[Archive]


Tuesday, May 30, 2006



    سرتیتر های امروز روزنامه ی داخلی دیوانه خانه:
    1- کشف ارتباط مرموز بین یاور دست قیچی و لپ های هانیه بنت عبیدالله.
    2- رویت شست پای نجمه خاتون توسط مرجع تقلید آسایشگاه و اعلام عید سعید فطر.
    3- نقش تلخی کافه لاته بر پیروزی حزب کاسمکی در تست هوش عشقی.
    4- خبر جدایی عنقریب کاسمک معروف از پیوسته ترین خانواده ی مافیایی به دلیل دعوا بر سر ملوس.
    5- فوت نابهنگام دختر حاجی الماس بر اثر عدم رعایت نکات ایمنی، هنگام برقراری رابطه ی جنسی میان متوفی و علیمردان خان در مترو.


    || 0 Comments




    در دنیای موسقی چه خبره؟
    سال 2006 سال هیجان انگیزی برای موسقی راک بوده و قراره که انگیزتر هم بشه
    یک سری از گروه های نامدار که مدت ها بود غیبشون زده بود آلبوم دادن
    آلبوم هایی که من تا این لحظه گرفتم و نیوشیدم عبارت اند از:

    1-
    Title: 10,000 Days
    Band : Tool
    2-
    Title: Stadium Arcadium
    Band : Red Hot Chilli Peppers
    3-
    Title: Living with war
    Band : Neil Young
    4-
    Title: Carnival Of Rust
    Band : Poets Of The Fall
    5-
    Title: Kill
    Band : Cannibal Corpse

    و اما تحلیل دکتر از آلبوم های شنفته شده
    1- برای گروهی که خالق دو اثر استثنایی و خارج از تصور به نام های Aenima و Lateralus میباشد، این آلبوم اون هم بعد از 5 سال انتظار، موفقیت چندانی به حساب نمیاد،
    Tool در این آلبوم کاملا بر روی موسقی تمرکز کرده و مثل آلبوم های قبلی وقت چندانی صرف Lyrics و Vocals نکرده، احتمالا دلیل اصلی این قضیه هم قرطی بازی های Maynard همراه با گروه A Perfect Circle میباشد که باعث شده Smith تصمیم بگیره در آلبوم جدید یک دیلدوی بزرگ در دهان اون خواننده ی نفهم قرار بده و جز یکی دو تا تراک در بقیه ی تراک ها فقط بهش اجازه ی در آوردن صداهای حیوانی بده. به هر حال پیشنهاد میکنم حتما گوش بدین. در این دوره زمونه کمتر گروهی میتونه مثل Tool خشونت و سنگینی خاص آلترناتیو را با زیبایی و تکنیک قاطی کنه و بخش سنگین خواه گوش شما رو به بهترین نحو ارضا کنه.

    2- این افراد با مزه و بی شخصیت که بسیار محبوب قلب من هستن، این بار یک آلبوم با 28 تراک در دو CD منتشر کردن. در یک جمله اگه بخوام خلاصه کنم، بدون اینکه درگیری هرمونوتیکی خاصی با این آلبوم پیدا کنم، سوارش شدم و ازش لذت بردم، مثل همیشه هر چهار نفر در نشون دادن خلاقیت خودشون موفق بودن.

    3- یک آلبوم کلاسیک بدون نقاط Extreme، من که زیاد خوشم نیومد، Neil Young را پیش از ساختن ساند تراک های فیلم Dead Man بی شک چیز خور کرده بودند، آن موسقی اعجاب انگیز در Dead Man کجا و باقی کارهای کلاسیک و خسته کننده ی او کجا.

    4- اولین آلبومی است که از گروه میشنوم( به توصیه یکی از دوستان گوش طلایی)، یک تراک بسیار بسیار جذاب در این آلبوم وجود دارد به نام Carnival Of Rust، باقی تراک ها معمولی هستند.

    5- در یک کلام، یک آلبوم Dead Metal کاملا Generic. نکته ی جالب این آلبوم مدرن شدن موسقی و تکنیک های این گروه است که بسیار دور از انتظار من بود، این نشان میدهد که یک گروه از یاد رفته ی یک سبک از یاد رفته هم ممکن است سوار بر موج مدرن موسقی شود و دوباره علاقه مندان خود را جذب کند.

    و اما از همه ی این دراز گویی ها که بگذریم
    بی شک بزرگترین اتفاق موسقی در سال 2006 در 11 جولای به وقوع خواهد پیوست
    آلبومی با نام The Eraser از گروهی که با هر Release یک پا افسانه تر شد.
    گروهی به نام Radiohead. شمارش معکوس را آغاز میکنیم و نفس ها را حبس.


    || 0 Comments



Saturday, May 27, 2006



    زهی هوای خنک شب های بی پرستار
    زهی بیمار سر شوق آمده بر سر کمد بی حفاظ داروها D:


    || 0 Comments




    صاحب وحشی ترین نگاه و مرموز ترین خنده
    عنقریب در دستان من آرام خواهد گرفت
    روز نزدیک
    پایانی خواهد بود
    بر آن هوس کهنه
    که شیطان هم گمان نمیکرد
    زمانی
    فرو نشیند
    اندیشه ی این روزهای من، کودکی است که از خاکستر هوس کهنه خواهد خاست
    روزهای پیش از حادثه بیش از هر چیز به سکوت محتاج اند.


    || 0 Comments




    در روز چهارم ربیع الاول سنه ی ثمان و ثلاثین و اربع مئا، هانیه بنت منوچ با من در صحبت شد و همه ی "ر" ها را "ل" تلفظ کرد.

    پ.ن: لذا لذا


    || 0 Comments




    غریبه پرستی شیوه ی احمق ها است
    و احمق کسی است که پای دیکته ی ننوشته 20 میگذارد


    || 0 Comments



Wednesday, May 24, 2006



    مراسم امشب در هتل لونا راس نیمه شب آغاز خواهد شد

    پ.ن: اگر به خاطر داشته باشید هتل لونا مکانی است در جهنم که فارفلو و پیروانش را در آن به خیال خام عذاب میکنند.


    || 0 Comments




    ای بالش که بوسه های مرا و حرف های آسمانی مرا هر شب مفت و مجانی صاحب میشوی just nod if u can hear me
    ای بالش که هرگز تنی را چون تن تو بی دریغ و به شهوتی آغشته به هرمونوتیک نفشرده ام just nod if u can hear me
    ای بالش که بوی من را میدهی just nod if u can hear me
    ای بالش که ناخواسته شده ای سکرتر همه ی داد و ستد های من با آنچه نامش زنده بودن است just nod if u can hear me


    || 0 Comments




    لذتی است غیر قابل توصیف
    آن هنگام که با مثانه ی پر رو به روی در دستشویی نشسته ای
    و آبجوی خوش هیکل بلند قد را روی پایت نشانده ای
    به او عشق میدهی و از او لذت مینوشی
    و جیش را بازی میدهی
    هیچ میدانستید در بازی تاخیر، اسپرم رغیبی به سرسختی جیش دارد؟


    || 0 Comments



Tuesday, May 23, 2006




    Hey little girl
    Don't wanna cause you pain
    But the big boys feel no sorrow
    Hey little girl
    They're all the same
    But they feel no sorrow


    || 0 Comments




    نیمه شب های من
    بدون آب کردن کره لای پلو،
    بوسیدن پشت تو
    سیگار کشیدن در شیب
    و یک لحظه سکوت به یاد او
    دیگر نیمه شب نیستند

    به نظر جامع میرسه


    || 0 Comments



Sunday, May 21, 2006



    پیاده رو یک مکان کلاسیک برای عق زدن است
    عق زدن آنچه از سر معده زیادی کرده
    و عق زدن تو
    به همراه Footprint ها و لکه هایت
    که هال با شکوه ذهن من را
    با سطل آشغال زایشگاه عوضی گرفته ای


    || 0 Comments




    تمام سیستم ها زمانی به آرامش خواهند رسید
    اصطکاک را دوست داشته باش عزیزم
    نیرویی که عامل بی منت آرامش همه ی سیستم ها است
    نباید
    من و تو را
    پریشان کند :)


    || 0 Comments




Saturday, May 20, 2006



    با وجود دامنه ی عریض بی مزگی
    که حواس پنجگانه ام را مدت ها است بی سلیقه و ژنده پوش کرده
    هنوز امیدوارم
    روزگاری در جنگی شبیه آنچه در 1945 با ذلت خاتمه یافت
    زخمی نسیبم شود
    و تو همان پرستار بلند قد چشم عسلی باشی
    که یک سال بعد
    وقتی در یک بار رو باز ایتالیایی
    با یک قوطی بزرگ آبجو انتظار غروب را میکشم
    خبر بارداری ات را بشنوم

    اگر گمان میکنی اجازه میدهم پانسیون کوهستانی تو را از من بگیرد و یک مشت سانتی مانتال را هنگام بستن کتاب منقلب کند
    کور خواندی
    من و تو باید آنقدر در آن پانسیون بخوابیم و بیدار شویم
    آنقدر نفس بکشیم و بنوشیم و حرف بزنیم
    تا نسل سانتی مانتال ها از روی زمین برداشته شود

    امضا: افسری که اوراق شناسایی اش را در یک نبردگاه غربی، چال کرد.


    || 0 Comments




    افت سطح زندگی یعنی یه خرچسونه ی مردنی واسه آدم شاخ و شونه بکشه و یه مشت دلقک با لباسای عتیقه و دماغای شدیدالحفره راجع به شاخ و شونه کشیدن خرچسونه ی مردنی تحلیل سیاسی ارائه بدن و استراتژی نظامی تشریح کنن.


    || 0 Comments



Wednesday, May 17, 2006



    خستگی جسمی و فکری مفرط نه تنها من رو از کار نمیندازه
    بلکه باعث میشه یه بخش هایی از من با شدت فوق العاده عجیبی به کار بیفتن
    توضیح بیشتری نمیتونم در این باره بدم


    || 0 Comments





    دلم تنگ شده
    برای خلوت های اعجاب انگیز گذشته ی نه چندان دور
    وی وی زمانی روی واتو واتو را سفید میکرد
    زمانی پیش از این زمان
    پیش از آنکه پیر شود


    || 0 Comments




    تازگی ها بین اسپیریچوآل ها عرفان تازه ای یافته ام
    عرفانی که غایت و مرتبه ی آخرش به قول خودمانی، "خاجه شدن" است
    آنها میکوشند نقص های شخصیتی که باعث میشود یک نفر به سمت جنس مخالفش کشیده شود را در خود رفع کنند
    آنها معتقد اند که تمام انگیزه ها، غرایز و سرور جویی های آدمیزاد در متعالی ترین شکل ممکن باید در درون خود او بماند، رشد کند و ارضا شود

    آدم هایی مثل من که از کودکی، بیماری "جنسی بینی" دنیا را داشته اند در این عرفان دور ترین فاصله را با کمال دارند.


    || 0 Comments



Monday, May 15, 2006



Saturday, May 13, 2006



    مثل گاو در بی سر و تهی این حیات نفرت انگیز ماغ میکشم هنوز
    وقتی نشخوارهای شبانه از منت پر نفرتم سنگین تر میشود و
    هنوز خونی نریخته ام


    || 0 Comments




    مثل کنیز به من دادی
    مثل ارباب تو را کردم
    لیلی نبودی
    مجنون نگشتم
    عشق ما یک تف گنده است بر سقف پنتاگون نظامی(5 هـ.ق)


    || 0 Comments




    آدم ها خیلی جالب تر از حیوانات هستن
    هم جالب تر و هم غافلگیر کننده تر
    مثلا هیچ وقت ممکن نیست که وقتی دارین یک اسب رو قشو میکنید برگرده و با قیافه ی حق به جانب و به شدت دانا بهتون بگه که:
    - توی بدن من دنبال چی میگردی؟
    شپش های منو دیدی و وسوسه شدی هان؟
    چند وقته که زیر پای صاحب اصطبل نشستی تا در اونیفورم قشو کش بیای اینجا و شپش های منو سرقت کنی؟
    چشم نداری ببینی من شپشو هستم؟
    ای دزد بی اصالت


    || 0 Comments




    - ***
    - نه متشکرم، ترجیح میدم به استفراغ کردن ادامه بدم.


    || 0 Comments



Monday, May 08, 2006



    Phallicism یعنی کیر پرستی
    اطلاعات زیادی از این آیین ندارم
    هنوز با شیفتگانی از خاندان کیرپرستان آشنا نشده ام
    حتی راستش را بخواهید تا الان نمیدانستم چنین آیینی هست و پیروانی دارد
    وقتی کلمه را دیدم و در معنیش غور کردم، شوق عجیبی سر تا پایم را فرا گرفت
    اگر خواستید Phallicism را امتحان کنید و خدای مناسبتان را نیافتید
    غصه نخورید
    من یکی این زیر دارم
    و خدایی که در این نزدیکی است
    زیر این ناف عمیق
    لای آگاهی پا


    || 0 Comments



Friday, May 05, 2006



    دلتنگی مجازات کسانی است
    که زمان چشمشان را به خوشبختی عادت میدهد


    || 0 Comments




    بر من
    از ارتفاعی بلند

    تنها بر من
    از ارتفاعی بلند


    || 0 Comments




    این ساز که در دست تو است
    زمانی رقصانده ما را تا حد مرگ
    خوب آن روز را یادم هست
    ساز هم مثل ما روز آخرش بود
    بهتر است دنبال ساز نوتری باشی


    || 0 Comments




    آغاز میهمانی عصرانه
    بدین وسیله از تمامی شمشاد قدان دعوت به عمل می آید
    مکان: تنگنا


    || 0 Comments




    وقتی یک High با چند Low همخانه شود
    شرایطی فرهم میشود که High استراحتی کند و Low ها فراموش کنند بدبختی شان را
    لذا همه شادمان اند
    در این میان
    وای به روزی که High نامبرده نتیجه بگیرد به اندازه ی کافی استراحت کرده

    پ.ن: من قساوت قلب ندارم، اما شک هم ندارم که برخورد High ها و Low ها تلفات بر جا میگذارد.


    || 0 Comments




    Value اگر راستکی باشد در Attribute های Public نمینشیند
    طبیعت Database اش را دوست دارد
    هرگز Value هایش را رها نخواهد کرد
    در سرزمینی
    که Method هایش را احمق هایی مثل تو مینویسند
    Method های هوشمندانه ات را بگذار برای اندام تحتانی گشادت
    بازی کردن با Attribute های خالی از Value درست همان چیزی است
    که برای آن دست و پایت را آزاد گذاشته اند

    پ.ن: تنها دلقک ها آخرین تیر ترکش را شلیک میکنند


    || 0 Comments





    I am the key to the lock in your house
    That keeps your toys in the basement
    And if you get too far inside
    You'll only see my reflection

    It's always best when the covers up
    I am the pick in the ice
    Do not cry out or hit the alarm
    You know we're friends till we die

    And either way you turn
    I'll be there
    Open up your skull
    I'll be there
    Climbing up the walls


    || 0 Comments



Wednesday, May 03, 2006



    ورق های سررسید سنه ی ثمان و ثلاثین و اربع مئا،
    سیاه میشد از:
    - بی نظمی آزار دهنده ی قاعدگی بانو
    - پول های قرین به آب اماله ی دخل حجره
    - سنگینی لاشه ی بنده که لازمه ی جماع آن روزهای من و خاتون بود

    تورق میکنم سررسید را اکنون
    بعد از گذشت ایامی دراز
    در نبود بانو و حجره و خاتون
    با دلی پر درد و شش هایی پر صدا


    || 0 Comments




    امشب یه لنگ بیرون تاکسی یه لنگ داخل تاکسی بودم
    که یهو سرهنگ راهنمایی رانندگی با صدای کلفت و جنده کشی از پشت بلندگو گفت:
    پیکان حرکت کن آقــا!!!
    تاکسی پاشو گذاشت رو گاز و پای من رفت زیر چرخ خودروی مسافرکش
    نتیجه این شد که کف کفشم کنده شد و من نیمه سکسی وارد تاکسی شدم
    - آهای گاییدی پامو روانی، جون من مهم تره یا کون تو؟
    (علی کوچولو گفت با صدای کلفت دختر کش - با جنده کش فرق داره -)
    یارو رانندهه هم از ترسش منو تا دم در خونمون رسوند، پول هم نگرفت

    نتیجه گیری:
    اگه برم کفش پلاستیکی جفتی 2 هزارتومن بخرم و هر روز پامو بکنم زیر تاکسی،
    هزار تومن سود میکنم، چراااا؟
    چون دربست تا خونه ی ما میشه 3 هزار تومن.
    بچه های خوب این بود داستان آموزنده ی امروز ما.
    جیش به خیر.


    || 0 Comments



Tuesday, May 02, 2006



    در سیستم های حافظه دار
    فشار، علاوه بر نیرو و سطح مقطع
    به حافظه ی شیء هم وابسته است
    حافظه میتواند فلیپ فلاپ باشد
    چند رابط آبکی بین چند سلول عصبی باشد
    و یا چند خراش آشنا روی نوار مغناطیسی


    || 0 Comments




    چیزهای قوام آمده را دوست دارم
    خواه فرنی باشد
    خواه شیره
    خواه شخصیت


    || 0 Comments




    هوا گرم شده
    گرما منو یاد صورت سرخ میندازه
    صورت سرخی که سوار گاری کردم و دارم میبرم تو اصطبل باهاش کیف کنم
    چه سفت بود
    وقتی میخندید

    دنیا میرود
    تا همیشه
    سوار بر آه


    || 0 Comments



Monday, May 01, 2006



    عروسکی دارم که از صبح تا شب دستم را در سوراخ زیرش میکنم و کوکش میکنم
    تا از شب تا صبح برایم بخواند و با پاهای کوچکش به صورتم لگد های قلابی بزند
    مسخرس نه؟
    نــــــــع


    || 0 Comments




    تام در Live لیسبون آهنگی میزند به نام Lift
    قدیمی ها میگفتند ماه دیوانه را دیوانه تر میکند؟


    || 0 Comments




    مدل جدید خوابیدن
    مدل جدید پارتی های شبانه
    مدل جدید برخوردهای روزانه
    صبحانه و شام که دیگر در ناهار خلاصه نمیشوند
    شکمم که هر لحظه در پر کردن انحنای کمر او موفق تر میشود
    و دوست داشتن
    که ساکت و آرام در کنجی مینشیند
    بی آنکه شهوت دیده شدن، زبانش را خیس کند

    بی آنکه بدانی و بخواهی
    شیوه ی نوینی از دوست داشتن و حضورت را
    با چوب کبریت
    میسازم و
    خراب میکنم
    دوس...


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -