری را، که از دیدن عمق غم های مردم، بر لبت مینشست

    آنقدر دوست داشتم
    که فراموش کردم
    روی آنها نشسته ام


    || 0 Comments




    انگیزه های علمی، تحقیقاتی، تفریحی، تنفسی من کجایند؟


    || 0 Comments




    از لبه ها بدم میاد
    لبه ی شادی
    لبه ی غم
    لبه ی عصبانیت
    احمقانه ترین شکل زنده بودن، زندگی بر لبه است


    || 0 Comments




    موافقی یه مدت خودمو بزنم به نفهمی؟
    موافقی نه؟


    || 0 Comments









    ***

    بیایید برای کمک به برقراری عدالت
    همدیگر را تحمل نکنیم

    ***

    بعد از مدت ها آلبوم قدیمی Sting و صدای سازدهنی
    این سازدهنی یه بار باعث شده من یه نفر رو خیلی بهتر از چیزی که بود ببینم
    خوشحالم که این بار کسی دور و برم نیست


    ***


    او همان است که ساعت ها کنار من دراز میکشد
    آدامس میجود
    پاهایش را تکان میدهد
    آهنگ گوش میکند
    پانتومیم های اروتیک بازی میکند
    سیگار میکشد
    گیلاس میخورد
    و درست مثل من
    به خاطر نمی آورد
    آخرین باری را
    که تارهای صوتی اش مرتعش شده اند

    مجسمه ها را دوست میدارم
    او مشکوک به آدم ترین مجسمه ی دنیا است.


    ****


    قدیم ها زنان رتبه بندی داشتند
    هر مرد یک زن داشت و تعدادی کنیز و چند معشوقه
    از دست زن که عصبانی میشد، کنیز را میکرد
    از کنیز کردن که شرمنده میشد، از پس پرده با معشوق پنهانی مشاعره میکرد
    و از در به دری و اطوار که خسته میشد، زنش را در آغوش میکشید
    احتمالا ما در دوره ی انتقام به سر میبریم
    آخر هر زنی را میبینی
    یک شوهر دارد و تعداد زیادی نوکر و چند معشوق پنهان


    || 0 Comments



Tuesday, June 27, 2006



    برای شب های حامله ای که متنفرند از ماما

    'piece by piece
    i release,
    once was mine
    now undone,
    turned blue like New
    orleans,
    and went down like
    a southern sun,
    i still feel you
    beneath my skin,
    i am tempted
    to throw my senses in'

    'coz it's easier to fly,
    than to face another night in southern sun,
    and your love is all around,
    in the air to set me free'

    'you last like a song
    i'm deflated,
    i am pieces on the wind
    unrelated,
    i still feel you
    beneath my skin,
    i am tempted
    to throw my senses in'

    'coz it's easier to fly,
    than to face another night in southern sun,
    and your love is all around,
    in the air to set me free'

    'coz it's easier to fly,
    in the air to set me free'

    'coz it's easier to fly,
    in the air to set me free'


    || 0 Comments





    یه کم دقت کن
    تمام بدبختی ها از طرف کسایی سرت میاد که به اسم کوچیک صداشون میکنی


    || 0 Comments



Monday, June 26, 2006




    ماه ها بود انقدر لش نشده بودم
    چه گردنی بر دسته ی کاناپه خوابانده ام
    لششششششششششششششش


    || 0 Comments




    من آدم غمگین و جذابی هستم
    من آدم شاد و خوش برخوردی هستم
    من آدم آرام و کارکشته ای هستم
    من آدم ربا هستم
    من آهن ربا هستم
    من وی وی 15 سال دارم

    پ.ن: کدوم جمله رو بزنم به دیوار اتاقم؟


    || 1 Comments




    من و تو امشب باید بودایی شویم
    هوا بسیار ملس است


    || 0 Comments




    از دنیای موسقی در 2006
    امروز آلبوم Ashes Against The Grain رو بالاخره گرفتم
    و خوشبختانه وقتی به آلبوم گوش دادم که عصبانی و تازه بریده بودم
    لذا ممکنه به خاطر شرایط ویژه ی روانی یه کمی زیادی از این آلبوم خوشم اومده باشه
    ولی آلبوم بسیار زیبایی بود از گروهی مثل Agalloch
    آلبوم میتواند شاهکار به حساب آید
    یک MasterPiece



    ***



    خوب خوب
    این دفعه از کدوما بکنم؟
    مممم
    چه هیجانی
    تابستان شد و هلو به بازار شد و صمد آزاد شد


    || 0 Comments




    اگر خوب به شب دقت کنی
    چیزی بیشتر از یک زمان است
    چیزی بیشتر از یکی از اعضای طبیعت
    شب عنصری است حافظه دار با خواص انسانی


    || 0 Comments




    دنده هوایی نام بازی امشب ما است
    دنده امشب به هوا میرود
    آن هم عمود


    || 0 Comments




    به نظر شما
    اگه یه نفر بعد از مدت مدیدی بی خبری به شما بگه:
    ازت ممنونم، فقط اومدم که همینو بگم، ازت ممنونم، خدافظ
    و بره
    منظورش چی بوده؟


    || 1 Comments




    تو فکر میکنی اشکال کار کجاس؟
    - اشکال اینه که من خیلی زود بهت گفتم دوستت دارم.

    پ.ن: در گفتن اون جمله صبور باش.


    || 0 Comments



Sunday, June 25, 2006



    ببینیم این تمایلات انباشته شده و افروخته
    با این درندگی
    آخر یقه ی کدام خوشبخت بالغ را
    خواهند گرفت؟


    || 0 Comments




    این شب ها بسیار داغ اند
    نمیدانم عرق کمرم به خاطر گرما است
    یا تمایلات تمام نشدنی این روزها
    البته منظورم تمایلات روانی نیست
    تمایلات کاملا جسمی :)


    || 0 Comments







    اوف چه کردم
    در این دو سه ماهه حتی یک جانور بیمار هم کنار من نمانده
    همه را رمانده ام
    رمانیده ام
    شروعی تازه
    یا استراحتی ابدی
    در پیش است


    || 0 Comments




    امشب؛ شب هفتم برج زهرمار، از سنه ی ثمان و ثلاثین و اربع مئا.
    سنگ سودا در دست راستم
    جان سختی در دست چپ
    بر سنگ سودا میزنم جان سختی ام را
    و امیدوارم هنوز خیلی جوان تر از آن باشم
    که خوابم ببرد
    یا
    سکته کنم


    || 0 Comments




    درک مستقیم یکی از روش های دریافت حقیقت است
    اما دریافتی که از این طریق انجام بشه یه خاصیت مهم داره
    چنین دریافتی هرگز انتشار پیدا نمیکنه
    کسی که از طریق درک مستقیم حقیقتی رو دریافت میکنه
    باید قبرستون خوبی برای اون حقیقت باشه

    پ.ن: البته نبش قبر یکی از عادات دیرینه ی هم زبانان ما است
    قبرستان مسوولیتی در قبال هر گونه نبش قبر نخواهد داشت D:


    || 0 Comments




    هیچ کدوم از پیامبر های تاریخ دختر نبودن
    واقعا؟ واقعا؟
    یعنی شما باور میکنید که 124 هزار تا از اونا اومده فقط؟
    دخترها پیامبر آفریده میشن
    پیامبرهایی که فقط پیام یه خدای بزرگ رو نمیرسونن
    اونا هر پیامی رو که احساس کنن قابلیت خرابکاری داره میرسونن
    حتی اگه اون پیام یه پیام ساختگی از یک سنگ توی رودخونه باشه


    || 0 Comments



Saturday, June 24, 2006



    بیا بیا لاس بزنیم
    بیا بیا
    لاس بزنیم


    || 0 Comments




    اه این جا موند Will you? Will you now? Would you die for me? Don't you fucking lie


    || 0 Comments




    یک پاس در عرض برای Sorin
    البته که خوشگل پرتقال پوست میکنی
    البته که ناخوناتو خوشگل رنگامیزی کردی



    ***


    من تازه فهمیدم بخش سخت در رفتار با من کجاس
    جایی که خسته میشم
    وقتی خسته میشم ابدا کاری از کسی بر نمیاد
    خطرناک!


    || 0 Comments




    یکهو Maynard داد میزنه Dont you fucking lie
    و برای تو کار پیش میاد
    هانی



    ***








    Jeff Buckley - Grace(Studio Demo)



    ***


    عشق حس زیبایی است
    مثل جیش داشتن
    مثل مممم



    ***



    من تو را باردار کنم
    تو باردار شوی
    تا دیگر نتوانی اینجوری با موهای سرم بازی کنی



    ***



    تو نقش بزرگی در زندگی من داری
    هر بار که یک قاچ گنده به قلبم میزنم
    تو وایسادی و داری تماشا میکنی
    حضور همیشگیتو بخورم
    مممم




    ***



    Winston حال داد
    با ارادت فلبی به Kent میخواهم اعتراف کنم
    Winston دوست دارم
    یعنی تونستم دوست داشته باشم


    || 0 Comments



Friday, June 23, 2006



    من عاشق توهین موجود در تو هستم
    نه اینکه بخوای توهین کنی ها
    اما رسما یه توهین حساب میشی
    به خیلی چیزهای ارزشمند و گرانبها
    توهین من
    دوستت دارم


    || 0 Comments




    برای National Anthem جایگزین انرژی پیدا نمیکنم
    سرلاک و نستله و نیدو و البته شیر خشک نان
    جایگزین های خوبی هستند برای شیر مادر
    ولی این مادر با اون مادر ها فرق میکنه


    || 0 Comments




    کی فکر میکرد من و این پدرسگ
    انقدر فرو بریم
    انقد عمیق بشیم
    انقدر چشم توی همدیگه باز کنیم
    انقدر محشر و غوغوغو
    از نظر جانور شناسی به خودم و خودش علاقمند شدم.


    || 0 Comments




    تا به حال شده، خیلی پیش از آنکه بگویید "خداحافظ"، خداحافظی کنید؟


    ***

    و Summer Breeze از پنجره ات...


    ***

    تا حالا سرعت گیر شده اید؟
    حس غریبی است (;


    ***


    ان
    دیشیده ای؟
    اندیشیده ای؟
    اندی
    شیده ای؟


    ***


    الان اگه من کارگردان این فیلمه بودم
    یه رابطه ی خونوادگی فراموش شده رو بزرگ میکردم
    که حوصله ی ملت سر نره
    حوصله ی خودم هم


    ***


    دیدی نذاشتن بخورمش؟
    تازه یک ساعت تموم مزه مزه کرده بودم و خودمو Tease کرده بودم
    اینا همش برنامه های آسمونی من و تو رو خراب میکنن
    Shit


    || 0 Comments



Thursday, June 22, 2006



    چرا نشستم انقدر وقت تلف میکنم
    لذت ها در کاغذ کادو مانده اند و معبد در حال Expire شدن است.


    || 0 Comments




    "خود دوستی" معمولا صفت بدی محسوب میشه
    کاربرد این صفت تا جایی که میدونم همیشه منفیه
    اما یه لحظه فکر کردین که
    آدم چه کسی رو باید بیشتر از خودش دوست داشته باشه؟
    امیدوارم وقت جواب دادن کمی از سبز شدن پشت لبتان گذشته باشد.


    || 0 Comments




    مملکتی جهان سومی بد بخت در این زمانه به نظر من یعنی:

    1- خدمات الکترونیکی تخمی از جمله اینترنت، بانک ها و ...
    2- مقاومت در برابر چیزهایی که امروزه هر خری در هر کشوری و با هر دینی آن را به عنوان یک امر نرمال پذیرفته ، از جمله سکس و ...
    3- تصدی کم سواد ترین و عقده ای ترین افراد بر امور.
    4- نیازهای سیستم های خرد و کلان متغیر و گیج کننده! مثلا مصرف شامپوی یک خانواده بدون دلیل!! یکهو صد برابر میشود و یا مثلا در مشاغل عوامل پایه ی موفقیت به چیزهایی وابسته است از قبیل فوتبال، لباس پوشیدن دختران، آخرت مردم، آبروی ملی، شان پیامبر اسلام و ... حتی اگر آن شغل شلغم فروشی باشد.


    || 0 Comments




    آخه میدونی آدم بخواد درسایی که بلده رو همیشه پیاده کنه بی مزه میشه
    چاره ای نیست ولی.


    || 0 Comments




    یه واقعه ی لذت بخش (ازونا که روده هات رو هم بالا میاری)
    میتونه این باشه که تو درس هایی که زندگی بهت داده رو روی یه نفر پیاده نکنی
    به هزار دلیل
    حالا یا دوستش داری، یا لازمش داری، یا روشته
    بعد از مدت ها یهو به خودت بیای ببینی اون هر چی بلد بوده رو روی تو پیاده کرده
    بعد چه احساسی بهت دست میده؟
    ناراحت میشی کف میکنی میمیری؟
    نچ
    دندونات برق میفته و به از این به بعد فکر میکنی که قراره تو هم درسهات رو پیاده کنی.


    || 0 Comments




Tuesday, June 20, 2006







    ***


    چقدر به پای هم پیر شدیم
    من و تو


    ***


    عروسکی دارم که پریود میشه
    در هفت روز، یک نوار بهداشتی بیشتر مصرف نمیکند
    روزی یک هشتم از نوار بهداشتی میکنه و میذاره بین پاهاش
    آن عروسک بسیار کوچک استتتتتت جججججججج


    || 0 Comments




    آتش زیر خاکستر چیز جذابی است
    گاهی جذاب تر از آتش شعله ور

    پ.ن: متاسفانه اگر به آتش زیر خاکستر علاقمند شوید، اندی بعد به شما خواهند گفت دیوث.


    || 0 Comments








    ***


    خطر
    با شهوت و درد،
    پشت میز ناهار خوری
    شعله میکشید
    بی نور
    بی صدا
    شب باردار ما
    به جای بچه و
    آب گرم و
    زائو
    دو تا بچه خوره ی بزرگسال بی ادب دارد
    شب سکوت ما
    شب بلوغ دنیایی که پس از خلقت هنوز برایش اسمی انتخاب نکرده بودیم
    من
    و وسوسه ی بزرگ زندگی ام
    که در تو جان داشت

    پ.ن: حیرت از زیباترین حالات بشر است
    هنگامی که با چشم باز خواب میبینی


    || 1 Comments



Monday, June 19, 2006



    هرچقدر لباس های رنگ و رو رفته و پاره پوره را دوست دارم
    آدم های فقیر و لباس هایشان

    متنفرم از رفتارهای نخ نما
    آدم های کم فرهنگ و آثارشان


    ***


    سرمایه گذاری در صنعت
    سرمایه گذاری در اطلاعات
    سرمایه گذاری در عشق
    باور کنید بازار و تبلیغات همه باید عشقی شود
    آدم های عاشق را راحت تر میتوان اداره کرد و به مسلخ برد


    || 0 Comments




    فیدبک:
    زندانبانان ناشی از سراسر نقاط تاریخ زندگی ام
    آمده اند بهانه دستم دهند
    برای بهانه دادن
    مسابقه گذاشته اند
    آخر میدانی
    یک گام بیش نمانده
    تا
    همان که نقاش نتوانست بکشد
    و پیرمرد خوش صحبت نتوانست بر زبان آورد


    ***


    با خودت تکرار کن
    دیگر بر نخواهم گشت
    اینجا ابدیتی است دنج
    دیگر بر نخواهم گشت


    || 0 Comments




    چه باعث میشود آدمی فراموش کند
    تنهایی شدید ترین و زیباترین طرز زندگی است.


    || 0 Comments




    چون نیک بنگری
    همه تزویر میکنند
    شهنگان به اقتضای شغلشون کمی بیشتر میکنند


    || 0 Comments




Sunday, June 18, 2006




    Somehow testimonial
    baby joon is the person she is
    she would be in my hall
    relaxed on my knees between my arms
    as long as i keep telling her
    hey sweetheart, ur sooo beautiful and passionate
    wanna fuCk yyy'ah


    || 0 Comments





    یک راننده ی آژانس هست
    من بیخودی ویرم میگیره به این سیگار بدم
    بدبخت نمیتونه بکشه ها
    ولی من دست بردار نیستم


    || 0 Comments




    اوه
    تو یک نابغه ی استثنایی هستی عزیزم
    باورم نمیشه دستاتو شسته باشی


    || 0 Comments




    یک حرکت مانده تا آزادی
    امیدوارم بهانه را خودت به دستم دهی

    پ.ن: خطاب به زندانبان ناشی


    ****

    درودت باد
    ای بانو
    که قدم هایت
    آویز طویل تحتانی ام را گران تر میکند
    هزار سلام تو را
    که کام میجویی
    از آتشی
    که خود می افروزی

    سوار نسیم شب میکنم آخرین حرف را
    میدانم
    چون همیشه
    برهنه آرمیده ای


    ***

    بر خلاف خیلی ها که معتقدند چیزی به اسم بیماری لاعلاج وجود دارد
    فکر میکنم هر کس دوایی دارد،
    آن دوا را فقط در مطب ها تجویز نمیکنند
    حتی آن که تجویز میکند، ممکن است پزشک هم نباشد
    همگان را پزشک دان
    از لاعلاجی نمیر


    || 0 Comments



Saturday, June 17, 2006



    بسیار بسیار زیبا

    I'm so tired of being here
    Suppressed by all of my childish fears
    And if you have to leave
    I wish that you would just leave
    Because your presence still lingers here
    And it won't leave me alone

    These wounds won't seem to heal
    This pain is just too real
    There's just too much that time cannot erase

    When you cried I'd wipe away all of your tears
    When you'd scream I'd fight away all of your fears
    And I've held your hand through all of these years
    But you still have all of me

    You used to captivate me
    By your resonating light
    But now i'm bound by the life you left behind
    Your face it haunts my once pleasant dreams
    Your voice it chased away all the sanity in me

    These wounds won't seem to heal
    This pain is just too real
    There's just too much that time cannot erase

    When you cried I'd wipe away all of your tears
    When you'd scream I'd fight away all of your fears
    And I've held your hand through all of these years
    But you still have all of me

    I've tried so hard to tell myself that you're gone
    And though you're still with me
    I've been alone all along


    || 0 Comments




    چشم هایم چه وقت به تو عادت خواهند کرد؟
    گمان میکنی برسد روزی
    که نگاه کردن به تو
    شگفتی و التهاب به بار نیاورد
    ؟


    || 0 Comments



Friday, June 16, 2006



    پیش از مرگ
    زیر بغل آدم جوش دردناکی میزند
    خامه عسلی تمام میشود
    خانه زیادی ساکت میشود
    و
    آدم میماسد


    || 1 Comments




    وضوح چیز خوبی نیست
    حداقل در این دنیا
    حداقل در این کشور
    به هوای پذیرفته شدن
    رزولوشن رو نبر بالا
    خ؟


    || 0 Comments





    هلوی من
    فصل بدی است
    در بازار
    فراوانی تو است


    || 1 Comments





    Nobody knows who I am
    Maybe you would understand
    Anybody knows what I am
    Down in a secret land

    Nobody knows how I try
    Not to tell another lie
    Anybody knows in the end
    I'll find a secret land


    || 0 Comments




    مرد نیمه شب هایت
    اندی است
    روزهایش را
    که بلند تر از شب ها شده اند
    هلیده
    هلیدن، رها کردن، اجازه دادن

    پ.ن: ZZzzzzZZZz


    || 0 Comments




    شمشیر "نه" را باید از رو بست
    دیگر به اندازه ی یک دودر کردن محترمانه هم توان و حوصله در کیسه ی ما باقی نمانده.


    || 0 Comments




    من نمیدونم چطوری یه عده میتونن معتقد به روح باشن
    آدمیزاد چطور ممکنه روح داشته باشه، وقتی تمام عواطف و احساسات و افکارش وابسته هستن به ترکیبات موجود در خون.
    وقتی یه نفر صبح از خواب بیدار میشه و احساس میکنه حالش از زندگی به هم میخوره، بعد با خوردن چند تا دونه قرص بالا برنده ی Mood احساس میکنه میتونه دنیا رو تسخیر کنه...
    این روح مسخره کجاس این وسط؟


    || 0 Comments



Thursday, June 15, 2006



    دقت کنید
    دخترها قلبشان بیرون تنشان است
    خیلی جالبه
    هم از نظر پزشکی هم از نظر دسترسی آسان
    قلب دخترها لای پاشونه
    قلب دخترها همون چیزشونه


    || 0 Comments




    من تن لشی دارم
    خیلی دوستش میدارم
    گاهی میزنمش زمین، هوا بره
    گاهی میشونمش توی خونه
    تا بدوزه دونه دونه
    تور ماهی گیری منو
    شرت تور توری ماهی های منو
    تا بپوشن خوشگل بشن
    من بخورمشون سیر
    تا نشم پیر


    || 0 Comments




    یک تکیه کلام (Slang) رایج ما اینه که "یه ف گفتم تا فرحزاد رفت"
    این تکیه کلام ما آنقدر عمیق بود که امروزه در جستجوهای Suggestive از آن به عنوان اصل استفاده میکنند.
    Buzzword اینترنت در سال آینده ی میلادی باید "FERAHZAD" باشد.


    || 0 Comments



Tuesday, June 13, 2006




    بعضی وقت ها امثال MoonSorrow آدم را یاد Katatonia می اندازند
    بعد فراموش میکنی که قصدت گوش کردن Kivenkantaja (یک Master Piece به تمام معنا) بود
    میبینی نشستی داری Sleeper گوش میدی
    آخ آخ
    Sleeper! what did u see ??
    هوم؟


    || 0 Comments



Monday, June 12, 2006



    جام جهانی = پیراهن آبی ایتالیا که با عرق زیاد چسبیده به سینه و کون قهرمانان


    || 0 Comments





    میان درد و زیر انداز
    فکر تو بود که روح شده بود
    روح دوست داشتنی نبود البته


    || 0 Comments




    با با با با با با با با
    با با با باباب با
    اووووووووووو
    با من بیا
    و فراموش نکن
    هیچ وقت
    اگر خواستی چکمه و تفنگم را چال کنم و
    کردم
    برای این بود که دیگر مثل قدیم ها دوستشان نداشتم
    امیدوارم به اشتباه نیفتاده باشی
    کسی نمیتواند چیزی را از من بگیرد


    || 0 Comments




    ارزش آدم ها چیز ثابتی است
    بهتر است منتظر نباشید دیو بیرون رود و فرشته در آید
    قیمت آدمی ثابت است
    به امید آنکه انسانی در انبار دلتان بماند و عتیقه شود،
    او را نخرید


    || 0 Comments




    ارزش آدم ها چیز ثابتی است
    بهتر است منتظر نباشید دیو بیرون رود و فرشته در آید
    قیمت آدمی ثابت است
    به امید آنکه انسانی در انبار دلتان بماند و عتیقه شود،
    او را نخرید


    || 0 Comments




    نیمه شب که میرسد
    با گام سنگین سانتی مانتال اش
    Scatterbrain به خواب میرود
    و تمام میکند نمایش را
    برای ابد


    || 0 Comments




    زمانی خواهد آمد
    که دیگر پروای حاضرین و غایبین
    ساعت شام تو را به هم نمیزند


    || 0 Comments



Sunday, June 11, 2006




    @}-

    don’t walk the plank like i did
    you will be dispensed with
    when you’ve become inconvenient

    up on harrowdown hill
    down where you used to go to school
    that’s where i am
    that’s where i'm lying down

    did i fall or was i pushed? (x2)
    and where’s the blood? (x2)

    and im coming home
    i’m coming home
    to make it alright
    so dry your eyes

    we think the same things at the same time
    we just can’t do anything about
    we think the same things at the same time
    we just can’t do anything about it

    so don’t ask me, ask the ministry
    don’t ask me, ask the ministry

    we think the same things at the same time
    there are so many of us
    oh you can’t count
    we think the same things at the same time
    there are so many of us
    oh you can’t count

    (dry your eyes)
    can you see me when I'm running (x2)
    (dry your eyes)
    away from there(x2)
    (dry your eyes)
    i can’t take the pressure
    no one cares if you live or die
    (dry your eyes)
    they just want be gone
    they want be gone

    and i'm coming home
    i'm coming home
    to make it all right
    so die your eyes
    (die your eyes)

    we think the same things at the same time
    we just can’t do anything about it
    we think the same things at the same time
    there are too many of us
    oh you can’t
    there are too many of us
    oh you can’t count

    it was me led into the back room
    harrowdown hill
    it was me led into the back of harrowdown hill
    it was a slippery slippery slippery slope (x2)
    i feel me slipping in and out of consciousness (x2)
    i feel me
    (dry your eyes)


    Harrowdown Hill.wma - Radiohead


    پ.ن: عکس اثر ارزنده ی خودمه.


    || 1 Comments





    i'm in a skip divided malfunction
    i flap around and dive-bomb
    frantically around your light
    enveloped in a sad distraction
    i got your voice repeating endlessly
    could you guide me in?
    could you smother me?

    i swoop around your head
    but i never hit
    i'm blinded by your daylight
    electric veins pass through me
    i thought there was this big connection
    i only got my name i only got the situation
    i just need a number and location
    without appropriate papers or permissions
    i'm known to bite in tight situations
    and i head into your french windows
    i thought there was a big connection
    i only got my name i only got my situation
    i just need my number and location

    and my mum keeps telling me
    hey hey hey hey hey hey
    the devil may
    hey hey hey hey hey hey
    you are a fool (x2)
    for sticking round (x2)
    yeah you are a fool (x2)
    for sticking round (x2)
    i tried every trick in the book
    i tried to look and knew
    every trick in the book
    but how come i look?

    no more common dress or elliptical caress
    don't look into your eyes cause i'm desperately in love
    in love
    when you walk in the room everything disappears
    when you walk in the room it's a terrible mess
    when you walk in the room i start to melt
    when you walk in the room i follow you round
    like a dog, i'm a dog, i'm a dog, i'm a lapdog
    i'm your lapdog, yeah
    i just got a number and location
    i just need my number and location


    Skip Divided - Radiohead


    || 0 Comments





    time is running out
    for us
    but you just move the hands up on the clock

    you throw coins in the wishing well
    with gold
    you just move your hands upon the clock

    it comes to you begging you to stop
    wake up
    and you just move your hands upon the clock
    throw coins in wishing wells
    for us
    you make believe that you are still in charge


    The Clock - Radiohead


    || 0 Comments






    try to sing but it doesn't come off the rope
    try to build a wall but that is high enough


    it's all boiling over
    all boiling over

    your loved ones (x2)

    try to save your house, try to save your sons
    try to run but it follows you up the hill


    it's all boiling over
    all boiling over
    your loved ones (x2)

    no more conversation (x2)
    you should have took me out when you had the chance (x2)
    are the rooms renumbered
    and the losers turned away
    don't turn away
    don't turn away


    Cymbal Rush - Radiohead


    || 0 Comments






    a self-fulfilling prophecy of endless possibilty
    your warning rings across the street
    in algebra, in algebra

    the fences that you cannot climb
    the sentences that do not rhyme
    in all that you can ever change
    the one you're looking for
    it gets you down (x2)

    there's no spark
    no light in the dark
    it gets you down (x2)
    you travel far
    what have you found?
    that there's no time
    there's no time
    to analyse
    to think things through
    to make sense

    the candles in the city
    they never looked so pretty
    like powercuts and blackouts
    sleeping like babies
    it gets you down (x2)
    you're just playing a part (x2)
    you're playing a part
    playing a part

    oh there's no time
    there's no time
    to analyse
    analyse


    Analyse - Radiohead


    || 0 Comments



Saturday, June 10, 2006




    هیچ میدونستین تام یورک به چه نوع موسقی هایی گوش میده؟
    بله درست گفتید، Techno & Dum
    همانا شما عزیزان برنده اید


    || 0 Comments




    انسان های مشکوکی در این وبلاگ پا میگذارند
    هیچ کدامشان خایه ندارند
    امیدوارم بیخایگی از دختر بودنشان باشد
    نه از کمبود ویتامین E


    || 0 Comments




    از تو به بیرون
    از بیرون به داخل
    حالا جفت خارج
    حالا لنگا هوا
    خوب خانوما ورزش امروز ما اندام-چلون نام دارد
    شما سعی میکنید اعضای تناسلی خود را لای ران هایتان فشار دهید
    و همزمان تلاش میکنید چهره تان به عنوان یک مدیر فروش مصمم باشد
    حالا یک اینور
    دو اونور
    سه دور و ور
    حالا بگردون
    حالا بساوون
    حالا بیا صابون
    آه
    آخ
    جالبه


    || 0 Comments




    این هی تو گوشم میگه u r fool, u r fool come on looooooook
    من مرده ی اون بک وکال های سایکدلیک هستم
    im your lap dog yea


    || 0 Comments




    عزیزم ببین
    من میدونی که
    از بازی خوشم نمیاد
    ناز و ادا هم مال وقتیه که لختیم
    پس آدم باش


    || 0 Comments




    آخ آخ باز گردن ما داره کلفت میشه
    به خیر باد


    || 0 Comments




    فکر میکنم تلخ ترین احساس آدمی
    احساس خنگ شدن است
    آن هنگام
    که در برابر باهوش ترین موجودی که هرگز دیده ای
    نوبت عاشقی ات
    فرا میرسد


    || 0 Comments




Thursday, June 08, 2006





    امروز با یک آقای با ادب برخورد داشتم
    که احساس کردم اگه بخوام دوباره گی بشم
    بدم نمیاد اینو بچلونم
    ای دل غافل
    من گمونم جدی جدی تمایلات گی بودن درم وجود داره
    امروز واقعا این آقای با ادب رو تمام مدت به چشم اوففففف لپشو بکشم نگاه میکردم
    شوخی نمیکنم ها

    البته شایدم دلیلش این باشه که baby joon رفته سفر.

    امضا: لپ کش


    || 0 Comments




    Cymbal Rush آهنگ روزی است
    که باید جمع کرد


    || 0 Comments




    Eraser - نوشت

    این یک نوشته ی اتوماتیک است که وقت مسخ شدن نوشته شد
    کسی آن را ننوشته
    چیزی شبیه وحی
    از خدایی به نام Erase
    نمیتونید تصور کنید که چقدر این آلبوم شاهکاره
    یک آلبوم Coherent با سفر موزیکال( حاصل از نخ نامرئی بین تراک ها) بسیار هوشمندانه و هنرمندانه و خداگونه
    که بی نظیر آغاز میشود
    به نهایت استادانه هدایت میشود
    و بسی موثر خاتمه میابد
    اگر خودتان را جر هم بدهید نمیتوانید یک Single از این آلبوم بکشید بیرون
    Eraser یه فیلم موزیکاله، باید بشینی از اول تا آخرش رو ببینی
    خایه میخواد نظم آلبوم رو به هم زدن
    Vocals بی نهایت غیر منتظره، بدیع، آسمانی و Perfect
    موسقی فوق بشری
    نه تنها این بهترین اثر Radiohead است
    بلکه شکاف و نقطه ی عطفی است در موسقی
    دیگر بعید است بعد از گوش دادن این اثر شگفت انگیز
    بتوانید روی چیزی غیر از آن اسم موسیقی بگذارید

    پ.ن: این یک پانوشت اتوماتیک است
    کسی آن را ننوشته
    میخوام ببینم دیگه DJ Dean جرات میکنه بره پای دستگاه
    و ریتم ها رو با ریاضی در هم تکرار کنه


    || 0 Comments



Tuesday, June 06, 2006



    مهمترین نشونه ی دوست داشتن واقعی و عمیق
    اینه که واسه طرف مقابلت احترام قایلی
    و هر جوری فکرش رو میکنی نمیتونی شخصیتش رو خورد کنی یا باهاش دعوا مرافه ی بی پرده کنی
    اگه فکر کردی عاشق کسی هستی و یادت اومد که دیروز فحشش دادی یا شخصیتش رو با چند تا تیکه ی آبدار حسابی له کردی
    بدون داری خودت گول میزنی
    دوست داشتنی که احترام نیاره نداریم.


    || 0 Comments




    با اینکه آخر ما نفهمیدیم تسویه حساب درست تره، یا تصفیه یا تسفیه
    ولی این حرکت بسیار حرکت خوبیه، باعث میشه آدم یه شاش بدون اندیشه بکنه.
    بدون اینکه محو سنگ توالت بشی و حوزه های اندیشه و عرفان رو سیر کنی
    میشاشی و میای بیرون


    || 0 Comments




    تفریح امشب من شبیه سازی بدن تو با میوه هایی است که هاویشام شسته و گذاشته روی میز.
    که مبادا فیلیپ بیاد خونه و چشمش به عدسی بد رنگ اشتها کور کن بیفته و عربده بکشه.


    || 0 Comments




    درباره ی آلبوم The Eraser
    میدونید، Radiohead شجاع ترین گروه موسقی زنده ی دنیا است
    خیلی شجاعت میخواد که حال و هوا، سبک و Material فوق العاده ی OK Computer که تعداد زیادی آدم رو به خاک و خون کشید و جر داد، رها کنی و وارد سبک نا شناخته ی Kid A بشی
    و باز هم سخته سبکی رو که در Kid A و Amnesiac به اوج رسوندی و حالا شدیدا مخاطب خودش رو پیدا کرده، نه فقط مخاطب خودش رو پیدا کرده، که بخش بزرگی از شخصیت هنری تو رو ساخته رها کنی، و دست به Material تازه ای ببری و با اندیشه و سبکی جدید وارد Hail to the thief بشی و در عین نا باوری باز هم نه تنها هیچ کدوم از سینه چاکان عاشق خودت رو از دست ندی، بلکه بتونی در تازه ای در مخاطب خودت باز کنی، و بهش حالی کنی که تو از این سبک تازه هم میتوی لذت ببری، به مخاطبت ثابت کنی که قوه ی زیبایی شناسی انسان حد و حدود نداره و هیچ جا لنگر نمیندازه.
    و حالا یک شجاعت جدید.
    Eraser با اینکه در بعضی از تراک های Hail to the thief دارای رد پای خفیفی هست، اما یک سبک کاملا نو با Material کاملا متفاوت به حساب میاد.
    سبکی که من به عنوان یک طرفدار قدیمی گروه، به سختی انتظار تولدش رو داشتم
    بگذریم
    نکته ای که توجه من رو جلب کرده اینه که Phil و Ed در این آلبوم چه نقشی داشتن؟!
    تام و برادران Greenwood که کاملا سر و صداشون پیداس، اما اون دو نفر به نظر نمیرسه که فرصت خاصی برای همکاری در همچین آلبوم سراپا الکترونیکی داشته باشن.
    مگه اینکه تام بالاخره Phil بیچاره رو هم مجبور کرده با کت و شلوار بشینه پای سینتی سایزر و ملوترون و Voice Recorder. هاها
    وقتی این آلبوم رو گوش میدادم همش اعضای گروه رو تصور میکردم در حالی که هر کدوم یک صدا تولید کن الکترونیکی عجق وجق دستشون گرفتن یا گذاشتن روی پاشون و در حالی که به شدت مست یا "غیره" هستن دارن با چشم بسته خودشون رو خالی میکنن.
    با توجه به شناختی که از گروه دارم پیشبینی میکنم که سال دیگه هم یه آلبوم بدن.
    چرا؟
    برای اینکه تام عادت داره که یه پروژه ی موسیقایی رو کامل کنه و بعد از استودیو بیاد بیرون.
    OK Computer به تنهایی یک پروژه ی موسیقایی کامل و بی نقص بود، برای همین مدتی تام و اعضای گروه رو از استودیو دور نگه داشت
    اما Kid A با اینکه در چارت انگلستان و ایالات متحده رتبه ی اول رو کسب کرد و Grammy هم برد، یک پروژه ی نا تموم بود، که سال بعد با Amnesiac تکمیل شد.
    Hail to the thief هم یک پروژه ی کامل بود، و باعث دوری گروه از استودیو برای یک مدت تقریبا بلند شد.
    از نظر من آلبوم بعدی گروه در سال آینده Release میشه و این سبک هم پرونده اش بسته خواهد شد.

    من از سه تا از تراک های آلبوم The Eraser به شدت خوشم اومد:

    1- Analyse
    2- Black Swan
    3- Harrowdown Hill

    پ.ن: شایعه های شدیدی وجود داشت مبنی بر اینکه این آلبوم یک کار سولو از Tom Yorke میباشد، با اینکه به شایعه سازها کاملا حق میدم که فکر کنن این آلبوم یک کار سولو بوده، اما باید بگم که تام خودش این قضیه رو تکذیب کرده و گفته که این یه کار مشترک از همه ی اعضای گروهه.


    || 0 Comments




    امروز بالاخره آلبوم Eraser رو با کیفیت بسیار خوب و در فرمت m4a دانلود کردم.
    یک بار در حین مقاله نوشتن آلبوم رو گوش دادم، آهنگ Analyse به نظر آهنگ جالبی میومد.
    اما من میدونم، تو میدونی، خود تامی هم میدونه که کارهای اون رو نمیشه موقع مقاله نوشتن درک کرد.
    پس صبر میکنیم تا من آمادگی کافی پیدا کنم، کمی شنا کنم و بعد برای شما توضیح بدم که چه بود و چه گذشت :)


    || 0 Comments



Friday, June 02, 2006



    ویژگی مشترک تمام آدمها، موسقی ها، نوشته ها، دانش ها، معماری ها، فلسفه ها، و به طور کلی سیستم هایی که من بهشون علاقه مند میشم،
    اینه که همگی چیزهایی هستن که در ظاهر سرشار از پراکندگی و واریانس و بی نظمی هستن
    اما اگه خوب بگردی و دقیق بشی، هیچ کدوم فاقد سیمتری و نظم نیستن
    و این یعنی من از نظم و هارمونی پنهان خوشم میاد
    نوعی از نظم و هارمونی که به سادگی قابل دریافت عقلی و احساسی نیست

    و این یعنی دو چیز رو در آن واحد دوست دارم
    1- پیچیدگی در صفر
    2- همگرایی در بی نهایت

    و از دو چیز بدم میاد
    1- سادگی در صفر
    2- واگرایی در بی نهایت


    || 0 Comments




    یکی از جذاب ترین بازی های من از کودکی تا امروز
    بازی کردن با بیوشیمی بدنم بوده
    البته مشخصا این بازی از کودکی تا امروز تفاوت هایی هم کرده
    تفاوت هایی از قبیل
    خطرناک
    تر
    شدن
    و Consequently
    هیجان انگیز
    تر
    شدن


    || 0 Comments




    Seek simplicity, and distrust it
    Alfred North Whitehead (1861–1947)


    || 0 Comments



Thursday, June 01, 2006



    نویسنده ی این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تب داشته و در پاشویه به سر میبرد
    پیشاپیش از هرگونه سرایت و رسانایی تاسف خود را اعلام میدارم


    || 0 Comments




    فکرش را میکردی...
    محافظه کارانه ترین،
    جبرآلوده ترین
    و توهین آمیز ترین
    تصمیم زندگی ات را
    درست
    در
    همان
    تاریکخانه ی تنگ
    و دراز بر همان
    دشک و ملافه
    عملی کنی
    که روزی
    آزادانه ترین،
    بی گمان ترین
    و خالص ترین
    بلند پروازی زندگی ات را
    با لکه های بزرگ خون
    روی آن
    نقاشی کرده بودی
    ؟

    اگر آدمی
    چیزی بیشتر از یک زاده ی فراموشی بود
    روزی هزار بار
    زیر کفش کینه ی خاطراتش
    مثل یک ته سیگار
    له میشد


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -   August 2018 -   September 2018 -   October 2018 -   November 2018 -