[Archive]


Thursday, August 31, 2006



Wednesday, August 30, 2006




Sunday, August 27, 2006



    میدونی خنده دار تر از خنده دار تو این زندگی چیه؟
    اینکه تمام ایدئولوژی ها و کارهایی که احمقانه و ساده لوحانه پنداشته میشن
    دقیقا نتایجی هستن که از دل زندگی در میان
    چیزهایی که موجود زنده ای به نام انسان یاد میگیره


    || 0 Comments




    تخته گاز نام فلسفه ای است که ما از داشتنش شرم نمیکنیم
    نع هرگز شرم نخواهیم کرد
    نه شرمی
    نه شکی


    || 0 Comments




    نخ من دست تو بود
    ولش کردی
    رفت هوا
    گیر کرد به پای اون
    یه مدت اینور اونور به سر و صورت رفتم
    تا پاهاش رو کرد تو آب
    و من باز شدم
    و دیگه یادم نمیاد روزگاری رو که
    درخت ها از من فرار نمیکردند


    || 0 Comments






    feels like i'm flying above you
    dream that i'm dying to find the truth
    seems like your trying to bring me down
    back down to earth back down to earth



    || 0 Comments



Saturday, August 26, 2006



    خوبه که
    دنیا انقدر کوچیکه
    که تو همیشه به اندازه ی کافی دلیل داری
    واسه اینکه ثابت کنی
    خواب نبودی (:


    ***


    کماندوی خوب کسی نیست که به موقع Uzi دست بگیره
    یا وقتی میرسه به یه پایگاه مرگبار،
    اولین برجک رو از کار بندازه و با یه قناسه ترتیب همه رو بده
    نع
    کماندوی خوب کسیه که
    وقتی خودش میمونه و یه دونه نردبون
    میدونه که چطوری
    همه ی نقشه هاش رو بر اساس اون یه دونه نردبون بازسازی کنه،
    البته بدون تلف کردن وقت و انجام کارهای جیغ!


    ***


    آقای همسایه
    عادت غریبی دارد
    بعدازظهر ها که به خانه بر میگردد
    در میانه ی کوچه دلش را میاندازد زیر دست و پای یک عالمه بچه
    و با چشم بسته سعی میکند طوری تمرکز کند که بچه ها فقط توپ را لگد کنند!


    ***

    چقدر نمکزار شده ام که درد محال بر من فرود آمد و دو نیم نشدم

    ***

    زندگی یک زن افسرده ی زیبا است
    که هر روز یک چروک در خودش پیدا میکند


    ***


    متاسفانه بیمار شما تا آخر عمرش دیگه نمیتونه کسی رو درک کنه.


    ***


    پاییز چشم من
    خیلی هایتان را زرد کرد
    ریختید
    باور میکنید؟


    || 0 Comments



Saturday, August 19, 2006




    اگر از تفریحات شبانه خواسته باشی
    میگویم مرور شیب های 10 سال اخیر
    از طریق خواب موسیقایی


    || 0 Comments




    آهای Scatterbrain!
    تو که در باران میدوی!
    در شب آبستن میشوی!
    و در آفتاب میمیری!
    هی!


    || 0 Comments




    روزی گمان میکردم آخرین نفری باشم که خودم را شگفت زده میکنم


    || 0 Comments




    تازگی ها یاد گرفتم با کرمها صحبت کنم
    کرم ها موجودات فهمیده ای هستن
    خیلی فهمیده تر از تو

    امضا: کسی که دیگر برای رام کردن تو، کرم ندارد :)


    || 0 Comments




    رفیق بنگی من وقتی میخواد منع سیگار کشیدن کنه میگه:
    این سیگار چیه تو میکشی؟
    این همه توش رو خالی کردیم، هیچی توش نبود، بود؟ پس چرا میکشی؟


    || 0 Comments




    احساس نیاز شدید به تغییر جغرافیای انسانی
    بیب
    بیب
    بیب


    || 0 Comments




    احمق های میانه راه که کاری جز کشتن زمان تو از دستشان بر نمی آید را
    دیده ای؟


    || 0 Comments



Friday, August 18, 2006





    Honey, It's been a long time coming
    And I can't stop now
    Such a long time running
    And I can't stop now
    Do you hear my heart beating
    Can you hear that sound
    Cause I can't help thinking
    And I don't look down

    And then I looked up at the sun and I could see
    Oh the way that gravity turns for you and me
    And then I looked up at the sky and saw the sun
    And the way that gravity pulls on everyone, on everyone

    Baby, It's been a long time waiting
    Such a long, long time
    And I can't stop smiling
    No I can't stop now
    And do you hear my heart beating
    And can you hear that sound
    Cause I can't help crying
    And I won't look down

    And then I looked up at the sun and I could see
    Oh the way that gravity turns on you and me
    And then I looked up at the sun and saw the sky
    And the way that gravity pulls on you and I, on you and I

    Can you hear my heart beating
    Can you hear that sound
    Cause I can't help crying
    And I wont look down

    Embrace - Gravity


    || 0 Comments



Monday, August 14, 2006



    من بارها و بارها به قصد گفتن از تو به اینجا اومدم
    و هیچ کدوم از اون بارها و بارها نه تنها چیزی از تو ننوشتم
    بلکه اشک های پیش از تحریر باعث شد به لودگی آویزان شوم و دردت از یاد ببرم
    اگر این وبلاگ زیادی فکاهی شده
    و اگه صاحب این وبلاگ هم زیادی فکاهی شده
    همش به خاط همینه
    عزیزم


    || 0 Comments




    هاها Winamp هم حالیش میشه طلوع خورشید
    ببین چه Shuffle بی نظیری واسمون دیج کرده!

    پ.ن: دیج کردن: نوازش جان با ساقی گری موزیکال


    || 0 Comments





    its only fools, they make this rules
    don try so hard
    don take it all to heart


    || 0 Comments




    چند وقت بود که طلوع خورشید رو ندیده بودم!
    کاش اون برنامه که راجع به انرژی طلوع بود رو نگاه میکردم
    بعد از این همه سال
    هنوز درومدنش دلهره و نبض میندازه به جونم
    آخ آخ آخ آی لاو یو YELLLOWIIIE


    || 0 Comments




    گاهی آدم از دل نازکی زیاد، گردن کلفت میشود
    توضیح اینکه چطور "دل نازکی زیاد" ختم میشه به "گردن کلفتی" از این مقال خارج است.


    || 0 Comments



Sunday, August 13, 2006



    یک پیرمرد چلاق با چشم های درشت سبز در محل ما هست
    آدم آرام و ساکتی است از بچگی او را دیده ام
    شب ها انصافا مدل راه رفتن و سیاهی پیمایی اش ترسناک است
    امشب که می آمدم به محض پیچیدن در خرابه دیدم که پشت سرم داره میاد
    یه لحظه پیش خودم گفتم درسته که من میدونم این آدم آرومه و از بچگی میشناسمش
    اما این مدل راه رفتن و اون چشای درشت سبز رو هر کس دیگه ای هم داشته باشه بدش نمیاد یه بار برای شوخی باهاش یه نفر رو زجرکش کنه..



    ***



    Dead Man به موقعی بود



    ***


    آهنگی جوان تر که بودم گوش میکردم
    شعرش جمله ای داشت که بدجوری باعث سوزش روحی من میشد
    آن وقت ها دلیلی نداشت که انقدر به این جمله حساسیت سوزشی نشان دهم
    اما شاید مثل حیوانات که پیش از مردن احساسش میکنند و برایش آماده میشوند
    یک جور عزاداری زود هنگام بود
    جمله بود when uv got to pay for promises, u made in the night
    و در ادامه چند تا Too late

    پ.ن: قول هایی که در تاریکی میدی، و شاید انتخاب هایی که در تاریکی میکنی


    ***


    هرگز با کسی که میتواند عاشق سوسک ها شود Date مشکوک نگذارید
    آدمی که میتواند عاشق سوسک ها شود
    بهتر است صبر کند آثار سم پاشی برطرف شود
    و دوباره یک سوسک
    برای خودش انتخاب کند
    نه تو را
    نه تو را
    نه
    تو
    را


    || 0 Comments



Saturday, August 12, 2006



    میدونی
    احساس "اتاق آینه" بودن بهم دست داده
    از بس پر از کوچه پس کوچه ام
    از بس همه ی کوچه ها و پس کوچه ها با اینکه فرق دارن مثل همن
    از بس توش گم میشم
    و از بس کل این جریان بار دراماتیک داره


    || 0 Comments




    این شاشو چی بود انداختی به جون ما هر بعد از ظهر خشتکمون بکشه رو سرمون
    اه خاک بر سر از صد تا زن بد تره


    || 0 Comments




    این روزها هر کس می آید یک بیل به این چاله میزند
    کم کم میشود از عمقش ترسید
    این آزردگی خاطر را


    || 0 Comments




    میگفتی وقتی پژوهشگر گرامی خاور وسط کنارم بود
    با ولع به سیگار پک میزدم
    انگار سعی دارم با پک زدن به سیگار چیزی را حفظ کنم
    چیزی را نگه دارم
    نگذارم آن چیز بمیرد


    || 0 Comments



Friday, August 11, 2006



    خاصیت جادوی توی کتابا اینه که ابدیه
    تو واقعیت هم جادو داریم
    اما گاهی پیش میاد که یه جادوگر واقعی از خواب پاشه و دیگه جادوش رو هیچ چیز اثر نکنه
    جادوگرای واقعی خیلی بیچاره تر از جادوگرای توی کتابا هستن :)

    پ.ن: نوشته شد با احترام برای جادوگری که طلسمش دیگر این را هم نمیتواند بخورد.


    || 0 Comments




    من دو شخصیتی ام

    شخصیت اول صبح ها چشمانش را در آینه نگاه میکند
    و از اینکه دیگر زیبا نیستند لب هایش را به هم میفشارد.

    شخصیت دوم از میان غصه های بعد از حمام صبحگاهی زاده میشود
    زاده ی درد و غم را باید ببینی
    آنقدر گیرنده هایش به لذت حساس اند
    که وقتی به کشتن چشمانش مینشیند هم
    آهنگ مورد علاقه اش را با سوت میزند


    || 0 Comments




    لطفا بهانه به دستم بده
    knife feast امشب رو دوست دارم به کلیشه ای ترین شکل ممکن تموم کنم


    || 0 Comments




    January has April's showers
    and 2 and 2 always makes up 5


    پ.ن: ur free to answer, dont disturb ur feast


    || 0 Comments




    اگر از زیر درب، نورهای گرم انبار انرژی را دیده باشی
    حتما از اینکه این انبار بر یک بشر خاکی اثر خواهد کرد اندیشیده ای
    اندیشه مکن
    این بار کسی را خواهیم آورد
    که از ابر انسان شدن باکی نداشته باشد ;)


    || 0 Comments




    ب
    ل
    ن
    د
    شو

    پ.ن: خواهش میکنم، دستور میدم، تهدید میکنم، اصرار میکنم، میکشمت، come on


    || 0 Comments




    روزی بازی های کوچک تمام خواهند شد
    و من و تو،
    بر سر آن بازی ابدی
    خواهیم نشست


    || 0 Comments



Wednesday, August 09, 2006





    That there
    That's not me
    I go
    Where I please
    I walk through walls
    I float down the Liffey
    I'm not here
    This isn't happening
    I'm not here
    I'm not here

    In a little while
    I'll be gone
    The moment's already passed
    Yeah it's gone
    And I'm not here
    This isn't happening
    I'm not here
    I'm not here

    Strobe lights and blown speakers
    Fireworks and "hotels"
    I'm not here
    This isn't happening
    I'm not here
    I'm not here

    How To Disappear Completely - Radiohead


    پ.ن:
    ای همه ی آنهایی که اثر انگشتتان بر تن این زندگی مانده
    من و او
    امشب
    حمام خواهیم کرد


    || 0 Comments



Tuesday, August 08, 2006





    i am the woman in love
    and i do anything
    to get u into my world
    and hold u within


    Barbara Steisand - Woman in love


    || 0 Comments




    آدما خیلی عجیب شدن
    بهشون توهین که میکنی فکر میکنن داری ازشون تعریف میکنی
    مسخرشون که میکنی خوشحال میشن و به خودشون میبالن
    !


    || 0 Comments




    حماقت ها دو دسته اند
    آنهایی که خاطره شان آزار میدهد
    و آنهایی که خاطره شان میتواند یک روز تمام تو را از زندگی بگیرد و به آسمان بدهد



    ***



    عجب چیز کوفتیه این!
    امیدوارم آخر عاقبتش بیلاخ نباشه
    خیلی داره حال میده



    ***



    زشت ترین آدمها، آینه ها هستند
    آینه بودن فقط شیشه و نقره را سزد
    آدمی که آینه شود نقره داغ و شیشه خرده در ما تحتش باد



    ***



    کفش و ساعت و کمربند و پوشتش رو یارو تا دسته ست کرده
    بعد دست یه بد ترکیب دهاتی رو گرفته با خودش آورده
    در صورتی که آدم باهاس اول partner ست کنه بعد مطابق با اون کمربند و تکمه سر دست و میله لا پا...


    ***



    بترکه چشم حسود
    خوار حسود گاییده بشه
    مامان حسود با پسر رضازاده سکس دهانی کنه
    چشم ندارن ببینن آدم مو لا درزش نمیره.


    ***


    ع-نوشت
    چقدر از بالای این تپه که ایستاده ایم
    ارزش آدمها خوب پیدا است.


    ***

    Nino Rotta وقتی فیلم Godfather رو اولین بار در سینما دید
    در سالن سینما مغز خانمی میان سال را نمود و شب او را به خانه برد
    شب تا صبح خانم میان سال سیگار میکشید و برایش حرف های آشنا میزد
    فردایش با هم ازدواج کردند
    دو هفته بعد آن اثر بی نظیر خلق شد
    و هشت هفته بعد همه چیز تمام شده بود

    پ.ن: به نظر من یکی از دلایل طلاق رایج میان هنرمندا اینه که وقتی با یکی ازدواج میکنن یا عاشقش میشن، بلافاصله طعم اون عشق رو تو یه اثر هنری جاودان میکنن و دیگه نیازی به جاودان نگه داشتن رابطه احساس نمیکنن.


    || 0 Comments



Monday, August 07, 2006



    یه Band پیدا کردم به اسم Agalloch
    آلبوم امسالش رو دانلود کردم
    بعد از مدت ها یه آلبوم متال حسابی!
    متال! ژرف

    ***


    ما وقتی میخوایم بگیم یه چیزی خیلی کار راحت کنه میگیم گلابیه
    حالا این دوستان کس مشرب ما پروژه ای درست کردن به نام PEAR
    واقعا بی نظریه
    شما میتونید یک RSS خون درست و حسابی رو در کمتر از 5 دقیقه باهاش درست کنید
    من یه دونه درست کردم که بهش چند تا آدرس XML یا RDF یا RSS یا KOOFT میدین و اون تشخص میده چه مطالبی اضافه شده و اون رو از طریق ایمیل به اعضا میفرسته (بحث قسمت بندی کردن میل لیست ها هم بحثیه البته)


    ***



    متاسفانه باید اعتراف کنم خورده محبت های توی خیابون و زیر خیابون و دور خیابون میتونه یه انسان تشنه ی روابط انسانی رو کاملا سیراب کنه. زیاد تو ارزش گذاری ها بلند پروازی نکنید (;


    ***


    من سه سال یه بار آدامس کوفتی نیکوتین رو درسته میندازم تو دهنم و مثل گاو نشخوارش میکنم و بعد تا سه سال از سر درد حاصله عبرت توشه (توش) میکنم.


    ***


    همین روزها باید باشه
    نه؟
    واقعا نمیتونم قدرت این یکی رو تخمین بزنم
    بعد از این مراحل کشنده ی فسیلیزاسیون
    هر صدایی این گونه هول به دل تارزان نمی اندازد


    || 0 Comments




    عزیزم
    غرفه ی دائمی نمایشگاه الماس رو فروختم به شوهرت
    پریشب هم بهش یه شماره دادم که میتونه باهاش آبجو بگیره
    چند تا فیلم آموزشی هم ریختم رو موبایلش
    گرچه فیلما یه کم آماتوره ولی واسه تحریک قوای اون زپرتی کافیه
    فکر کنم بی حساب شدیم


    || 0 Comments



Saturday, August 05, 2006



    بابای جدیدم امروز به خاطر سه تا اشتباه تنبیهم کرد
    1- خوردن آب با بطری
    2- زیاد آوردن توتون در بار زدن سیگاری
    3- دیر اومدن سر کار
    4- خنده های هیستریک غیر قابل کنترل موقع سخنرانی بابا
    5- لاس زدن با خواهر زن سابق بابا


    || 0 Comments




    سیرکمون زیادی کامل شد
    اصلا قصد نداشتم انقدر توی طنز کلفت بشیم
    میدونید امروز حساب میکردم دیدم 15 تا ببر و 33 تا خرگوش و 1 شیر اینجا اضافی داریم
    من یک آدم جدی هستم
    آهای


    || 0 Comments






    Chris Isaak - Wicked Game



    ***


    Ennio Morricone شب ها می آید
    و شریک میشود با من
    جای تنگ میان میز و کاناپه را

    با رنگ و ساز
    و تعداد محدودی دکمه
    فرسوده میکنیم
    باقیمانده ی رگ هایت را

    تا
    من و یادش
    در میانه
    به پادشاهی گذریم

    نازا میکنیم
    رحمی را
    که آبستن پوزخند میتواند شود
    بی گمان
    به اولین موی سپید
    در ادرار متروک صبح زمستان

    Ennio میگوید باقی مانده های انسان در اواخر میانسالی دورش حلقه میزنند و او را هووو میکنند
    این حرف آغاز مکتبی است
    در فاصله ی خالی میان میز و کاناپه
    جایی که آدمی تکه هایش را به کار سخت میگیرد
    با رنگ و ساز
    و تعداد محدودی دکمه


    ***


    ارکستر لندن دیشب به گپ بین میز و کاناپه آمده بود
    آهنگ های Featured اجرا شده عبارت بودند از
    1- "اگه تلفون میکونم" اثر همیرا
    2- Nostalgie اثر Julio Iglesias
    من و چای-می هم اونجا بودیم.


    || 0 Comments



Wednesday, August 02, 2006



    یک تکه میکند و میگذارد کف دستم
    با این کارها آخر مس ما هم زر خواهد شد


    || 0 Comments




    آخرین حرف به زودی از دهانت خواهد پرید


    || 0 Comments



Tuesday, August 01, 2006



    خستگان را بینی
    انبوه انبوه
    که مثل آب در سوراخ های سطح شهر فرو میشوند
    و تو میمانی
    با بسته های خوشرنگ انرژی
    در غروبی که بی گمان برتری ماهوی دارد بر
    روز


    || 0 Comments



March 2004 -   April 2004 -   May 2004 -   June 2004 -   July 2004 -   August 2004 -   September 2004 -   October 2004 -   November 2004 -   December 2004 -   January 2005 -   February 2005 -   March 2005 -   April 2005 -   May 2005 -   June 2005 -   July 2005 -   August 2005 -   April 2006 -   May 2006 -   June 2006 -   July 2006 -   August 2006 -   September 2006 -   October 2006 -   November 2006 -   December 2006 -   January 2007 -   February 2007 -   March 2007 -   April 2007 -   May 2007 -   June 2007 -   July 2007 -   August 2007 -   September 2007 -   October 2007 -   November 2007 -   December 2007 -   January 2008 -   February 2008 -   March 2008 -   April 2008 -   May 2008 -   June 2008 -   July 2008 -   August 2008 -   September 2008 -   October 2008 -   November 2008 -   December 2008 -   January 2009 -   February 2009 -   March 2009 -   April 2009 -   June 2009 -   July 2009 -   August 2009 -   September 2009 -   October 2009 -   November 2009 -   December 2009 -   January 2010 -   February 2010 -   March 2010 -   April 2010 -   May 2010 -   June 2010 -   July 2010 -   August 2010 -   September 2010 -   October 2010 -   November 2010 -   December 2010 -   March 2011 -   April 2011 -   May 2011 -   July 2011 -   August 2011 -   September 2011 -   October 2011 -   November 2011 -   January 2012 -   February 2012 -   March 2012 -   April 2012 -   May 2012 -   June 2012 -   July 2012 -   August 2012 -   September 2012 -   October 2012 -   November 2012 -   December 2012 -   January 2013 -   February 2013 -   March 2013 -   April 2013 -   May 2013 -   June 2013 -   September 2013 -   October 2013 -   November 2013 -   December 2013 -   January 2014 -   February 2014 -   March 2014 -   April 2014 -   May 2014 -   June 2014 -   July 2014 -   August 2014 -   September 2014 -   October 2014 -   November 2014 -   December 2014 -   January 2015 -   February 2015 -   March 2015 -   April 2015 -   May 2015 -   June 2015 -   July 2015 -   August 2015 -   September 2015 -   October 2015 -   November 2015 -   December 2015 -   January 2016 -   February 2016 -   March 2016 -   April 2016 -   May 2016 -   June 2016 -   July 2016 -   August 2016 -   September 2016 -   October 2016 -   November 2016 -   December 2016 -   January 2017 -   February 2017 -   March 2017 -   April 2017 -   May 2017 -   June 2017 -   July 2017 -   August 2017 -   September 2017 -   October 2017 -   November 2017 -   December 2017 -   January 2018 -   February 2018 -   March 2018 -   April 2018 -   May 2018 -   June 2018 -   July 2018 -